
همین چند روزه که مدام سعی می کنم چیزی بنویسم، همین چند روزه که مداد دست می گیرم تا لا به لای خط های کتاب چیزی بنویسم و یکبار حس می کنم نوک مداد تیز نیست، یکبار با خودم می گویم پاک کن نیاورده ام، یکبار بهانه ی خراب شدن کتاب را می گیرم؛ بار بعدی خودم را مشغول تیک و تاک ساعت ذهنم می کنم و خلاصه هربار به یک بهانه ای خودم را پس می زنم از نوشتن. با خودم فکر می کنم شاید باید رها کنم و فقط منتظر بمانم تا کلمات خودشان بیایند، یادم می افتد آدم صبر کردن نیستم، هربار منتظر نشستم چیزها را از دست داده ام، هربار منتظر ماندم از آخر دست هایم خالی مانده، یادم می آید تا به حال نشده حس های خوب من را پیدا کنند، به هر سوراخی سرک بکشند تا من را پیدا کنند و قد یک لبخند روی لب هایم بنشینند، این همیشه من بودم که دنبالشان راه افتاده ام ... این همیشه من بوده ام ... باید چیزی بنویسم .. همین لحظه باید چیزی بنویسم ...
پس نوشت: شاید خیلی متفاوت از آهنگ های همیشه ام باشد ولی خب، بشنوید
متن زیر نوشته ای بسیار زیباست از وبلاگ خانمی به
نام *الهام*
به امانت گرفتم .
متن توصیف مرد از نگاه یک خانم است.
یک وقتهایی فکر میکنم مرد بودن چقدر میتواند غمگین باشد.
هیچ کس از دنیای مردانه ... نمیگوید.
من فکر میکنم مردها،
واقعاً مردها،
آنقدرها که داریم نشان میدهیم بد نیستند.
مردها احتمالاً دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین.
http://www.gharechai.bakhshdari.ir/akhbar/khabar/110
سر بر شانه خـــــدا بگذار
تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق، انسان بودن ماست
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احســاس
کار هر آدمی نیست ...!
تــه تــه تــه همــه نـاامیـدی هـا ...
نـداشتـن هـا ...
نخـواستـن هـا ...
نبـودن هـا ...
و بـن بسـت هـا ...
" خــــــدا " رو داریم که آغوشش رو برامون باز کرده
خـــــداجـــونم ممنـــون که هــوامـونـو داری ...
سر بر شانه خـــــدا بگذار
تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند
که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت به رقص درآیی
قصه عشق، انسان بودن ماست
اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست
سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
فهمیدن احســاس
کار هر آدمی نیست ...!
تــه تــه تــه همــه نـاامیـدی هـا ...
نـداشتـن هـا ...
نخـواستـن هـا ...
نبـودن هـا ...
و بـن بسـت هـا ...
" خــــــدا " رو داریم که آغوشش رو برامون باز کرده
خـــــداجـــونم ممنـــون که هــوامـونـو داری ...