هشت تا بچه تو یه خونه تنهای تنها هستن
اولی پای کامپیوتره
دومی داره با گوشی واسه بمب خنده کامنت میزاره
سومی داره غذا درست میکنه
چهارمی داره تلوزیون میبینه
پنجمی داره لباس هاشو میشوره
ششمی داره شطرنج بازی میکنه
هفتمی هم داره ظرف هارو میشوره
هشتمی مشغول چه کاریــه ؟؟؟
جوابش با شما...
توجه هر وقت نظرات این پست به 5 به اون ور رسید جوابو باز میکنم (رمز داره)
عروس عادی:
با اجازه بزرگ ترها بله......(اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه)
عروس لوس:
بع................له
ادامه..........
عروس زیادی مؤدب:
با اجازه پدرم,مادرم,برادرم,خواهرم,دایی جون,عمه جون,زن عمو کوچیکه,نوه خاله عمه شکوه,..............
مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، … ، …
(این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن)…!
عروس خارج رفته:
با پرمیشن گریت ترهای فمیلی … اُ یس
عروس خجالتی:
اوهوم
عروس قلدر:
به کوری چشم پدرشوهر,مادرشوهر و همه فکو فامیل این بزغاله(اشاره به داماد)آره...
(وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)
عروس هنرمند:
با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، …، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی،مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش،.......آری میپذیرم....
عروس داش مشتی:
با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام…….
عروس فمنیست:
یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله … چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! …یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین …
نام رمان : دور از انتظار
نویسنده : samane21 کاربر انجمن نودهشتیا
حجم کتاب : ۱٫۸ (پی دی اف) – ۰٫۲ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۱٫۰ (APK)
ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK
تعداد صفحات : ۱۹۰
خلاصه داستان :
رها بزرگی تک دختر میلاد بزرگی و سیما زند و هم چنین نتیجه یه عشق گرم و پر از مشکلات هست . رها تا ۱۹سالگی از خیلی واقعیت های زندگی پدر و مادرش بی خبر هست تا این که بعد از کشته شدن مادرش دفتری رو پیدا میکنه که قسمتی از خاطرات مادرش درش نوشته شده و یه مقدار از معما های ذهن رها رو حل میکنه ولی معما های دیگه ای رو اضافه میکنه که باعث میشه رها به خاطر حل اون ها و فرار از باور مرگ مادرش تن به یک ازدواج سوری با سرگرد جوان و مغروری رو بده که باعث میشه مسیر زندگیش به چالش ها و دشواری های زیادی کشیده بشه و از روند طبیعی و بی خبریش جدا شه …