وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

غار بت خانه-Bat Cave House

بتخانه‎ای در کوهدشت +عکس

این غار در ۱۸ کیلو متری جنوب شرقی شهر کوهدشت ، در کوه (دمچهر )قرار دارد . قسمتی از دهانه غار به علل عوامل طبیعی بسته شده است ، ولی قسمتی از آن باقی است که باید ب شکل خزیده از آن گذشت و به غار وارد شد. طول دهانه غار ، ۱۸ متر و ارتفاع سقف آن نزدیک به ۲۰ متر است . سراسر سقف و دیوارۀ آن به علت نفوذ آب از لایه های آهکی ، سفید شده است . غار ، شامل دو قسمت جنوبی و شمالی است که قسمت شمالی آن وسیع تر است . وجود سنگ چخماق و سفالهای شکسته سیاه و منقوش ، مؤید زندگی غار نشینی در این ناحیه است . آثار دوره های مختلف تمدنهای گذشته در این غار یافت شده است و به نظر می رسد که در آن آثار پالئولتیک نیز وجود داشته است . طول غار نزدیک به ۲۰۰ متر وپهنای آن به طور متوسط ۲۰ متر است . اشکال زیبای استالاگمیت ها متعدد این غار که ارتفاع برخی از آنها به ۵۰ متر می رسد ، موجب شده است که این غار را (بت خانه) بنامند .

The cave is 18 km southeast of Koohdasht , in the mountains ( Dmchhr ) is located .Part of the cave was closed due to natural causes , but part of it has to crawl into the passage and entered the cave .Length of the cave is 18 meters and a height of approximately 20 meters -Srasr roof ceiling and walls due to water penetration through layers of limestone , is white .The cave consists of two parts , the northern part of the broader south and north .There flint and broken pottery and painted black , signifying the cave life in this area.Different periods of past civilizations have been found in the cave, and it seems that it works Palyvltyk existed .Cave close to the average length of 200 meters , 20 meters , is Vphnay numerous beautiful shapes stalagmite inside the cave , some of them 50 meters in height , has caused the cave ( Bat House ) call .

بتخانه‎ای در کوهدشت +عکس

بتخانه‎ای در کوهدشت +عکس

بتخانه‎ای در کوهدشت +عکس

شب امتحان در خوابگاه دختران و پسران ...

خوابـگاه دخــتـران ( شب ) 

سکـانس اول: (دخــتر «شبنم» نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش «لالـه» می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد.) 
شبنم:ِ وا!... خاک بـرسرم! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی؟! 
لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.) 
شبنم: بگـو ببـینم چی شـده؟ 
لالـه: چی می خواســتی بشـه؟ امروز نـتیجه ی امتـحان <آناتومی!!!> رو زدن تــو بُــرد. منــی که از 6 مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم، مـنی که بـه امیـد 20 سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده 19!!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود)
شبنم: (او را در آغــوش می کشـد) عزیـزم... گـریه نـکن. می فهـممت. درد بـزرگیــه! (بغـض شبنم نیز می ترکـد) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی. درس سخت و حجیــمیـه. می دونی کـه؟ 
لالـه: (اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد) آره. می دونـم! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم 8 دور بخـونم! می فهـمی شبنم؟فقط 8 دور... (دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم؟!! 
شبنم: عزیزم... دیگــه گریه نکن. من و شهــره هم فقط 7 - 8 دور تـونســتیم بخـونیم! ببـین! از بـس گریه کردی ریـمل چشمــای قشـنگ پاک شـد! گریـه نکن دیـگه. فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه. 
لالـه: نـمی دونـم. چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره. مثـلاً امـروز صبــح، ساعـت 5/7 بیـدار شـدم. باورت مـیشه؟! 
(در همیــن حال، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد. اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد! دخـتری به نـام «فرشــته» با اضـطراب وارد اتـاق می شـود.) 
شبنم: چی شـده فرشــتـه؟! 
فرشــته: (با دلهــره) کمـک کنیـد... نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت! 
شبنم: لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته. 
فرشــته: خب، منــم 19 بـار خونـدم. این طـوری نـشدم! زود باشیــد، ببـریـمش دکتــر. 
(و تمــام ساکنـین آن واحـد، سراسیـمه برای یاری «نــازی» از اتـاق خارج می شـونـد. چـراغ ها خامـوش می شود.) 

خوابــگاه پســران (شـب) 




سکــانـس دوم: (در اتـاقی دو پـسر به نـام های «مهـدی» و «آرمــان» دراز کشــیده انـد. مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است. در هـمین حـال، هم واحدی شـان، «میـثــاق» در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود) 
میثـــاق: مهـدی... شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم. 
مهـدی: نـه! راســته. امتـحان پایــان تــرمه. 
میثــاق: اوخ اوخ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم. چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد. 
مهـدی: آره... منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم. حالا چیــه مگـه؟! نگـرانی؟ 
میثــاق: مـن و نـگرانی؟ عمــراً!! (بـه آرمــان اشــاره می کنـد) وای وای نیگــاش کـن! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره!! 
آرمـــان: تـو هم یه چیزی میگــیا! ایـن برگـه های تقـلبه کـه 10 دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم. بچه های کلاس مـا که مثـل بچه های شما پایـه نیســتن. اگـه کسی بهت نـرسوند، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه؟ کار از محکـم کاری... 
مـهدی: (همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد) آرمــان جـون... اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس. دستـت درست! 
در همیـن حــال، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود. پسـری به نـام «رضـا» با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد) 
میـثــاق: چـت شده؟ رو زمــین بنـد نیـستی! 
رضــا: پرسپولیس همین الان دومیشم خورد!!! 
مهـدی:اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه..... .!!! 
و تمــام ساکنیـن آن واحـد، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد. چراغ هـا روشــن می مانند

 

همه چیز درباره ی سرماخوردگی!

 

ucfhgwbiavhfewndh4mi.jpg

 


درمان سرماخوردگی, عامل بیماری سرماخوردگی  
 

 

معرفی بیماری: سرماخوردگی نوع خاصی از عفونت حاد دستگاه تنفسی فوقانی

 

(حلق و بینی) می باشد که از آن به عنوان شایع ترین بیماری در انسان ها یاد می کنند.

 

گرچه میتوان سرماخوردگی را یک بیماری ساده و گذرا نامید، با این حال باید توجه داشت

 

که گاهی این بیماری مقدمه ای است برای درگیری با سایر بیماریها و در برخی موارد

 

این بیماری غیرکشنده ممکن است در افرادی با سنین بالای 60 سال عاقبت مرگ را

 

به همراه داشته باشد و یا در کودکان تب حاصله در درجات بالا باعث ایجاد تشنج و

 

آسیبهای مغزی در کودک شود.

 

امروزه با تزریق واکسن های سرماخوردگی در مواردی میتوان از ابتلا به این بیماری پیشگیری کرد.

 

با این حال از این شیوه نمیتوان به عنوان راه حلی قطعی و 100% قابل اطمینان یاد کرد.

 

 

عامل بیماری سرماخوردگی: برخلاف برداشتی که از نام این بیماری میشود

 

سرما عامل اصلی ایجاد این بیماری نیست، بلکه میتوان از آن به عنوان عاملی برای

 

فراهم کردن بستر این بیماری نام برد. .

 

عامل ایجاد کننده ی بیماری سرماخوردگی را نمی توان یک نوع خاص از ویروسها نام برد.

 

با این حال اینگونه میتوان گفت که بیماری سرماخوردگی را گروه عظیمی از ویروسها

 

(بیش از 200 نوع) از دسته رینوویروسها و کوروناویروسها میتوانند ایجاد کنند

 

که هرساله به تعدادشان افزوده میشود.

 

در علوم ژنتیکی از ویروس سرماخوردگی به عنوان هوشمندترین نوع ویروس ها یاد میشود

 

یکی از دلایل این شهرت این است که این ویروس ها یک پوشش محافظ بر روی بدنه شان دارند

 

که به آن کپسول نیز گفته میشود که باعث ایجاد مقاومت در ویروس می شود و

 

علاوه بر این تغییر کوچکی در کپسول این ویروس ها ایجاد نوع جدیدی از ویروس را میکند.

 

پس به همین علت واکسن واحدی برای سرماخوردگی وجود ندارد تنها

 

سالانه واکسن فراگیرترین نوع ویروس تولید میشود.

 

درمان سرماخوردگی, عامل بیماری سرماخوردگی

 

شیوه انتقال بیماری: ویروس سرماخوردگی را میتوان با سهل انگاری براحتی از راههای :

 

سرفه . عطسه . تماس دست آلوده با مخاط دهان چشم و یا بینی . ایجاد تماسهای دهانی .

 

و استفاده از لیوان قاشق و یا دیگر مواردی که با ترشحات مخاطی دهان بینی و

 

یا چشم فرد بیمار در تماس بوده است . انتقال داد.

 

دوره های پیشرفت بیماری: کل مدت بیماری سرماخوردگی از یک تا دو هفته بصورت معمول

 

می باشد. در روزهای 2 و یا 3 پس از ورود ویروس به بدن انسان علائم بیماری نمایان می شود.

 

و زمان واگیردار بودن این بیماری در روزهای 2 تا 4 پس از بروز علائم میباشد.

 

درمان سرماخوردگی, عامل بیماری سرماخوردگی

 

علائم بیماری سرماخوردگی:  از بارزترین علائم میتوان به عطسه اشاره کرد

 

 گرفتگی و آبریزش بینی بصورت مایع شفاف رنگ

 

 قرمزی و آبریزش چشم

 

 درد در ناحیه گوش و گلو  سرفه های خفیف و سرفه های شدیدتر در شب هنگام

 

 سوزش و خارش بینی و از بین رفتن حس بویایی و چشایی

 

 تب کم در مواردی کم و کوتاه مدت  ایجاد مشکلات تغذیه در کودکان و بیقراری آنها

 

 سردرد نیز در برخی افراد

 

 کسلی و خستگی و فرسودگی و بی حالی از علائم معمول و اصلی سرماخوردگی می باشد.

 

درمان سرماخوردگی, عامل بیماری سرماخوردگی

 

درمان بیماری: به علت ایجاد سرماخوردگی توسط ویروسها این بیماری بوسیله ی

 

آنتی بیوتیک ها قابل درمان نمی باشد.

 

به همین علت بیماری سرماخوردگی می باید دوره ی خود را بگذراند.

 

در این مواقع ما برای درمان سعی در دفع هرچه سریعتر ویروسها و همچنین

 

کم کردن علائم بیماری کوشش میکنیم.

 

1. استفاده از داروهایی مانند آسپرین و استامینوفن برای پایین آوردن درجه تب

 

و کم کردن دردهای مفصلی و عضلانی.

 

2. استفاده از داروهایی مانند آنتی هیستامین دیفن هیدرامین و لوراتادین

 

برای کم کردن علائم مشابه حساسیت، سرفه بسیار کمک میکند.

 

 

3. استفاده از داروهایی مانند آمانتادین که داروهای ضد ویروس میباشند نیز مفید است.

 

 

4. استفاده از داروهایی مانند پزودوافدرین و فنیل افرین نیز برای گرفتگی بینی مفیدند.

 

 

5. استفاده از سرم فیزیولوژیک و شستشوی بینی به باز شدن بینی،

 

حس سبک شدن سر و سینوسها و دفع ویروس بسیار کمک میکند.

 

 

6. استفاده از بخور آویشن و یا اکالیپتوس و حتی بخار آب به تنهایی در تسریع بهبود سرماخوردگی بسیار مفید است.

 

 

7. همچنین غرغره کردن آب نمک و مسواک زدن باعث سرعت بهبودی و کم شدن

گلو دردهای احتمالی میشود.

 

 

8. استراحت کردن نیز در سرعت بهبودی بی نهایت موثر است.

 

9. حمام آب گرم نیز (در صورت رعایت نکات بعد از حمام) به بیمار کمک میکند تا

 

زودتر بهبودی کسب کند.

 

 

10. بعلاوه بهتر است بیمار شب هنگام بالشی اضافه زیر سر خود بگذارد تا

 

از گرفتگی بینی او کم شود.

 

 

11. در ضمن نکشیدن سیگار نیز برای افراد سیگاری توصیه میشود.

 

 

12. ورزش کردن هم به تقویت سیستم ایمنی بدن نیز کمک میکند.

(البته این مورد بیشتر به پیشگیری از بیماری کمک میکند.)

 

 

تغذیه در هنگام سرماخوردگی: 1. بهتر است در این مواقع مصرف مایعات خود را بالا ببریم.

 

 

2. استفاده از ویتامینC به بیمار کمک میکند تا زودتر سلامتش را بدست بیاورد.

 

(در مرکبات بالاخص پرتقال و انواع لیمو)

 

 

3. نوشیدن مایعات گرم مانند سوپ و آش برای بیمار بسیار مقوی است.

 

 

4. خوردن اسید های چرب، امگا 3 و امگا 6 نیز در بهبود بیمار موثر است.

 

(امگا 3 موجود در انواع ماهی، تخم کتان و کدو حلوایی و روغن شاهدانه و

 

امگا 6 موجود در تخم کتان و تخمه کدو حلوایی و آفتابگردان میباشد)

 

5. غلات سبوس دار و حبوبات نیز منبع خوبی از انواع ویتامین B میباشند که برای بیمار مفید است.

 

 

6. آهن و روی نیز باعث تقویت سیستم دفاعی بدن میشوند که در سیر و جگر موجودند.

 

و دیگر مواد مغزی و معدنی و ویتامین ها برای بدن در حالت ضعف مفیدند.

 

  

روزی که دست نیازم را به سوی عشق آتشینم نسبت به تو دراز کردم، آمدم تا برای همیشه بمانم، بمانم در کنارت... اکنون که روزگار گذشت و من وفادار به قولی که دادم، سر قولم مانده ام، تا همیشه ی... همیشه ناز قهر کردنت را میخرم به قیمت جانم.. شاید از عشقم معجزه ای بسازم و تا ابد تو را اسیر عشقم کنم، همه میگن دیوانه ای، آخه دیوانه ای که دل سپردی به او... ولی من میگم رفیق دمت گرم، مرام من مرام همه کس نیست... درسته جنسم از جنس آدمای روزگار امروزیه ولی باز میگم دمتون گرم رفقا از من واسه بی وفا شدن، حرفی نزنید. شایدآخر عشقم روز شیرینی باشه که از دور پیداست... میخوام یکبار سر قولم بمونم فقط به حرمت یکباری که گفت دوست دارم سایه

باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوا می کند


باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند


باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند


باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر،حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند

و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

باتو، دریا با من مهربانی می کند


باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند


باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند


باتو، من با بهار می رویم


باتو، من در عطر یاس ها پخش می شوم


باتو، من در شیره ی هر نبات میجوشم


باتو، من در هر شکوفه می شکفم


باتو، من در هر طلوع لبخند میزنم، در هر تندر فریاد شوق می کشم، در حلقوم مرغان عاشق می خوانم و در غلغل چشمه ها می خندم، در نای جویباران زمزمه می کنم


باتو، من در روح طبیعت پنهانم


باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می نوشم


باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، در تنهایی این بی کسی، غرقه ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من اند و پرندگان خواهران من اند و گلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند و بوی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من اند.


بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم


بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند


بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند


بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند


بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد

ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند

و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند


بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد


بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند


بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است


بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند


بی تو، من با بهار می میرم


بی تو، من در عطر یاس ها می گریم


بی تو، من در شیره ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم.


بی تو، من با هر برگ پائیزی می افتم


بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می خشکم


بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می برم


بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده ی پامال زمستانم.


درختان هر کدام خاطره ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ وپ رکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من، بوی پونه، پیک و پیغامی نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من ، شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک ، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین یادگارهای من اند.
:: دکتر علی شریعتی ::