وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

چرا در زمستان هم غرق عرقم؟

تک دختر



بدبویی و خیسی صورت، دست ها و زیر بغل کلافه تان کرده؟ شاید بیماری شما جدی تر از چیزی باشد که تا به حال فکر می کرده اید! مهم نیست چند ساعت از حمام کردن تان گذشته باشد؛ برای شمایی که با مشکل تعریق بیش از اندازه روبه رو هستید، چندین بار دوش گرفتن در روز و استفاده از انواع ضدعرق ها و اسپری ها بی فایده است.
تعریق بیش از اندازه نه تنها می تواند لباس های تان را خیس و بدحالت جلوه دهد بلکه ممکن است شما را از روبه رو شدن با دیگران بترساند و به سدی در ارتباطات تان تبدیل شود. اگر شما هم برای عرق ریختن نه به گرما نیاز دارید و نه فعالیت های سنگین ورزشی، توضیحات متخصصان سیب سبز را در ادامه بخوانید. آنها برای تان توضیح می دهند که چه بیماری هایی می تواند دلیل تعریق شما باشد و برای خلاص شدن از این وضعیت از چه روش هایی می توانید استفاده کنید.
پسرها بیشتر عرق می کنند یا دخترها؟
مشکل تعریق بیش از حد بیشتر در میان جوانان و نوجوانان زیر ۳۰ سال دیده می شود و دختران هم بیشتر از پسران با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند. اما در افراد مسن مشکل تعریق بیش از اندازه را کمتر می بینیم مگر اینکه این تعریق منشأ دیابتی داشته باشد.
چرا زیاد عرق می ریزید؟
تعریق کف دست یا بقیه نقاط بدن به طور کلی معلول است نه علت. به بیان دیگر تعریق، یک علامت است و نه یک مرض. درست مانند سردرد که ممکن است در اثر بی خوابی ایجاد شود، نمره عینک در آن دخیل باشد، در اثر سینوزیت ایجاد شود یا حتی در نتیجه تومور مغزی باشد. در اینجا هم سردرد یک معلول و نشانه بیماری است. تعریق زیاد دلایل متعددی می تواند داشته باشد و به تبع آن، درمان های دارویی متفاوتی هم دارد. تنها با شناختن علت است که می توان این مشکل را حل کرد.
مضطربید؟
شایع ترین دلیل تعریق بیش از حد، نوروز(nevrose) اضطرابی است که ویژه افراد مضطرب است. این افراد برای عرق ریختن نه به هوای گرم و آفتاب بلکه به یک عامل استرس زا نیاز دارند.
تیروئیدتان پرکار است؟
یکی دیگر از عللی که سبب تعریق بیش ازحد می شود پرکاری غده تیروئید و افزایش متابولیسم بدن به هر علتی است که می تواند سبب فعال شدن غدد عرق در هر ناحیه از بدن شود.
سوخت و سازتان زیاد است؟
هر نوع هایپرمتابولیسم یا افزایش سوخت و ساز بدن می تواند سبب این تعریق شود. افرادی که سوخت و سازشان بالاست حتی در سرمای زمستان هم بیشتر از آدم های دیگر عرق می ریزند.
دیابت دارید؟
دیابت یکی دیگر از عواملی است که سبب تعریق زیاد بدن به طور عمومی یا در نقاطی خاص مثل کف دست، زیر بغل، کف پا
و. . . می شود.
از حال می روید؟
افرادی که از تعریق زیاد رنج می برند باید دائم آب بخورند تا بدن آنها با کم آبی مواجه نشود. اگر این مشکل مقارن با تابستان شود و تعریق هم از نوع حاد باشد، ممکن است دردسرهای زیادی برای بیمار ایجاد کند و شاید پزشک حتی مجبور به تزریق سرم برای فرد شود. در نوع تعریق زیاد اما معمولی(تعریقی که زیاد است اما هنوز حاد نشده)، مبتلایان از نظر روانی دچار مشکلاتی می شوند. برای مثال نمی توانند با دیگران دست بدهند، قلم به دست بگیرند و. . . و همین اتفاقات آرامش روانی شان را به هم می ریزد.
بگو چطور عرق می ریزی تا بگویم چه بیماری داری!
عرق تان گرم است؟
در پرکاری تیروئید،عرق بیمار گرم است و فرد مبتلا به دلیل لاغری و کاهش وزن با وجود پرخوری، لرزش انگشتان دست، تندی ضربان قلب و نبض به پزشک مراجعه می کند. درکل می توان گفت در تعریق های ناشی از پرکاری تیروئید، کف دست فرد اغلب مرطوب و گرم است.
عرق تان سرد است؟
در نوروز اضطرابی، اوضاع کمی متفاوت است. افرادی که استرس پذیر هستند، ممکن است در حالت های هیجانی، در اثر تحریک پذیری عصبی و استرس، کف دستشان مرطوب شود که بیشتر جنبه عصبی دارد. این افراد عرق سرد دارند یعنی در مواقع استرس و اضطراب، کف دست آنها سرد و مرطوب می شود.
سرتان عرق می کند؟
تعریق ناشی از دیابت نیز ویژگی های خاص خود را دارد. دیابتی ها از نوعی تعریق رنج می برند که بیشتر بالاتنه یعنی تنه و سر و صورت را درگیر می کند و هرگز در پای این افراد چنین تعریقی دیده نمی شود.
دست تان عرق می کند؟
در افراد استرس پذیر جوان، تعریق بیشتر در کف دست، زیر بغل و به صورت پراکنده دیده می شود. زمانی که این افراد دچار اضطراب می شوند، فورا زیر بغل یا کف دست های شان از عرق خیس می شود.
مدام عرق می ریزید؟
نوعی تعریق شدید دائمی نیز وجود دارد که معمولا به دلیل فعالیت بیش از حد غدد عرق بدن است. در مواقع حاد آنقدر کف دست بیمار عرق می کند که در مدتی که در اتاق انتظار نشسته مجبور می شود به دفعات به دستشویی برود و دستش را خشک کند. البته این حالت های شدید، نادر و کمیاب است و به ندرت اتفاق می افتد.
باید کدام بیماری را درمان کنید؟
از آنجا که تعریق بیش از حد، منشأهای متفاوتی دارد درمان آن نیز باید با توجه به علت این بیماری باشد. دکتر بیتا پاک طینت، متخصص پوست و مو می گوید:«در زن یائسه از هورمون درمانی، در حساسیت به دارو از جایگزینی دارو و در تیروئید از داروهای درمان این بیماری استفاده می شود. اگر هم افزایش تعریق ناشی از استرس باشد، حتما مشاوره اعصاب و روان ضروری است و بیمار باید به این پزشکان ارجاع داده شود چون کنترل استرس و اضطراب بحثی تخصصی است و باید به دست متخصص درمان شود. »
باید لیزردرمانی کنید؟
لیزردرمانی هم یکی از تدابیر درمانی است که در بعضی موارد می تواند موثر باشد ولی درست مانند هر تکنولوژی دیگری، مشکلاتی ممکن است ایجاد کند. دکتر جزایری می گوید:« لیزر، اشعه ای است که به پوست وارد می شود پس باید در این کار از دستگاه مناسب این کار استفاده شود و لیزر هم توسط افرادی خبره و کارشناس این کار و با طول موج مشخص استفاده شود تا عوارضی برای فرد ایجاد نکند. »
تعریق با رژیم درمان می شود؟
دکتر پاک طینت می گوید:«داروهای آنتی کولینرژیک را می توان به صورت خوراکی و سیستمیک نیز مصرف کرد اما عوارض دارد. مصرف این داروهای خوراکی علاوه بر عملکرد اعصاب خودکار، می تواند بر تمام بدن از جمله دستگاه گوارش، مجاری ادرار، چشم و. . . تاثیر بگذارد؛ مثلا می تواند روی چشم هم تاثیر بگذارد و تغییر و تاری دید ایجاد کند.
مثانه و ادرار هم ممکن است در اثر این داروها دچار مشکل شوند. یبوست هم یکی دیگر از تبعات مصرف خوراکی این داروهای آنتی کولینرژیک است. پس استفاده از این داروها هم عوارض دارد و همیشه نمی توان از آن استفاده کرد. برخی داروها هم وجود دارند که مسدودکننده کانال کلسیم هستند و می توانند نقشی موثر در کاهش میزان تعریق داشته باشند ولی این مورد هم عوارض دارد و چندان توصیه نمی شود. »
درمان موضعی هم دارد؟
بخشی از درمان ها به کنترل تحریک سیستم عصبی به صورت موضعی مربوط می شود. دکتر پاک طینت می گوید:«در درمان های آنتی کولینرژیک موضعی، نقاطی از بدن مثل کف دست، پا یا زیر بغل که سیستم های عصبی خودکار، ترشح غدد را کنترل می کنند مورد توجه است. (آنتی کولینرژیک به مواد یا داروهایی گفته می شود که مانع تاثیر استیل کولین حاصل از اعصاب خودکار بر غدد عرق می شوند . )» این متخصص معتقد است در این درمان موضعی از ترکیبات و محلول هایی موضعی مثل ترکیبات آلومینیوم، پرمنگنات پتاسیم، اسیدبوریک و. . . استفاده می شود که می توان آن را به صورت پانسمان شب ها روی کف دست گذاشت تا هم جایی را کثیف نکند و هم به مدت چند ساعت روی دست بماند.
به مرور زمان دفعات استفاده از این داروی موضعی،کم می شود به عنوان مثال اول این ترکیبات را هر شب باید استفاده کنند بعد یک شب در میان می شود و بعد هم به هفته ای یک شب می رسد. البته از نظر او این درمان اساسی نیست و فقط کنترل کننده علائم محسوب می شود؛ یعنی اعصاب خودکار به صورت موقت غیرفعال می شوند.
باید بوتاکس بزنید؟
بوتاکس این روزها به عنوان یک داروی ضدعرق معرفی می شود و در برخی مطب ها برای جلوگیری از تعریق بیش از حد به بیماران تزریق می شود. اما از نظر دکتر جزایری استفاده از بوتاکس برای از بین بردن این مشکل اصلا علمی نیست. او می گوید: «چنین تسکین های موقت و مطبی تنها صورت مسئله را پاک می کنند و کمکی به حل مشکل اصلی نمی کنند. گذشته از این، از آنجا که اثر بوتاکس بعد از پنج تا شش ماه از بین می رود دوباره بیمار باید عمل تزریق را انجام دهد. »
دکتر بیتا پاک طینت هم در این مورد توضیح می دهد: «مشکلی که در تزریق بوتاکس وجود دارد این است که کف دست یا پا پر است از عضله هایی که منجر به حرکات انگشتان می شود. اگر به هر دلیلی هنگام تزریق بوتاکس نشتی وجود داشته باشد با اینکه هدف پزشک، غدد عرق موجود در کف دست بوده است ولی بوتاکس به عضله برسد انگشتان ضعیف می شوند هرچند اثر آن در نهایت تا یک ماه از بین می رود ولی می تواند زمینه نگرانی بیمار را فراهم کند.
این مشکل اگر در زیر بغل یا کف پا هم ایجاد شود می تواند ضعف حرکت دست یا پا را همراه داشته باشد. » پاک طینت معتقد است: «از درمان بوتاکس همه مردم نمی توانند استفاده کنند و محدودیت هایی وجود دارد به عنوان مثال زنان باردار، کسانی که به بوتاکس حساسیت دارند و همچنین مبتلایان به بیماری های عصبی مانند سندرم گیلن باره نمی توانند از بوتاکس استفاده کنند. در سندرم گیلن باره، درست مثل کار بوتاکس، سیناپس های عصبی عضلانی هرازگاهی بلاک می شوند پس استفاده از بوتاکس عملا بر مشکل آنها دامن می زند و نباید از آن استفاده
کنند
باید اعصاب را قطع کنید؟
دکتر جزایری، فوق تخصص غدد و متابولیسم می گوید: «در مواردی که مشکل بیمار حاد باشد مثلا دائم در محیط کار عرق بریزد و در زندگی روزمره او ایجاد اختلال کند و آن را تحت الشعاع قرار دهد، مجبوریم از اقدامات جراحی مثل قطع عصب سمپاتیک در همان ناحیه که تعریق زیاد است یا تزریق بوتاکس استفاده کنیم که هیچ کدام توصیه نمی شود. »
چه عوارضی دارد؟
این متخصص می گوید: «در قطع عصب سمپاتیک، تعریق به طور کامل از بین می رود و بدن کاملا خشک می شود که خودش نوعی بیماری محسوب می شود چون عرق هم وجودش برای طراوت پوست لازم است. علاوه بر آن، قطع عصب سمپاتیک می تواند منجر به اختلال در رنگ پوست شده و عوارضی مثل اختلال در قدرت عضلانی ایجاد کند. »
باید دارودرمانی کنید؟
دکتر منوچهر جزایری می گوید: «یکی از درمان های موضعی، استفاده از برخی محلول هاست.» او توضیح می دهد:
«به عنوان مثال محلول هایی مثل آلومینیوم کلراید ۲۰درصد وجود دارد که در چند نوبت باید کف دست بیمار به آن آغشته شود. داروهای خوراکی هم در درمان این مشکل نقش دارد به عنوان مثال در پرکاری تیروئید، داروهایی برای حل این مشکل و در نتیجه کاهش تعریق تجویز می شود و در افراد نوروز اضطرابی هم بسته به شدت و ضعف بیماری، از داروهای آرامبخش ضد اضطراب استفاده می شود. »
چه عوارضی دارد؟
از نظر دکتر جزایری استفاده خودسرانه از داروها، یکی از مشکلاتی است که توسط بسیاری افراد نادیده گرفته می شود. مبتلایان به تعریق زیاد فراموش می کنند عرق کردن بیماری نیست بلکه نشانه یک بیماری است که باید به طور کامل درمان شود و مشکلات بسیار ناشی از آن که تنها یکی شان تعریق است بعد از مدتی درمان برطرف شود.
الکتریسیته درمان تان می کند؟
روش درمان با استفاده از جریان الکتریسیته، فقط برای عرق کف دست جواب می دهد. به گفته دکتر بیتا پاک طینت، متخصص پوست و مو در این روش بالشتک هایی روزانه به مدت نیم ساعت کف دست قرار می گیرد تا با عبور جریان الکتریسیته از کف دست، به نوعی فعالیت غدد عرق کنترل شود. او توضیح می دهد: «این روش درمانی۷۰ ۶۰ سال است که مورد استفاده است ولی باز هم درمان اساسی محسوب نمی شود و تنها کنترل علائم بیماری است. درضمن این درمان، خانگی نیست و حتما برای هر بار استفاده از بالشتک ها، بیمار باید به مطب مراجعه کند و این کار را تحت نظر متخصص تجربه کند.»
می توان جراحی کرد؟
تحریک اعصاب خودکار سبب ترشح بیش از حد غدد عرق می شود. به همین دلیل دکتر پاک طینت می گوید می توان با مسدود و قطع کردن عصب، این تاثیر را کاهش داد که این هم توسط پزشک جراح انجام می شود. او توضیح می دهد:«در این جراحی، همه عصب درگیر نمی شود و تنها یک تکه از عصب مورد توجه پزشک است.
اعصاب علاوه بر نقش و عملکرد عمومی که دارند در مسیرهایی نیز حالت اختصاصی تر پیدا می کنند که پزشک با شناسایی عصب و چنین مسیرهایی به عنوان مثال یک تکه بسیار کوچک از عصب که مسئول تحریک غده عرق مثلا کف دست راست است را بلاک می کند که روش مناسبی است.»
با طب سنتی مهارش کنید
دکتر احمدعلی آقارفیعی، پزشک متخصص طب سنتی معتقد است تعریق بیش از اندازه تنها در اثر به هم خوردن تعادل مزاج طبیعی بدن اتفاق می افتد.
حنا بگذارید
کسانی که با مشکل تعریق زیاد مواجه هستند می توانند کل بدن را چند ساعت در حنا قرار دهند تا هم بوی بد بدن از بین برود و اصلاح شود و هم مقاومت بدن افزایش یابد. گذاشتن حنا را باید هفته ای یک بار انجام داد تا زمانی که مشکل حل شود. اگرهم این بیماران نگران رنگ گرفتن پوست خود هستند، می توانند تنها نقاطی از بدن مانند کف دست یا زیر بغل که در آن نواحی مشکل تعریق زیاد دارند را حنا بگذارند.
گل بنفشه را فراموش نکنید
گل بنفشه از گیاهانی است که مزاج را متعادل می کند و بیماران برای کاهش میزان تعریق بدن می توانند بدن را با روغن گل بنفشه ماساژ بدهند.
سراغ گلاب بروید
اصولا عرق کردن برای بدن مفید است و ضرری ندارد. درواقع تعریق یکی از راه های دفع سموم بدن محسوب می شود اما اگر بیش از اندازه عرق می کنید، استفاده از گلاب به صورت خوراکی و ماساژ دادن بدن را جدی بگیرید.
حسابی آب بنوشید
این بیماران باید به مصرف مایعات، آب و غذاهای گیاهی بسیار توجه کنند و میزان مصرف آنها بیشتر از مردم عادی باشد چون تعریق بسیار بالاست و پوست را خشک می کند. درمان ها و داروهای گیاهی نیز ضرر ندارند و بسته به تجربه کسی که آن را تجویز می کند، می توان از آن استفاده کرد.
مریم گلی دم کنید
مریم گلی یکی از گیاهان دارویی خوراکی است که در درمان تعریق زیاد می تواند موثر باشد. بیماران می توانند یک قاشق مرباخوری از این گیاه را مانند چای دم کنند و چنانچه تمایل دارند، آن را می توانند با عسل هم مخلوط کرده و دو تا سه بار در روز از این مخلوط مصرف کنند.
از آب زرشک کمک بگیرید
این افراد می توانند آب زرشک را با کمی عسل مخلوط کرده و آن را به عنوان نوشابه بنوشند. عرق کاسنی به ویژه برگ آن بسیار مناسب کسانی است که از این مشکل رنج می برند و می تواند مزاج آنها را متعادل کند.
سراغ انرژی زاها نروید
متابولیسم بدن بیمارانی که مشکل تعریق زیاد دارند بسیار بالاست پس باید از خوردن غذاهای انرژی زا پرهیز کنند. به عنوان مثال کمتر شیرینی مصرف کنند. این بیماران بهتر است شکلات حتی از نوع تلخ آن را زیاد نخورند چون انرژی زاست. همچنین غذاهای پرادویه را مصرف نکنند. غذاهای گیاهی سبب کمتر عرق کردن می شود پس چنین غذاهایی را در برنامه روزانه خود بگنجانید.
با شیر دوست شوید
این دسته از بیماران نباید مرغ و فست فود مصرف کنند و درمقابل، لبنیات باید جای ویژه ای در سبد خرید آنها داشته باشد. باید لبنیات، به ویژه ماست را با آویشن یا سیاه دانه مصرف کنند. همچنین چربی های طبیعی مثل کره گاومیش، ماست گاومیش، روغن کنجد، روغن زیتون و غذای آبگوشت برای آنها منعی ندارد.
ویتامینه شوید
مصرف آب میوه ها به شرطی که طبیعی باشد بسیار مناسب است، نه اینکه دارای مواد نگهدارنده و افزودنی باشد. کمبود انواع ویتامین در بدن می تواند سبب تعریق زیاد شود پس خوردن سبزیجات، میوه ها و کمی گوشت به آنها پیشنهاد می شود.
رطب بخورید
با وجودی که بسیاری تصور می کنند رطب طبع گرم دارد ولی رطب یا خرمای تازه مزاج متعادلی دارد و به همین دلیل یکی از بهترین غذاها برای متعادل کردن مزاج محسوب می شود ولی خرمای سیاه که خشک شده، مزاج گرم دارد و نمی تواند به برطرف کردن مشکل شما کمکی کند.
اگر زیاد عرق می کنید، قبل از خود درمانی از دلایل این موضوع باخبر شوید
اگر طبع گرم دارید . . .
تعریق زیاد در همه سنین دیده می شود مخصوصا اگر افراد طبع گرم داشته باشند. این افراد در تابستان، وقتی که بدن شان گرم می شود یا هنگام غذا خوردن، بیشتر عرق می کنند چون متابولیسم بدن آنها فعال تر می شود و مجبورند عرق کنند. درواقع در این افراد تفاوت درجه حرارت بدن با محیط است که این واکنش را ایجاد می کند و به تعریق بیش از حد منجر می شود.
اگر شب ها عرق می کنید. . .
تعریق شبانه می تواند نتیجه بیماری های عفونی باشد یا گاهی در زمان یائسگی به خاطر به هم خوردن توازن هورمون ها ایجاد شود. در بیماری های عفونی باید با آزمایشات پاراکلینیک، علت را جست وجو کرد و بعد به درمان پرداخت. به طور کلی، درمانگران طب سنتی هم در بسیاری مواقع با کمک این آزمایش ها تشخیص قطعی را اعلام و درمان بیمار را آغاز می کنند.
اگر بدن تان سمی شده...
یکی دیگر از راهکارهای درمان تعریق بیش از حد، حجامت است. زیر پوست، جریانی غیر از خون به نام لنف جریان دارد که ممکن است دچار مشکل شده باشد. با کمک حجامت قبل از خونگیری(فصد)، مایع لنفاوی و عناصر سبک مانند قند و سلول های چربی مرده نیز از این منافذ خارج می شوند و این کار برای مردم مفید است. در حجامت مواد زائد بدن دفع می شود.
اگر مزاج تان به هم ریخته...
سفر در درمان بیماری هایی که در اثر به هم خوردن تعادل مزاج ایجاد شده باشد نقش دارد. در کسانی که از تعریق رنج می برند ممکن است آرامش محیطی و همچنین تغییر آب وهوا دراثر مسافرت،سلامت را به آنها بازگرداند. عصبی که در اثر خشکی، سردی و گرمی مزاجش تغییر کرده، می تواند برگردد و فعالیتش را دوباره از سر بگیرد حتی اگر سال ها از آن گذشته باشد.
میترا جلیلی

قابل توجه پسر دارها

تک دختر


حتما بارها از زبان نوجوانان یا دانش آموزان خود شنیده اید که برای رد پیشنهاد شما در خواندن مطلب یا کتابی که به نظر شما خیلی جالب می آید، با این عبارت خود را توجیه می کنند " این را دوست ندارم بخوانم چون حال نمی دهد!" تفاوت هایی در گرایش دو جنس دختر و پسر به کتابخوانی وجود دارد . تلخی حقایقی که در چند دهه اخیر و طی مطالعات زیاد به دست آمده نشان می دهد که در بین پسرها بیشتر بی علاقه به مطالعه دیده می شود.
شواهد بسیاری نشان می دهد که:
جنسیت ، به عنوان یک عامل در یادگیری، خواندن و میل به مطالعه نقشی خاص ایفا می کند.
تعداد پسرهایی که به آموزش های ویژه نیاز دارند ، به مراتب بالاتر است.
پسرها کمتر از دخترها به دانشگاه وارد می شوند.
نرخ ترک تحصیل در بین پسرها بیشتر از دخترها است.
پسرها در سنین بلوغ، بیشتر از قبل خود را بی علاقه به مطالعه وصف می کنند.
پس به هنگام انجام دادن و به پایان رساندن امور توسط کودکان، تفاوت های جنسی را در نظر بگیریم:
پسرها به مدت زمان بیشتری نیاز دارند تا خواندن را بیاموزند.
پسرها کمتر از دختر ها می خوانند.
دخترها در درک متن های داستانی، روایتی و توصیفی به طور قابل توجهی از پسرها برترند.
پسرها در بیرون آوردن اطلاعات از دل متن هایی یا انجام تکالیفی که ارتباط مستقیم با کار و زندگی دارد، از دخترها برترند. بنابراین معلمان دروس ادبیات و حتی دروس خواندنی و عملی می توانند تکالیف مربوط به خواندن را با واقعیات زندگی در هم آمیزند. مثلا با در نظر گرفتن علاقه نوجوان از وی بخواهند که اطلاعاتی درباره انواع فیلم های نوجوانان یا مراحل اختراع تلویزیون یا هر وسیله دیگری که خود نوجوان مایل است تهیه کند یا درباره شرایط کنونی باشگاه های لیگ فوتبال اروپا و حتی انواع اتومبیل ها تحقیق کند.
بر سر این که بچه ها چه می خوانند تعصب نشان ندهید، چون قرارمان این است که بچه هایمان را به مطالعه عادت دهیم. نه آن که به آن ها خط و مسیر مطالعه را تحمیل کنیم
در نگرش و طرز تلقی
پسرها در مقایسه با دخترها توانایی های خود را در زمینه خواندن و مطالعه باور ندارند.
پسرها کمتر به مطالعه، به عنوان فعالیت سرگرم کننده می نگرند. آن ها مطالعه را عملی لذتبخش نیافته اند و در مقایسه با دخترها ، عمدتا برای رسیدن به هدفی سودمند مطالعه می کنند.
تعداد پسرهایی که خود را اهل مطالعه نمی دانند، حتی اگر در زمینه هایی مطالعاتی هم انجام دهند نسبت به دخترها بیشتر است.
پسرها نسبت به دخترها اشتیاق کمتری به خواندن نشان می دهند.
راهکارهایی برای یافتن راه حل برای پسرهای بی میل به خواندن وجود دارد:
انتخاب کتاب های مورد علاقه پسرها :وقتی پسرها موضوعات زیادی از قبیل روزنامه ها ، مجلات، تازه های ورزش، طنز، لطیفه و غیره را می خوانند، هنوز خود را به عنوان انسان اهل مطالعه قلمداد نمی کنند. دقیقا به این دلیل که این موضوعات در مدارس و حتی از نظر بیشتر والدین به عنوان مطالب قابل خوندن و با ارزش ارزیابی نشده اند.
در انتخاب کتاب ها و متون برای کتابخانه منزل یا مدرسه از فرزندان و دانش آموزان خود نظر سنجی کنید تا حس مالکیت و علاقه آن ها را به منابع تازه قوت بخشید.
حتما بارها از زبان نوجوانان یا دانش آموزان خود شنیده اید که برای رد پیشنهاد شما در خواندن مطلب یا کتابی که به نظر شما خیلی جالب می آید، با این عبارت خود را توجیه می کنند " این را دوست ندارم بخوانم چون حال نمی دهد!"
پسرها را تشویق کنید که کتاب های مورد علاقه خود را به دوستانشان نیز معرفی کنند و بدین ترتیب روحیه مطالعه را در یکدیگر زنده نگه دارند.
بر سر این که بچه ها چه می خوانند تعصب نشان ندهید، چون قرارمان این است که بچه هایمان را به مطالعه عادت دهیم. نه آن که به آن ها خط و مسیر مطالعه را تحمیل کنیم. این کار دوم مساوی فراری دادن بچه ها از کتاب است. اگر نوجوانی به خواندن عادت کرد، در آینده دیگر صرفا لطیفه و گزارشات ورزشی نخواهد خواند و خود، راه خود را برای انتخاب مطالبی که به بهتر زیستن او کمک کند، خواهد جست.
پسرها بهترین پاسخ را زمانی می دهند که:
برنامه هایی که برای آن ها طراحی می شوند ، در قالب لقمه های کوچک و قابل هضم و کوتاه مدت باشند.
هر ساعت درسی به فعالیت های متعدد تقسیم شود و آن ها را با شیوه های فعال آموزشی چون تحقیق، تفکر، بحث و تبادل نظر درگیر کند.
برای یادگیری مطالبی عرضه شود که در خور حوصله آن ها باشد ، در محدوده علاقه مندی های آن ها بگنجد و در پس آن هدفی مشخص ارائه شده باشد.

ناگفته های زندگی مرتضی پاشایی از زبان خانواده اش

تک دختر




نزدیک به یک ماه از درگذشت مرتضی پاشایی می گذرد. در گذشت این خواننده محبوب پاپ به نوعی جامعه را تحت تاثیر خود قرار داد و تا چند روز بسیاری از اخبار مربوط به او می شد. اما هنوز هم حرف های ناگفته بسیاری در مورد زندگی و مرگ مرتضی پاشایی وجود دارد. نزدیک به یک ماه از درگذشت مرتضی پاشایی می گذرد. در گذشت این خواننده محبوب پاپ به نوعی جامعه را تحت تاثیر خود قرار داد و تا چند روز بسیاری از اخبار مربوط به او می شد. اما هنوز هم حرف های ناگفته بسیاری در مورد زندگی و مرگ مرتضی پاشایی وجود دارد.
با ناصر پاشایی (پدر مرتضی)، منصور پاشایی (عموی مرتضی) و همین طور مادر مرتضی پاشایی گفتگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانیم:
از آغاز در مورد مرتضی شروع کنیم که چه زمانی شروع به خواندن کرد؟
منصور پاشایی: اگر اجازه دهید مقدمه ای دراین رابطه بگویم و بعد برادرم توضیح خواهند داد؛ اولا موسیقی در خانواده ما تقریبا می توان گفت که موروثی است. یعنی در اکثر افرادخانواده ما یک گرایش شدید و عمیقی نسبت به موسیقی وجود دارد. این مساله در مرتضی کاملا از کودکی مشهود بود. مرتضی علاقه خاصی نسبت به موسیقی داشت از دوران طفولیت.
از دو، سه سالگی وقتی لوگوی برنامه کودک پخش می شد حتی وقتی خواب بود، بیدار می شد و پای تلویزیون می نشست و با دقت گوش می کرد. ما خودمان از بچگی این استعداد را در مرتضی دیده بودیم که علاقه بسیار زیادی به موسیقی داشت و بدون اینکه حتی کلاس برود، شروع به نواختن سازهای مختلف کرد. هم پیانو هم گیتار و ویولن را حرفه ای می نواخت.
بنابراین در سایر اعضای خانواده به نوعی این را شاهد هستیم و گرایش خاصی به موسیقی دارند. ازجمله صدای برادرم را در روز تشییع دیدید و صدای محزونی برای مداحی دارند و مناسب است. طبیعتا بخشی از این مساله می تواند موروثی باشد. بخش زیادی از این مساله به پشتکار مرتضی برمی گشت. تصور بر این نباید باشد که فقط استعداد کافی است.
علاوه بر استعداد، پشتکار بسیار بسیار مهم است. درمرتضی پشتکار عجیبی وجود داشت و با تلاش بسیار زیاد ساعات و روزها و شب های زیادی را به موسیقی می پرداخت و یکی از علت های موفقیتش در امر موسیقی همین بود. از برادرم خواهم خوائست از زمانی که مرتضی شروع به خواندن کرد، خودشان توضیح دهند.
ناصر پاشایی: همین طور که اخوی فرمودند؛ شاید هنر به نوعی در خانواده ما موروثی است. تا جایی که از پدرم شنیده بودم پدربزرگم نیز صدا داشتند و اذان می گفتند. پدر من نیز هفتاد، هشتاد سال مطالعات اسلامی داشتند و اذان می گفتند و در مراسمات مختلف برای میلاد امام زمان(عج) و سایر ائمه می خواندند و صدای بسیای خوبی داشت برای امام حسین و برای دلشان می خواندند و هروقت که اسم امام حسین(ع) می آمد، گریه می کرد.
من نیز چون در این خانواده بودم این افتخار را داشتم که مانند پدرم اگر قسمت می شد و گاهی که پیش می آمد در مراسم حضرت ابی عبدا... و ائمه معصومین افتخاری می خواندم تا این که به یکی از شهرستان ها منتقل شدیم.
مرتضی در دوران کودکی قرآن را فرا گرفته بود و در مدرسه ای که درس می خواند در اذان مقام اول را به دست آورد. از آن شهر که به تهران منتقل شدیم در گروه سرود مدارس مقام هایی را کسب کرد. همین طور ادامه داد و هم زمان در مساجد با آموزش برنامه تئاتر و گذراندن کلاس های مختلف تئاتر نزد استاد سمندریان و سایر اساتید دیگر زمینه های تئاتر را به خوب گذراند. همزمان در مدارس تهران نمایشنامه هایی می نوشت و با همراهی چند نفر از دوستانش در مدارس کل مناطق تهران کارهای آموزشی انجام می دادند.
می توانم بگویم در زمانی که ایشان کار تئاتر انجام می داد، مدارس تهران ایشان را می شناختند. از آنجا که تئاترشان موزیکال شد، ادامه کار تئاتر منجر به این شد که آهنگسازی را یاد بگیرد. در دوران سربازی برنامه های خود را داشت و در گروه موزیک سپاه پاسداران فعال بود. بعد از سربازی در شرکتی به عنوان آهنگساز مشغول به کار شد و مدیر شرکت به من گفت که ایشان نابغه است. تصور می کردم که مدیر شرکت اغراق می کنند درحالی که ایشان عنوان می کردند که تعریف بی خودی نمی کند و برایش جالب بود که خودش با این که مدارج عالی موسیقی را در کشورهای مختلف غربی پیموده است مانند ایشان نمی تواند آهنگسازی کند.
همان طور که برادرم عنوان کردند؛ مرتضی پشتکار فراوانی داشت و شبانه روز برای پیشرفت کارش در موسیقی و تئاتر و گرافیک که همزمان تحصل می کرد، نهایت تلاش خود را داشت تا این که وقتی بیمار شد لحظه ای عقب نشینی نکرد. خودش می گفت که از تک تک لحظه های عمرش حتی در موقع قدم زدن نیز استفاده می کند و لذت می برد. علی رغم این که شیمی درمانی بسیار سخت است، کنسرت خود را برگزار می کرد و آهنگسازی خود را ادامه داد. در دوران ۱۱ماهه بیماری و شیمی درمانی به بیش از ۶۰ شهرستان مسافرت و کنسرت اجرا کرد. بهترین آهنگ هایش را در دوران معالجه انجام داد.
یکی از خصوصیات مرتضی روحیه جوانمردی اش بود. به رغم همه هنرهایش شاید یکی از علت هایی که مردم دوستش دارند جوانمردی اش باشد. دوستان تعریف می کردند که یک هنرمند یا هنرپیشه تمام زحمت خود را می کشد که کنسرت یا تئاترش را اجرا کند تا پولش را بگیرد اما اگر جایی می دید که تهیه کننده یا کنسرت گذار ضرر کرده تنها هزینه بلیت هواپیمایش را دریافت می کرد و راضی به ضرر تهیه کننده نمی شد.
این روحیه جوانمردی بود که شاید کمتر کسی این مسائل را در نظر بگیرد. این خصلت هایی بود که در مرتضی می دیدم. روحیه صبوری و عاقل بودنش و کارهایی که می کرد همه روی حساب و کتاب بود و همان طور که گفتم واقعا در مقابل بزرگترین ضربات مثل یک فرمانده جنگی عمل می کرد یعنی هیچگاه روحیه اش را نمی باخت.
از دورانی که مرتضی اولین آلبومش را منتشر کرد بگویید؛ واکنشش چگونه بود؟ واکنش شما چگونه بود؟
ناصر پاشایی: مرتضی تلاش زیادی برای اولین آلبومش کرد. شب و روز به دنبال این بود که آهنگ هایش را کامل کند و بتواند مجوز بگیرد. در آن زمان مشکلات فراوانی برای اخذ مجوز به وجود آمد که با پیگیری های مستمرش توانست مشکلات را حل کند. جلساتی با جناب آقای میرزمانی، مدیرکل موسیقی وقت برگزار کرد و به رغم مسائل و مشکلات توانست مدیران را توجیه کند که آهنگ هایش با حساب و کتاب است و هیچ کدام آهنگ های غربی به آن معنا که دیگران تصور می کنند، نیست. الحمدالله توانست مجوز را اخذ کند و راه های پیشرفت را طی کند.
آیا خوشحالی خاصی برای اخذ مجوزش داشت؟
ناصر پاشایی: زمانی که مجوزش را گرفت درحقیقت به آرزویش رسید. ضمن این که خوشحالی اش را نشان می داد البته خودش همیشه امید داشت که به جاهای بالاتری هم خواهد رسید. خوشحالی اش یک شکل طبیعی داشت.
آیا اولین آلبومش با استقبال مواجه شده بود؟ معمولا اولین آلبوم سوددهی لازم را ندارد و هنوز هنرمند شناخته شده نیست.
ناصر پاشایی: از آنجا که تک آهنگ هایی قبلا منتشر کرده بود خیلی از جوان ها با آهنگهایش آشنایی داشتند و چون در تهران و شهرستانها به کار تئاتر هم می پرداخت و کارهای موزیکال انجام داده بود و می خواند با صدایش آشنا بودند. مخصوصا در استان تهران و برخی شهرستان های اطراف. در زمانی که آلبومش منتشر شد با استقبال فراوان مواجه شد و شاید یکی از پرفروش ترین آلبوم ها بود.
آیا مرتضی به مداحی هم علاقه مند بود و دوره ای هم به مداحی پرداخته بود؟
ناصر پاشایی: البته در برخی سایتها مداحی های مرتضی وجود دارد که می توانید ملاحظه کنید. همانطور که گفتم مرتضی از خردسالی مکبر آقای هاشمیان در رفسنجان بود. کم کم که به تهران آمد و گروه سرود تشکیل داد در کنار کارهای تئاتر در غرب تهران نیز به مداحی می پرداخت و مورد استقبال هم واقع می شد. شاید بتوانم بگویم ۷، ۸ نوار از مداحی هایی که در ایام محرم یا میلاد امام زمان(عج) داشته است، پر شده است.
چرا مرتضی با توجه به علاقه اش به مداحی این کار را دنبال نکرد و به سوی موسیقی رفت؟
ناصر پاشایی: چون استعداد موسیقیایی اش بیشتر بود.
از آنجا که خانواده ای مذهبی هستید آیا به تشویق مرتضی درمورد دنبال کردن مداحی نپرداختید؟
ناصر پاشایی: من ایشان را تشویق می کردم و خودش هم به مداحی علاقه مند بود. اما واقعا جاذبه موسیقی برایش خیلی زیاد بود و از موسیقی لذت می برد. از بچگی در مسجد بزرگ شده بود. روحیه خاص او اینگونه بود که دوست نداشت مسائل مذهبی را با دیگر مسائل مخلوط کند. می گفت هیچگاه دوست ندارد قضیه مداحی را تصنعی بخواند.
می گفت وقتی می خواهم «یاحسین» بگویم باید در قالب آهنگی باشد که نصف دنیا بگوید «یاحسین». مثل همان آهنگ «نگران منی» که می گفت با تمام وجودش آن را ساخته و با خدا صحبت کرده است. بیشتر در این راه قدم برمی داشت و یکی از خصلتهای مرتضی این بود که پیدا و پنهانش یکی بود و هیچ چیز را پنهان نمی کرد و کل زندگی اش را برای من و مادرش بازگو می کرد.
شما چه زمانی از بیماری مرتضی مطلع شدید و واکنش مرتضی از ناراحتی شما چه بود؟
مادر مرتضی: در بیمارستان نیکان در ابتدا به من نگفتند که بیماری مرتضی چیست و تنها عنوان کردند که زخم معده دارد. زیاد کنجکاوی نمی کردم چراکه اصلا تحمل شنیدن چنین بیماری را نداشتم. کم کم می دیدم که در گوشه و کنار اطرافیان با هم صحبت می کردند اما امید داشتم که اگر بیماری هم هست سعی می کنیم مشکلش را رفع و درمان کنیم.
کم کم بعد از چند روز که متوجه شدم خیلی برایم دردناک بود و تنها چیزی که به من آرامش می داد، یاد خدا بود. یعنی هیچ چیز نمی توانست قلب مرا آرام کند. اما امید داشتم که ایشان خوب می شوند. تا آخرین لحظه هم امیدم را از دست ندادم اما خداوند این طور مقدر کرده بود.
آیا شما بیماری را به مرتضی اطلاع داده بودید؟
ناصر پاشایی: مرتضی حدود ۱۰، ۱۵ روز قبل از مطلع شدن از بیماری اش به مادرش می گفت که «ترش می کند» و مادرش بنا به مصلحت هایی به مرتضی دارو یا غذای خاصی می داد که بهتر شود. ولی ترش کردن هایش ادامه داشت. یک روز به ما گفت که «رفلکس معده» دارد. آقای علی لهراسبی که از دوستان نزدیکش است به مرتضی گفته بود که بهتر است به پزشک مراجعه کند.
با هماهنگی آقای لهراسبی به بیمارستان نیکان رفتند و دکتر بعد از انجام آزمایش تشخیص «تومور» داده بود. دکتر این بیماری را از مرتضی پنهان نکرده بود و به خودش گفته بود که تومور دارد و بلافاصله باید عمل شود. مرتضی هم به من بیماری اش را اعلام کرد. خواستیم که وقت را از دست ندهیم و در اولین فرصت مرتضی تحت عمل جراحی قرار گرفت.
آقای دکتر شریفی به محض اینکه معده را باز کرده بود گفته بود که تقریبا کار از کار گذشته است. یعنی استیج ۴ است و در بیماری های این گونه ممکن است که بیمار برنگردد و شاید یکی، دو ماه بیشتر عمر نکند. به مرتضی هم اعلام کرده بود که هرچه می خواهی بخور چراکه ۵۰ ۵۰ هستی. دکتر دیگری که در کنارش بود نرم تر صحبت کرده بود و گفته بود که «ان شاءا... خوب می شوی» و مرتضی مابین این دو تشخیص مانده بود که آیا خوب می شود یا اینکه ۵۰ ۵۰ است؟ در عین حال شبانه روز راجع به سرطان مطالعه می کرد و کتابهای مختلف می خواند و درمورد این که چگونه پیشرفت می کند، مطالعات زیادی در طول ۱۱ ماه انجام داد.
درواقع دوگونه رفتار می کرد؛ هم خودش را آماده کرده بود که پرواز کند و به دنیای دیگری برود و هم اینکه می گفت برایم مهم نیست که ۳۰ سال زندگی کنم یا ۸۰ سال چون نه به کسی ظلم کرده ام و نه کاری کردم که نگران باشم و تمام کارهایی که می توانستم در این دنیا انجام داده ام.
بعد از انجام شیمی درمانی حدود سه، چهار روز ناراحتی شدید داشت و نمی توانست کارهایش را ادامه دهد و امکان غذاخوردن نداشت. به محض این که کمی حالش بهتر می شد بلافاصله خودش را برای کنسرت های بعدی آماده می کرد. قراردادش را طوری تنظیم کرده بود که ۳، ۴ روز اول شیمی درمانی به برنامه هایش لطمه وارد نکند و مانند یک فرد عادی ۳، ۴ روز مانده به ماه محرم، برنامه هایش را ادامه می داد و آخرین کنسرت هایی که برنامه ریزی شده را برگزار کرد.
به نظر شما چه عاملی باعث محبوبیت مرتضی پاشایی شد؟
منصور پاشایی: درواقع خود ما هم در حیرت مانده ایم که چه عاملی باعث شد که بین مرتضی با مردم بخصوص جوان ها و نه تنها جوان ها حتی افراد مسن این همه ارتباط قلبی برقرار شد که ناشی از عوامل مختلفی است. من خودم چیزهای مختلفی از تحلیلگران این طرف و آن طرف شنیدم. اگر بخواهیم به تک تک این ها تکیه کنیم همه این ها با یک ضریب خاصی درست است ولی همه اش نیست. برخی می گفتند که به خاطر بیماری مرتضی بود و مردم یک همذات پنداری کردند ولی هنرمندان و ورزشکارانی داشتیم که بیماری شان یک دوره ای به طول انجامید ولی چنین اتفاقی برایشان نیفتاد.
اگرچه واقعا مردم ما خیلی هنردوست و ورزش دوست هستند اما این پدیده عجیبی بود. در آن طرف آبی ها هم تحلیل عجیبی دیدم که می گفتند مردم ایران غمگین و محزون هستند و از آنجا که آهنگ های مرتضی هم محزون بود، مردم خوب ارتباط برقرار کردند! من گفتم اگر چنین چیزی باشد، همین الان چند میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می کنند درحالی که همانها هم ارتباط برقرار کرده اند و همانها هم همدردی کردند و در سوگ مرتضی مراسم گرفتند و شمع روشن کردند. پس نمی تواند این دلیل هم باشد. حتی خیلی از ایرانیان آنجا متولد شده اند و اگر فضای آنجا شاد باشد و فضای اینجا غمگین پس آنها نباید چنین ارتباطی برقرار می کردند.
تحلیل های مختلفی دیدم و می گفتند که در این میان شبکه های اجتماعی هم بی تاثیر نبوده اند. بله درست است، شبکه های اجتماعی به شهرت یک نفر دامن می زنند اما اگر بخواهم این فرضیه را هم رد کنم، شبکه های اجتماعی چرا درمورد سایر بازیگران و ورزشکاران اتفاق نمی افتد؟ البته قصد مقایسه ندارم اما همزمان استقبال خوبی از مرحوم مظلومی شد اما طبیعتا دیدیم که چنین چیزی نبود! اتفاقا خیلی دنبال تحلیل علمی و روانشناختی و جامعه شناختی اش بودم.
ما هم تحلیلهای زیادی در این مدت خواندیم و خودمان هم منتشر کردیم همه مباحثی هم که شما مطرح کردید، بود اما همیشه در این تحلیل ها این نکته پنهان می ماند که پاشایی محبوبیت زیادی کسب کرده بود.
منصور پاشایی: خیلی موارد بود و همه این عوامل را شامل می شد و مرتضی واقعا کسی بود که به معنای واقعی انسانی و مردمی برخورد می کرد.
همه این تحلیل ها درست است ولی باز یک چیزی کم دارد. به نظرم نمی توان پدیده دوست داشتن را عقلانی بررسی کرد و به دنبال تحلیل برایش گشت. یک موقع می بینید یک فردی قدرت ندارد به میز و منسک ارتباط ندارد اما آدم دوست داشتنی است و با توجه به همین دوست داشتن از بزرگترین مقام تا پایین ترین مقام با او ارتباط برقرار می کنند و این آدم می تواند از کار همه گره گشایی کند و خیلی از گره ها را باز کند. خیلی ها تا زمانی که پشت میزی نشسته اند می توانند کاری انجام دهند ولی وقتی این میز از آنها گرفته شود، دیگر ناتوان هستند. به نظرم بیشتر به خود شخص بستگی دارد که چگونه می تواند با دیگران برخورد کند. به نظرم اگر بخواهیم تحلیل کنیم اینگونه می توان تحلیل کرد. این پدیده و این واقعه نزدیک تر است تا تحلیلی که بگویید چون مردم ایران غمگین هستند با آهنگ های غمگین ارتباط برقرار می کنند. اینها بخشی از قضیه است و همه قضیه نیست. پازل مفقوده اینجاست که چقدر می توانی خودت را با تجربه های خوب تطبیق دهی. گفته می شود که صداقت و پاکی و درستی خوب است اینجاست که یک آدم اگر بتواند خودش را تطبیق دهد می تواند دلها را تصرف کند و این اتفاق بیفتد. این جای بسی خوشحالی دارد که چنین اتفاقی افتاد. یعنی در مورد فرزند و بستگان شما این اتفاق افتاد. یعنی این صفای دل وجود داشت که این اتفاق ها افتاد.
ناصر پاشایی: به نکته قشنگی اشاره کردید. مباحثی در بحث مدیریت و رهبری است که رهبری یا مدیریت کاریزماتیک است. یک فردی کاریزما دارد و نمی توان تعریف کرد که چه چیزی دارد. یک جذابیت خاصی دارد و می تواند رهبر و مدیر باشد. شاید در عالم هنر هم چنین مساله ای باشد. اینکه شما فرمودید کاملا به این برمی گردد. اما بحث هایی است که وقتی تحلیل می کنیم می خواهیم بگوییم از این مقوله ها می خواهیم مساله ای را به عنوان یادگیری یاد کنیم و تبدیل به یک علم بشود. دیگری هم بتواند از این افتباس کند.
در یک جمله بگویم؛ آنچه به نظر من رسید یک وجه مشترکی در آهنگ هاو شعرهای مرتضی بود که «عشق گمشده» بود. به یاد دارم اوایل که مرتضی وارد عالم هنر و خوانندگی شد، شایعاتی کردند که ترانه هایش مربوط به عشق گمشده ای است که او را ترک کرده و از حزن اوست که می خواند! درحالی که ما خبر داشتیم چنین چیزی نبود. این عشق گمشده را اینجور تحلیل می کنم که در روح تمام بشر یک عشق گمشده ای وجود دارد و هم حزن داریم و هم شادی که توامان با هم است.
من این را هم از فلسفه شرق و هم از فلسفه اسلامی تحلیل کردم، دیدم کاملا منطبق است. ما همه مان یک حزن و شادی توامان با هم را داریم. بنابراین حتی اگر آمریکایی ای که فارسی نمی داند و آن ایتالیایی ای که ایتالیایی صحبت می کند و فرانسوی که فرانسه زبان است اگر فارسی می دانست و آهنگهای مرتضی را گوش می کرد به همین صورت می توانست ارتباط برقرار کند. چراکه شاید همان ها هم یک عشق گمشده ای دارند درحالی که خودشان شاید متوجه نباشند.
من تحلیل زیبای دیگری هم شنیدم که از موسیقی پاپی بود که مرتضی می خواند. موسیقی پاپ مهربان در برابر موسیقی پاپ وحشی غرب. ولی خودش یک اصطلاح جالب است. یعنی می شود موسیقی پاپ مهربان مرتضی را به عنوان سبک انتخاب کرد و حتی هنرمندانی را پرورش داد که با این سبک جلو بروند. الان تحلیلگران می گویند بدانیم لایه هایی از جامعه وجود دارد که این لایه ها کم نیستند.
من تصور می کنم این مساله در جامعه ایجاد شد که به نوعی کسانی که دست اندرکار فرهنگ و موسیقی کشور هستند به این فکر بیفتند که خودمان پیش قدم شویم. خود ما هم با مجموعه های فرهنگی کشور همکاری می کنیم. در مدیریت فرهنگی کشور سهمی داشته باشیم و بتوانیم این فرهنگ را انشاءا... توسعه دهیم. به نظر من موسیقی پاپ می تواند با معنویت جامعه کاملا همگن باشد و دلیلی بر مخالفت این کار وجود ندارد.
درمورد آلبوم جدید مرتضی توضیح دهید که چه زمانی منتشر می شود؟
تا جایی که اطلاع دارم مرتضی می گفت که اکثریت آهنگ های جدیدش را آماده کرده بود و در آخرین مراحل بود که بعد از اجرای کنسرت هایش ادامه می داد. قرار بود که تا ۳، ۴ ماه آینده آلبوم جدیدش را منتشر کند اما به مرحله ای نرسید که قراردادی با شرکتی یا شخصی ببندد چراکه کامل نشده بود به همین خاطر اعلام کردم «به منظور حفظ و صیانت از آثار مرتضی، اخوی ام را به عنوان مدیر برنامه های مرتضی در مسائل فرهنگی و هنری و خیریه معرفی کردیم که اگر من بعد کسی درخواست انعقاد قراردادی داشت (شرکتهایی مانند ایرانسل یا همراه اول) چنانچه خواستند برنامه هایی داشته باشند با ایشان هماهنگ کنند».
گفته می شد که یکی از اپراتورها تنها در روز درگذشت مرتضی نزدیک به ۷۰ میلیون تومان از طریق آهنگی های پیشواز درآمد داشته است؛ آیا اپراتور به شما پرداختی دارد؟
منصور پاشایی: تا اینجا رسما اعلام کردیم که بعد از فوت مرتضی پاشایی هر سازمان و مجموعه و موسسه فرهنگی هنری که بخواهد از این آثار استفاده کند قطعا باید با ما هماهنگ کند و قرارداد داشته باشد. در این چند روز هم اگر هر سازمانی بهره برداری کرده باشد مسلما ما پیگیری خواهیم کرد. به هر حال باید مراحل قانونی خود را طی کند. از همین جا هم خدمت همه مردم عزیز اعلام می کنیم هیچکس و هیچ سازمانی حق ندارد به نام مرتضی پاشایی هیچ فعالیت خیریه ای و غیرخیریه ای انجام دهد.
اخیرا هم به ما اطلاعات رسیده که بعضی جاها مراسمی تحت عنوان «خیریه به نام مرتضی پاشایی» برگزار می کنند که هیچ کدام مورد تائید ما نیست. ما خودمان اقدام کرده ایم و انشاءا... به زودی بنیاد خیریه مرتضی پاشایی را به ثبت می رسانیم و خودمان متولی آن هستیم و هدفش حمایت از بیماران سرطانی و قشر محروم جامعه و مستمندان است. ان شاءا... تمام عایدی این موسسه صرف امور خیریه خواهد شد که ثوابش به روح مرتضی برسد.
در لحظات آخر با ایشان بودید؟ خیلی افراد به کشف شهود می رسند آیا او هم به این تقدیر و قضای الهی تسلیم شده بود؟
ناصر پاشایی: همانطور که مرتضی در آخرین مصاحبه اش در بیمارستان عنوان کرده همیشه به کلام حضرت امیرالمومنین اعتقاد داشت که فرموده اند «باید طوری زندگی کنیم که گویی فردا می رویم و از طرف دیگر باید طوری زندگی کنیم که تا آخر هم هستیم» این را در بیمارستان هم از مرتضی دیدم. هم امیدوار بود که خوب شود و برنامه هایش را ادامه دهد. مخصوصا دو آهنگی که برای حضرت اباعبدا... و حضرت ابوالفضل خوانده را آرزو داشت که انجام دهد و دیگر اینکه پذیرفته بود که خواهد رفت. هر دو را با هم داشت و تا آخرین لحظه هم ناامید نشده بود در عین حال هم احتمال می داد که زنده نماند. این را از عملکرد و صحبتهایش می فهمیدیم.
منصور پاشایی: در ۱۰ روز آخر عمر شریف مرتضی اکثرا بیمارستان بودم و در کنارش حضور داشتم. در عین حال به دقت حالات مرتضی را زیر نظر داشتم. اولا یکی از نکاتی که در این جوان می دیدم، نترسیدن از مرگ بود. به هر حال مرگ یک ویژگی خاصی دارد و برای انسانها خوشایند نیست. اما جالب بود که مرتضی واقعا از مرگ نمی ترسید و واقعا این امر تنها در ظاهر نبود. چون در چند روز آخر که هنوز سرحال بود و می توانست صحبت کند، شوخی می کرد. به راحتی با شوخی و خنده روی تخت بیمارستان بود. نکته دیگر اینکه آمادگی برای مرگ توام با امیدش بود.
دو، سه روز آخری که هوشیاری خود را از دست می داد و دیگر ارتباط کلامی نداشت اما می شنید وقتی به او می گفتیم مرتضی اگر می خواهی با این بیماری مبارزه کنی، دست ما را فشار بده. دست اطرافیان را فشار می داد یعنی واقعا می خواهم مبارزه کنم. ولی گاهی هم که به هوش می آمد، می گفت که «من دارم می میرم».
این حالت تعادل روحی روانی مرتضی بسیار بسیار زیبا بود و از طرف دیگر از دوران کودکی فرد بسیار متعادلی بود. این سوالی که مطرح کردید از انتشار اولین آلبومش چه حالی داشت؟ به هیچ وجه از حد خودش خارج نمی شد. یعنی شادی های غیرمتعارف نداشت. ما از این جوان یک قهقه بلند ندیده بودیم. به قدری محجوب بود که یک خنده بسیار ملیح و زیبایی داشت. در هر جمعی که حضور داشت، شادی هم بود چون بسیار طناز بود. وقتی در جمعی حضور داشت، خنده هم بود اما هیچگاه از شوخی و خنده اش کلام خارج از ادب نمی دیدید. امیدوارم همه ما ازجمله بنده و همه جوانها بتوانیم درس بگیریم.
در رابطه با ارتباطات خانوادگی ایشان بفرمایید. اولا بفرمایید چند خواهر و برادر دارند و فرزند چندم خانواده بودند و ارتباطشان با اعضای خانواده چگونه بود؟
مادر مرتضی: ایشان یک برادر دارد که از خودش ۴ سال بزرگتر است و رابطه مان خیلی خوب و دوستانه بود. رفتار خوبی در کنار هم داشتیم. البته وقتی کارهایش زیاد می شد کمتر همدیگر را می دیدیم. من همیشه به فکر سلامتی اش بودم و از او می پرسیدم که خوب می خوابد؟ و او به من اطمینان خاطر می داد که همه چیز روبه راه است. یادآوری لحظاتی که در کنارش داشتم مرا اذیت می کند. مرتضی از کودکی به موسیقی علاقه داشت و نسبت به آهنگها واکنش نشان می داد.
اوایل از او می خواستم که روی درسش تمرکز کند اما با دیدن پشتکارش نگرانش نبودم و می دانستم هرجا باشد، موفق خواهد شد. هر بار که آهنگ می ساخت نظر ما را نیز جویا می شد و به او می گفتم که غمگین نخوانی بهتر است اما او می گفت که هوادارانش می خواهند که اینگونه باشد. همیشه از او می خواستم که مراقب خودش باشد و سلامتی اش برایم در اولویت بود.
به لحاظ تربیتی چه نکته خاصی در مورد مرتضی رعایت کرده اید؟
مادر مرتضی: از آنجا که بچه عاقل و فهمیده ای بود، نگران نبودم ولی از او می خواستم که مراقب باشد که با چه کسانی همنشینی می کند. از طرف او خیالم راحت بود و احساس می کردم انتخاب خوبی دارد.
آیا مطلع هستید که چه کسانی با مرتضی همکاری می کردند؟
مادر مرتضی: ایشان درمورد آهنگهایی که می ساخت و با کسانی که همکار بود، صحبت می کرد. مثلا نام شاعرش را می آورد. حتی مرتضی وقتی می خواست سوار هواپیما شود به من اطلاع می داد که برایش دعا کنم که به سلامت برود و برگردد. بعد از اینکه می رسید هم اطلاع می داد که رسیده است و می خواست خیال من راحت باشد.
همیشه سرشار از امید بود و خودم از روحیه مرتضی، روحیه می گرفتم. تا آخرین لحظه هم امید داشتم اما خداوند اینطور مقدر کرده بود. آهنگ «نگران منی» را همه می گفتند انگار برای من خوانده است! درمورد «جاده یکطرفه» می گفت که ۶ ماه روی این آهنگ زحمت کشیده است.
در مورد حواشی روز تشییع جنازه و شایعاتی که مطرح شد توضیحاتی بفرمایید.
منصور پاشایی: روز جمعه ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۳ حدود ساعت ۶ تا ۷ صبح مرتضی دار فانی را وداع گفت. دوستان نزدیک و یکی، دو نفر از بستگان در بیمارستان حضور داشتند که اطلاع دادند مرتضی فوت کرده است. بعدازظهر روز جمعه پیکر مرتضی را به بهشت زهرا منتقل کردیم و بلافاصله برای برنامه ریزی تشییع پیکر آمدیم. پیش بینی می کردیم که جمعیت قابل توجهی در این مراسم شرکت کنند و به همین دلیل برنامه ریزی بسیار دقیقی را می طلبید.
تصمیم گرفتیم روز شنبه مراسم تغسیل را انجام دهیم و روز یکشنبه هم از مقابل تالار وحدت تشییع و در بهشت زهرا تدفین را انجام دهیم. روز شنبه غسل انجام شد و مراحل تشریفات اداری و ثبت شناسنامه در سیستم کامپیوتری بهشت زهرا انجام شد. روز یکشنبه جنازه برای تشییع اماده بود. اگر می خواستیم روز یکشنبه این کارها را انجام دهیم طبیعتا به همه مراسم نمی رسیدیم.
سایت بهشت زهرا با توجه به اینکه جنازه را تحویل گرفته بود و در سیستم کامپیوتری اش ثبت شده بود روز بیست وچهارم را اعلام کرد و باعث ایجاد شبهه در میان مردم شد که مرتضی شنبه دفن شده است. اما واقعیت این بود که ما یکشنبه جنازه را تحویل گرفتیم و در تالار وحدت مراسم تشییع باشکوه برگزار شد و از همین جا از همه مردم عزیز و همه مسئولان محترم اعم از شهرداری، وزارت ارشاد، صداوسیما و همه مسئولین و سازمانهایی که در این زمینه با ما همکاری کردند و این مراسم را با شکوه تمام برگزار کردند، تشکر می کنم.
بعد از مراسم تشییع از تالار وحدت، امبولانس را حرکت دادیم و به دنبال آمبولانس به همراه بستگان به سمت بهشت زهرا حرکت کردیم. ازدحام جمعیت به ما اجازه نداد که وارد بهشت زهرا شویم. به آمبولانس اعلام کردیم که اگر وارد بهشت زهرا شویم شاید نتوانیم حتی نماز میت را بخوانیم. تصمیم گرفتیم آمبولانس را به سمت حرم حضرت امام حرکت دهیم. وارد محوطه بیرونی حرم امام شدیم و نماز میت را در آنجا به جا آوردیم. از آنجا تا نزدیکی های قطعه هنرمندان رسیدیم که جمعیت متوجه آمبولانس و پیکر مرتضی شدند و دور آمبولانس را گرفتند به گونه ای آمبولانس تقریبا داغان شد و روی سقف آمبولانس ریختند و شیشه آمبولانس را شکستند!
حتی احتمال چپ کردن آمبولانس هم وجود داشت. بلافاصله تصمیم گرفته شد که آمبولانس به سردخانه بازگردد. بنده و برادرم پیاده شدیم و به منظور اینکه موقعیت را ارزیابی کنیم وارد قطعه هنرمندان شدیم و حتی از ازدحام جمعیت احتمال مواجه شدن با خطرات جانی برایمان وجود داشت. فشارهای زیادی را تحمل کردیم و دریافتیم که با چنین جمعیتی امکان دفن پیکر مرتضی وجود ندارد. در جایگاه اعلام کردم که امروز دفن انجام نمی شود.
واقعیت مطلب هم این بود که تا آن لحظه هیچ تصمیم قطعی نداشتیم و تنها تصمیمی که می توانستیم بگیریم کنسل کردن تدفین بود تا اینکه بعد تصمیم بگیریم. دورهم جمع شدیم و مشورت کردیم؛ یکی از گزینه ها این بود که روز بعد یعنی روز دوشنبه تدفین صورت گیرد. اما باز پیش بینی کردیم که به هر حال بخش زیادی از همین جمعیت حضور خواهد داشت و امکان تدفین وجود ندارد. بنابراین تصمیم گرفتیم در ساعات پایانی روز تدفین را صورت دهیم.
آیا نهادهای امنیتی به شما پیشنهادی ندادند؟
ناصر پاشایی: کسی به ما خط نداد اما با ما همکاری کردند. از جهت اینکه جمعیت زیادی در بهشت زهرا بود سازمان های مختلف همکاری کردند و مردم را به سمت بیرون راهنمایی و هدایت کردند . اگرچه با تمام تمهیداتی که اندیشیده شده بود در آن ساعات پایانی روز هم برایمان مشکل بود چراکه جمعیت زیاد باعث به وجود آوردن مشکلات زیادی برای ما شده بود. از همین جا نکته دیگری خدمت مردم اعلام می کنم؛ ما خودمان خیلی دوست داشتیم که همه مردم در مراسم تدفین حضور داشته باشند به دلیل اینکه مرتضی را صرفا متعلق به خودمان نمی دانیم و حقیقتا مرتضی متعلق به همه ملت ایران است و عموما طرفدارانش اشک می ریختند و عاشقانه دوستش داشتند و شاید برای خود ما بسیار بسیار سنگین بود که به این صورت نتوانستند مراسم تدفین را نظاره گر باشند. از همین جا اعلام می کنم که واقعا شرمنده همه مردم شدیم اما تنها دلیل اینکه این تصمیم را گرفتیم فقط به خاطر حفظ جان خود مردم بود.
پیش بینی ما این بود که اگر در آن ساعات روز تدفین صورت می گرفت، قطعا تعداد قابل توجهی از مردم با خطرات جانی مواجه می شدند. به دلیل اینکه اجازه ندهیم هیچ اتفاقی برای حتی یک نفر مردم بیفتد این تصمیم را گرفتیم و ناچار شدیم در این ساعات پایانی روز پیکر مرتضی را دفن کنیم. اما همانطور که مردم صبوری کردند و عاشقانه بعدها در مراسمش شرکت کردند و کماکان هم در مزارش حضور دارند و برای روح پاکش فاتحه قرائت می کنند مطمئن باشند که روح مرتضی هم کماکان با این مردم است و برای مردم دعا می کند. ما از مردم صمیمانه تشکر می کنیم.
اینکه بعد از غروب تدفین را انجام دادید چطور پذیرفتید؟
منصور پاشایی: به ما گفتند که دفن پیکر در غروب مکروه است. درمورد کراهت این مساله باید علما نظر دهند و من در مورد مسائل فقهی نمی توانم اظهارنظر کنم. اما پاسخ به مردم این بود و در همین جا هم اعلام می کنم که اگر خدای ناکرده حتی یک نفر در آن مراسم جانش را از دست می داد، این امر حرام بود و آیا باید امر مکروه را ترجیح دهیم یا امر حرام را؟ طبیعتا مکروه را انجام دادیم پس بهترین گزینه این بود که اینگونه تصمیم بگیریم.
مسئولیت تمام برنامه ها با شماست و آقای کرد هیچ مسئولیتی ندارند؟
منصور پاشایی: بله و آقای کرد هم طبیعتا با ما همکاری دارند. الان در شرایطی هستیم که مراسم های مختلفی درحال برگزاری است و هنوز در عزاداری به سر می بریم. اما اینکه سازمان یافته شود را در چند روز آینده سازمان خواهیم داد و از تجربیات آقای کرد هم استفاده خواهیم کرد.
بعد از بیماری مرتضی، لباس پوشیدن مرتضی سبک و سیاق خاصی پیدا کرد. طراحی لباس هایش برعهده چه کسی بود؟
منصور پاشایی: بسیاری از طرح های مرتضی، لباس و ابداعاتی که در کنسرت هایش ایجاد می کرد، متعلق به خودش بود. مرتضی فردی نوآور بود. ابداعاتی در کنسرت هایش داشت که کمتردر کنسرت های دیگر رخ می داد. این ابداعات بیشتر جنبه تئاتری و اجرای نمایش داشت. اینها همه ابداعات خودش بود. استایل لباس هم بیشتر مربوط به طرح های خودش بود. با توجه به نوع بیماری اش بیشتر مجبور بود که از کلاه استفاده کند که پوشش خاصی باشد یا عینک خاصی استفاده کند.
اوایل بیماری شایعاتی مطرح می شد که به دلیل کسب محبوبیت مساله بیماری اش را عنوان کرده است. واکنش مرتضی در آن زمان نسبت به این شایعات چگونه بود؟
منصور پاشایی: مرتضی به حدی صبور بود که در برابر این شایعات واکنش خاصی نشان نمی داد. تنها یکبار مرتضی خیلی به طور محجوب و متواضعانه زمانی که چند ماه پیش خبر فوتش را منتشر کردند، گفت «مگر جای کسی را تنگ کرده ام که آرزوی فوت مرا دارید؟» اما در برابر هیچگونه از این شایعات واکنش خاصی نشان نمی داد.
شایعات طی چند روز آخر به حد زیادی رسیده بود. واکنش خانواده چگونه بود؟
منصور پاشایی: برای اینکه ذهن مردم مکدر و جامعه ملتهب نشود از آنجا که طرفداران زیادی به بیمارستان مراجعه می کردند و در هوای سرد در نیمه شب منتظر شنیدن خبر بهبودی اش بودند، دائم دنبال اخبار وضعیت مرتضی بودند، تصمیم گرفتیم اولا به هیچ وجه به مردم و طرفداران خلاف واقع نگوییم. اما گفتن همه واقعیت هم تشنج در روح و روان مردم ایجاد می کرد. یعنی دلیلی نداشت که روح و روان مردم را آشفته کنیم.
به همین دلیل یک استراتژی تدوین شد و درمجموع تصمیم گرفتیم به مردم واقعیتش را بگوییم و هرگاه که جویای احوال مرتضی می شوند بهترین جواب این است که «مثل دیروز است» و واقعا هم همین بود و بهبودی حاصل نمی شد و کماکان وضعیت مثل دیروز بود و تنها روزهای آخر بود که بیماری شدت پیدا کرد و وضعیت جسمانی اش رو به وخامت رفت.
اما بهترین پاسخ این بود که بگوییم «وضع مرتضی مانند دیروز است، فقط دعا کنید». باز از سوال می کردند که آیا امید به بهبودی هست یا نه؟ و پاسخ ما این بود که «امید دست خداست، فقط دعا کنید». این نوع پاسخ می توانست به مردم آرامش دهد اما واکنشی که خانواده در برابر شایعات داشتند را پدر مرتضی پاسخ خواهند داد.
شما در مصاحبه ای اعلام کرده بودید که روزهای آخر فقط منتظر شنیدن خبر بودید.
ناصر پاشایی: آقای دکتر توکلی یک هفته قبل از فوت مرتضی به من گفتند که حداکثر می تواند با این شرایط یک هفته طاقت بیاورد. ولی به رغم همه اینها ما امیدوار بودیم که ان شاءا... شفایی حاصل شود و شفا بگیرد و اعتقادم این است که واقعا شفا را گرفت. به این شکل که خداوند اینگونه به او شفا داد که ۳۰ سال و ۳ ماه و سه روز عمر کرد و فکر می کنم حساب شده بود و تصورم این است که از جانب خداوند این مقدر شده بود که ۳۰ سال و ۳ ماه و سه روز با عزت در این دنیا زندگی کند و در آن دنیا هم بقیه زندگی اش را...
آیا با این شایعات کنار آمده بودید؟
ناصر پاشایی: ما در کنارش نشسته بودیم و حتی برای ما اس ام اس می آمد که مرتضی فوت کرده است! حتی گاهی اوقات برخی دوستان درحالی که رویشان نمی شد از ما می پرسیدند که حال مرتضی چگونه است؟ البته ما از نظر روحی آسیب می دیدیم که چرا عده ای دوست دارند مرتضی فوت کند؟ ولی خود مرتضی با این قضیه کنار آمده بود و همانطور که گفتم زیاد احساساتی نبود که زود ناراحت یا خوشحال شود. طبیعی است که انسان ناراحت می شد.
آخرین سوال؛ اخیرا مجلس مصوبی را درحال بررسی است درمورد تصویربرداری از محیط های بیمارستانی. این اتفاق برای خیلی از هنرمندان افتاد. خدا را شکر که در مراسم غسل مرتضی این اتفاق رخ نداد اما این اتفاق در بیمارستان درموردش روی داد مانند خیلی از هنرمندان دیگر. یکسری از دوستان عکس و فیلم تهیه می کردند و بارها خوانده ایم که مادر مرتضی راضی نیست و دوست ندارد کسی پسرش را اینگونه ببیند. با این حال یکسری عکس و تصویر منتشر شد. آیا شما پیگیر این قضیه هستید. تلویزیون یک فیلم دوربین مداربسته را منتشر کرد که نشان می داد زاویه ای که فیلم منتش شده با زاویه ای که یکی از دوستان مرتضی از پایین پا فیلم می گرفت، متفاوت بود. مشخص بود قسمتی که همراهان مرتضی فیلم می گیرند قسمتی نبوده که منتشر شده است. درمورد پرسنل بیمارستان شایعاتی درست شد که کار پرستاران بوده است. حتی شایعه درست کردند که پرستاران کم کاری کردند و می توانستند بیشتر رسیدگی کنند! آیا قصد پیگیری دارید یا نه؟ درنهایت صحبتتان با مردم چیست؟ شهرام شکوهی می گفت که این پدیده تبدیل به «سرطان فرهنگی» شده است.
ناصر پاشایی: از کادر پزشکی و پرستاری از طرف خودم و خانواده مرتضی پاشایی تشکر می کنم. به خصوص پزشکان و پرستاران آن بخش خیلی خیلی خدمت کردند و ما ممنون شان هستیم. ما پیگیری کرده ایم. اما اینکه از کجا بوده است، حدس و گمان های زیادی تا قبل از رسیدن به واقعیت و پیگیری مراجع ذی صلاح وجود دارد. نکته دیگر این که درهر صورت تکنولوژی دوربین و موبایل همه گیر شده است و به جز کار فرهنگی کنترل های ان چنانی نمی تواند تاثیرگذار باشد.
باید کار فرهنگی و اخلاقی صورت گیرد تا افرادی که قصد تصویربرداری و منتشرکردن چنین وقایعی را دارند بدانند که درمورد خودشان یا عزیزانشان هم چنین صحنه هایی آزاردهنده است. بنابراین چنین صحنه هایی خوشایند نیست که منتشر شود. مطمئن هستم که عموم طرفداران مرتضی پاشایی از دیدن این تصاویر بسیار بسیار آزرده خاطر و ناراحت شدند.و شاید عده قلیلی باشند که بخواهند دست به چنین ماجراجویی هایی بزنند. اما متاسفانه تاثیر منفی دارد.
دکتر هاشمی، وزیر بهداشت تکذیب کردند که از پرسنل بیمارستان باشد. ما نمی توانیم کل بیمارستان را در رسانه ها زیر سوال ببریم. دکتر توکلی علاوه بر اینکه پزشک جراح مرتضی بود عنوان می کرد که صبح ها در راه مسیر بیمارستان سی دی های مرتضی را گوش می کند.

قدرت های مخفی نوارآدرس مرورگر کروم

تک دختر



در نگاه اول شاید خیال کنید که نوار آدرس کروم کار زیادی برای شما انجام نمی دهد. در نگاه اول شاید خیال کنید که نوار آدرس کروم کار زیادی برای شما انجام نمی دهد. مطابق معمول باید آدرس سایت دلخواه را تایپ کنید و این مرورگر شما را به آن آدرس می برد. اما اگر بدانید چگونه باید از آن استفاده کنید، نوار آدرس کروم از پس کار های بیشتری هم برمی آید.در ادامه با ما همراه باشید تا برخی از مهم ترین ترفند ها یی را که در نوار آدرس مرورگر گوگل کروم امکان اجرا دارد و احتمالا تاکنون از آن غافل بوده اید، بررسی کنیم.
تمام اطلاعات امنیتی یک وب سایت را مشاهده کنید:
اگر به سایت مشکوکی برخوردید و خواستید از عملکردی که در حال انجام است اطلاع یابید، روی علامت قفل یا آیکن صفحه در گوشه سمت چپ نوار آدرس کلیک کنید. حال می توانید کوکی ها را ببینید، جاوا اسکریپت را بلاک کنید، پنجره های پاپ آپ را غیر فعال کنید و موارد بیشتر.
تبدیل واحد و ریاضی:
می توانید عملیات پایه ای تبدیل واحد و محاسبات ریاضی را بدون حتی فشار دکمه Enter با نوار آدرس کروم به دست آورید. برای تبدیل واحد های اندازه گیری به این صورت عمل کنید:
۵۰ c = f۵۰ feet = inches
باز کردن پنجره ایمیل جدید:
عبارت :mailto را در نوار آدرس تایپ کنید تا یک پنجره جدید ارسال ایمیل بر پایه کتکدخترت پیش فرض ایمیل شما در سیستم عامل باز شود.
پنجره مرورگر را به دفترچه یادداشت تبدیل کنید:
اگر دوست دارید صفحه خالی و جدید مرورگر خود را به دفترچه یادداشت تبدیل کنید، تنها لازم است این کد را در نوار آدرس تایپ یا آن را به عنوان بوک مارک اضافه کنید:
data:text/html,
به شما صفحه ای سفید، تمیز و خالی داده می شود تا هر چیزی را به راحتی تایپ کنید.
تبدیل مرورگر اینترنت به مرورگر فایل:
می توانید در ویندوز C:/ و در مک یا لینوکس از file://localhost استفاده کنید تا مرورگر فایل شما حاضر شود. همچنین می توانید برای باز کردن هر فایل دیگر، آن را بگیرید و در نوار آدرس کروم رها کنید.
جست وجو در وب سایت:
در گوگل با عبارت ":Site” می توانید به دنبال سایت های مخصوص بگردید اما راه حل آسان تر آن در نوار آدرس کروم وجود دارد.به گزارش zoomit ،با تایپ آدرس کامل یک وب سایت و فشردن دکمه Tab، می توانید با ادامه نوشته خود در آن سایت جست وجو کنید.
جست وجو در جیمیل یا گوگل درایو:
اگر قصد جست وجو در جیمیل یا گوگل درایو را داشته باشید، به چندین کلیک و صبر زیاد برای رسیدن به صفحه جست وجوی آن سرویس نیاز دارید. اما در نوار آدرس کروم به راحتی می توانید به دنبال مواردی خاص و مستقیم در سرویس های جیمیل یا گوگل درایو بگردید. بدین شکل عمل کنید:
۱. روی نوار آدرس کلیک راست و گزینه "Edit Search Engines" را انتخاب کنید.
۲. امکان جست وجوی دیگری با نام Google Drive را اضافه کنید.
۳. یک کلمه میان بر انتخاب کنید که به یاد ماندنی باشد، مثل "Gdrive".
۴. این آدرس را وارد کنید:
http:/drive.google.com/?hl=en&tab=bo#search/%s۰۳۹;>http:/drive.google.com/?hl=en&tab=bo#search/%s
می توانید همین کار را برای جیمیل انجام دهید، با وارد کردن این آدرس:
http:/ mail.google.com/mail/ca/u/۰/#apps/%s
اکنون هر گاه که لازم داشتید به صورت مستقیم در جیمیل یا گوگل درایو به جست وجو بپردازید، تنها لازم است آدرس gmail.com یا docs.google.com را تایپ کنید و کلید Tab صفحه کلید را فشار دهید تا محل جست وجوی شما در نوار آدرس کروم فراهم شود.
باز کردن لینک در یک جایگاه مشخص بین تب ها
اگر دوست دارید جایگاه یک تب را تغییر دهید، می توانید آدرس آن وب سایت را با گرفتن و رها کردن به یک جایگاه خاص بین تب های باز شده تغییر دهید.
جست وجوی کلمات با کشیدن و رها کردن
اگر علاقه مند به کات و پیست کردن برای جست وجوی کلمات نیستید، یا این که به طور کلی کلیک راست ماوس خود را دوست ندارید، می توانید با برجسته کردن آن کلمه و سپس کشیدن و رها کردنش در نوار آدرس کلمه دلخواه را جست وجو کنید.