
نظریه: گرچه این موضوع واقعیت دارد ولی مسئولین باید مراقب شیطنت آمریکای ها باشند که با بیان این مطالب ، قائله دیگری بوجود نیاورند و خود سود مجددی ببرند.

رمان بار دیگر با او
نویسنده : فریبا قاسمی
فصل : 9
........................................................................................
حرفهایش دلم را به درد آورد و اشکهایم را جاری ساخت.
- چی فکر کردی؟ اگه خیال می کنی می تونی به این روش خودت رو به ما تحمیل کنی و زندگی برادرم رو از هم بپاشی، کور خوندی... معلوم نیست توله سگ کی رو برداشتی آوردی اینجا، می خوای ببیدیش به داداش من تا حالا تو کدوم خراب شده ای بودی که حالا نصفه شبی اومدی ادعاهای مسخره می کنی.

رمان بار دیگر با او
نویسنده : فریبا قاسمی
فصل : 10 (آخر)
........................................................................................
کم کم حال فریده بهتر میشد و دیگر میتوانست خودش به مینو رسیدگی کند بین من و او دیگر هیچ حرفی از امید به میان نیامد او دیگر بین ما حضور نداشت و همین باعث شده بود که ما حرف زیاده برای گفتن نداشته باشیم تمام تلاش کامران بیهوده بود کمکی نمیتوانست بکند البته چون از جریان اطلاعی نداشت خیلی هم نمیتوانست کاری بکند روز بیست و هشتم اردیبهشت روز سختی بود شب قبلش را اصلا نخوابیده بودم معده ام درد میکرد و از صبح حال مناسبی نداشتم فریده مشکوک شده بود و مدام به پر و پایم میپیچید

رمان بازی سرنوشت
نویسنده : نسرین ثامنی
منبع : www.98ia.com
فصل : 1
........................................................................................
با پشتکار خود مدرک ششم ابتدایی را بگیرم . خرداد مان آن سال را هرگز فراموش نخواهم کرد از طرف اولیا مدرسه به مناسبت پایان سال تحصیلی برای تمامی شاگردان منجمله خود من که موفق شده بودیم با نمرات بالا تر ششم ابتدایی را به پایان برسانیم جشن کوچکی در محوطه دبستان ترتیب داده بودند و جوایزی هم در نظر گرفته شده بود ، آن روز پس از توزیع جوایز هنگامیکه نوبت به من رسید قلبم از شدت هیجان نزدیک بود دیواره سینه را بشکافد و بیرون بجهد .