وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

عدم تشکیل کلاس تئوری الاستیسیته پنج شنبه 20 آذرماه

کلاس درس تئوری الاستیسیته روز پنج شنبه 20 آذرماه (بعلت حضور اینجانب در کمیته اجرایی دومین همایش ملی فرهنگ سازی اصلاح رفتارهای اقتصادی در ایران امروز که در دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد برگزار می گردد) تشکیل نخواهد شد.

کلاسهای سایر اساتید در روزهای 20 و 21 آذرماه تشکیل خواهد گردید.

نحوه ارزیابی پایان ترم از همین وبلاگ اطلاع رسانی خواهد شد.

 

کوچک ترین مدرسه واقعی دنیا با 2 دانش آموز

اگر چه به لطف فعالیت همکارمان در فضای مجازی ، مدرسه ابتدایی کالو با 3 نفر دانش آموز به عنوان کوچک ترین مدرسه ی دنیا انتخاب شد اما واقعیت این است که بنده در سال تحصیلی  86-85  در روستای بژدم از توابع بخش چهاردانگه شهرستان ساری تنها 2 دانش آموز داشتم و خودم هم معلم بودم و هم مدیر ولی به دلیل عدم دسترسی به اینترنت در آن سالها تلاشی برای این امر انجام ندادم.

تصویر زیر نمایی از همین کلاس 2 نفره است که بنده را در کنار 2 دانش آموز کلاس سومی و چهارمی می بینید.

فضای آموزشی و امکانات آن ، نگاه معصومانه دانش آموزان و... سرشار از ناگفته هاست.

یاد آن سال های پر از سادگی و صمیمیت به خیر ...!

 

عکس

علیشاه ایوانی  یکی از افتخارات روستای وحدت که هم اکنون ریاست اداره ارشاد اسلامی اسلام آباد غرب را بر عهده دارد در جلسه فرمانداری اظهار داشت که ارتقاء فرهنگ اسلام آباد نیازمند هماهنگی بیشتر مسؤلان شهرستان می باشد.وی گفت این منطقه دارای سابقه طولان تمدن است که پیشینه آن قبل از اسلام نیز میرسد.وایل بزرگ کلهر جز تاثیر گذارترین ایلات در منطقه غرب ایران میباشد.

آداب آشتی

دلم می خواهد بنشینم و یک دل سیر تماشایت کنم.
تو حرف بزنی من فقط گوش بدهم.
گلایه کنی، حق را به تو بدهم.
عصبانی بشوی سرم داد بزنی...!
بازهم نگاهت بکنم، باز هم سکوت کنم...
همۀ نوشته هایم را خط خطی کنی، بازهم بنویسم. بازهم پاره کنی.
این بار با تمام وجود فریاد بزنی: دیوانهههههههههههههه
فقط تماشایت کنم. همین!!!!!!!
بعد بیایی بگویی: عصبانی بودم اختیارم دست خودم نبود، بیا آشتی کنیم.
آن وقت من بگویم، آشتی آدابی دارد که باید به جا بیاوری.
و تو قبول کنی.
در آغوشت بگیرم و دل سیر ببوسمت!!!!!
این است آداب آشتی.

تصورشم قشنگه

تصور کن...

فقط بهش فکر کن...

17 صفر؛

درست سه روز مونده به اربعین...

صبح از خواب بیدار میشی... اصلا شاید شبش تا صبح خوابت نبرده باشه از ذوق...

صبح اول وقت، اول جاده نجف - کربلا...

بین آن همه جمعیت خودت باشی و عشق رسیدن به حرم...

خودت باشی و لحظه شماری...

خودت باشی و سه روز که شاید به نظرت بلندترین روزهای سال باشند...

خودت باشی و پاهایی که آماده اند تاول بزنند...

خودت باشی و خودت...

خودت باشی و شعری که زمزمه میکنی:

"رسد روزی که در سجده بگویم/ رسیدم کربلا؛ الحمدلله"

خودت باشی و ستون شماره یک...

خدا میداند آن هزار و چهارصد و چند ستون را به چه عشقی خواهی گذراند...

آنقدر می روی تا برسی به آخر دنیا...

دنیایی که همه آرزوت بوده...

و حالا بعد از سه روز...

تویی و پایان همه دلتنگی هات...

.

.

.

تصور کردی همه اینها رو...

دیدی چقدر تصورش قشنگه...

لذتش رو فقط اونی که رفته میفهمه...

و حسرتش رو فقط اونی که لحظه آخر جا مونده درک میکنه...