وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

12. ترجمه و تفسیر سوره آل عمران - مدنی و 200 آیه است.

آیه‌ 175 - 172:

الَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِن بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ ۚ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ «کسانی که پس از زخمها و جراحت‌هایی که به آنان رسیده بود دستور خدا و پیامبر را اجابت کردند، برای کسانی از آنان که نیکی کردند و تقوا پیشه نمودند، پاداش بزرگی است».

الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ «کسانی که مردم به آنان گفتند: مردم بر ضد شما جمع شده‌اند، پس، از آنها بترسید، ولی (این امر) ایمانشان را افزود و گفتند: خدا ما را کافی است و او بهترین سرپرست است».

فَانقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَّمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ «پس آنها با نعمت و بخششی از جانب خدا بازگشتند، و هیچ آسیبی به آنان نرسید، و خشنودی خداوند را به دست آوردند، و خداوند دارای فضلی بزرگ است».

إِنَّمَا ذَٰلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ «آن شیطان است که دوستانش را می‌ترساند، پس، از آنها نترسید و از من بترسید اگر مؤمن هستید».

د: لیمو ترش

خاصیت درمانی: ضد باکتری، ضدعفونی کننده، ادرار آور، صاف کننده خون، تقویت معده و ... 

مصرف دارویی: ضد خارش و سوزش حاصل از گزش حشرات. نام دارو: آب لیمو. مقدار مصرف: مقداری آب لیمو در محل آهسته بمالید و گاهگاهی تکرار کنید. 

مصرف دارویی: ضد خارش پوست و دستگاه تناسلی، ضد آلرژی. نام دارو: لیمو. مقدار مصرف: 1- روزی چند مرتبه مقداری آب لیمو بر پوست و محل تناسلی بمالید. 2- شبانه روزی یک یا دو لیوان شربت آب لیمو تناول کنید. 

مصرف دارویی: درمان خارش چشم. نام دارو: آب لیمو. مقدار مصرف: روزی دو مرتبه، بیمار دو قطره آب لیمو بر لبه پلکها بمالد. 

ادامه موضوع د: میوه درمانی در پست آینده

میراث فرهنگی و غبارفراموشی

میراث فرهنگی وگردو غبار فراموشی

گردو غبارفراموشی پیشینه تاریخ این سرزمین را با قدمتی به درازی تاریخ فراگرفته است.سودای لقمه نان چربی که با قطع شاهرگ حیاتی میراث فرهنگی به راه افتاده است مدتهاست که غارتگران به مواریث کهن را به خود مشغول کرده است.زیبایی ها و رازهای نهفته از دل آثار بیرون کشیده شدند.این ویرانی ها نشان می دهند که از روزهایی که استناد به پیشینه تاریخ و تمدن برای هویت بخشی به جامعه و مردم مستقردرآن بهره گرفته می شد فاصله وافر گرفته شده است.گویی دوست دارآثار تاریخی بودن موستجب توبیخ وجرم و تکفیر شده است.  هراثری که سمبل هویت تاریخی و نمادافتخار و غرور،بلندپایگی و عزت بشمار می رفت درمسیر سراشیبی واقع شد.نیاکانمان که برای مان ارزشمند بودند و دست نبشته ها و کتیبه هایشان ،چون نشان و معرفت از نوع اندیشه نگاری و طرز تفکر ،آئین و سنت ها و باورها داشتند ارزشمند تر نمود یافته بودند همه ی نماد های این نمود ،نمای خود را از دست داده است.برتلاش گذشتگان غبار غفلت و فراموشی،سنگینی وحشتزایی دارد.بقعه بردسکین نیز یکی از این مظلومیت های آثارتاریخی این سرزمین است.مقبره عبدل آباد در روستایی با همین عنوان در 22 کیلومترى جنوب شرقى شهر بردسکن واقع شده و به مسجد و گنبد عبدل نیز مشهور است.ساختمان مقبره که به صورت یک چهارطاقى به ارتفاع قریب به ده متر است، داراى گنبدى مدور به قطر 5 و ارتفاع قریب به 5 متر است که در جانب جنوب آن روزنه‏اى جهت نورگیرى دارد. فضاى داخلى بنا مخصوصاً در قسمت داخل گنبد و بخش‏هاى بالاى دیوارهاى داخلى، گچبرى‏هاى ساده بوده که متاسّفانه از بین رفته است. این بنا که از دورة ایلخانى به جا مانده، به قرن پنجم هجرى هم نسبت مى‏دهند، هر چند سبک معمارى آن بیشتر به بناهاى قرن هشتم به بعد، خصوصاً دورة تیموریان شبیه‏تر است.در مجاورت بقعه خرابه‏هاى کهن سال عبدل آباد که به عمارت اشرافى معروف است، دیده مى‏شود.این مقبره به شماره 10908 و در تاریخ 27/11/1382 به ثبت رسیده است.

S: دعا‌های بر گزیده از قرآن - قسمت 5

الها من و ذریه‌ مرا نمازگزار گردان. بارالها! دعای ما را اجابت فرما. [إبراهیم: 40].

پروردگارا! سینه ام را وسعت ده - که از جفا و آزار مردم، تنگدل نشوم- و کار مرا آسان گردان و عقده‌ی زبانم را بگشا تا مردم سخنم را بفهمند- و بدانند چه مىگویم.  [طه: 25-28].

الها! مرا تک و تنها وامگذار که تو بهترین وارث عالمیان هستی.  [الأنبیاء: 89].

الها! تو میان ما به حق حکم کن. و پروردگار ما همان الهی مهربانست -که برای باطل کردنِ آن چه شما برخلاف حق می‌گویید- از او یاری می‌طلبم که در هر کاری تنها از او یاری باید خواست.  [الأنبیاء:112].

پروردگارا! مرا به منزل مبارک فرود آور که تو بهترین کسی هستی که بارها به منزل خیر و سعادت توانی فرود آورد. [المؤمنون: 29].  

ادامه موضوع S: دعا و اذکار شبانه روزی در پست آینده

متمم اسم

چه نوع اسمهایی نیاز به متمم دارند؟

      همان گونه که برخی از فعل­ ها گذرا به متمم هستند و با داشتن حرف اضافه­ ی اختصاصی به متمم نیاز دارند، بعضی از اسم­ها نیز از چنین خصوصیتی برخوردارند. فعل مرکب "آشتی کردن " از جمله فعل هایی است که حرف اضافه­ ی اختصاصی دارد:"آشتی کردن با" و بدون متمم، معنای فعل و در نتیجه مفهوم جمله ناقص می­ ماند. واژه­ ی "جدایی" هم از جمله اسم­ هایی است که  با داشتن حرف اضافه­ ی اختصاصی "از" به متمم نیاز دارد و بدون آن، معنای "جدایی" ناقص خواهد بود:جدایی از دوست دشوار بود." از دوست" متمم است ولی نه متمم فعل ؛ زیرا فعل اسنادی "بود" نیازی به متمم ندارد، بلکه متمم اسم "جدایی" است که در جمله ­ی بالا نقش "نهاد" دارد.

      متمم اسم  درباره­ ی اسم پیش از خود – و به ندرت پس از آن- توضیح می­ دهد و معنای آن را تمام می­ کند؛ یعنی اسمی که در جمله نفش نهادی، مفعولی، مسندی یا متممی دارد، بدون متمم خود ناقص می­ماند و حرف اضافه هم جزء ذات آن اسم است:«انتقاد از نارسایی­ها لازم است.»نارسایی­ها متمم است ولی نه متمم فعل، بلکه متمم اسم" انتقاد" که در این جمله نقش نهادی دارد.

نمونه­ های دیگر:

کاسه پر از آب است. ( آب متمم صفت که در جای اسم نشسته و نقش مسندی دارد)

مبارزه با استعمار تاریخ طولانی دارد. ( متمم مبارزه در نقش نهاد)

او به جنگ با دشمن پرداخت. (دشمن متمم اسم جنگ است که در این جمله نقش متمم دارد ----- متمم اسم)

جدایی از او برای من دشوار بود. ( او متمم اسم "جدایی" است که نقش نهادی دارد و "من" متمم "او" است که نقش متممی دارد----- متمم متمم است.)

رییس جمهور مصاحبه با خبرنگاران را پذیرفت.(خبرنگاران متمم اسم "مصاحبه" است که نقش مفعولی دارد---- متمم مفعول)

نکته­ ی مهم: متمم اسم با اسم خود مجموعاً یک نقش دارد و در جایگاه یک نقش اصلی می ­نشیند. به همین دلیل، با وجود اجباری بودن متمم اسم و لزوم آن در جمله، مستقل به حساب نمی­ آید و از اجزای اصلی جمله شمرده نمی­ شود.

جمله­ ی : کاسه پر از آب است.

      سه جزئی مسندی است و متمم "آب" با حرف اضافه جزئی از گروه اسمی "پر" به شمار می­ رود که نقش مسندی دارد. هم­چنین:«انتقاد از نارسایی­ ها لازم است.»"انتقاد از نارسایی­ ها" نهاد جمله است و متمم "نارسایی­ ها" جایگاه مستقل ندارد.

تعداد اجزای جمله را فقط فعل تعیین می­کند.گاه متمم اسم را می­ توان به وابسته­ پسین (صفت یا مضاف الیه) تبدیل نمود:رئیس جمهور در یک مصاحبه ی مطبوعاتی اعلام کرد....

مصاحبه­ ی مطبوعاتی= مصاحبه با مطبوعات.

انتقاد از نارسایی­ ها لازم است.

 انتقاد  نارسایی­ ها لازم است.

          مضاف­ الیه

تعدادی از اسم­های متمم­ خواه:

نزاع با              گفتگو با               صلح با               مناظره با               جنگ با         مناقشه با              نبرد با           سازش با           رو بوسی با         مقابله با                   وداع با          دعوا با          مدارا با            مسابقه با             معامله با

 

لطفا به ادامه مطلب بروید.