این دعا رو خییییییلییی دوس دارم.متن دعا دلنشینه.امیدوارم استفاده کنین.
شرحی بر دعای جلیل الجبار
روایت است که حضرت رسول(ص) فرمودند هرکس هروقت این دعا را بخواند چنان باشد که 360حج کرده است و 360 ختم قرآن کرده باشد و 360بنده آزاد کرده باشد و 360 دینار صدقه داده باشد و 360اندوهگین را از غم رهایی بخشد چون حضرت رسول (ص) این کلام را فرمود جبرئیل علیه السلام در رسید و گفت یا رسول الله هر بنده از بندگان خدا و هر امتی از پیروان تو که این دعا را در عمر خودیکبار بخواند یا محمد بحرمت و جلال خودم قسم او را هفت چیز بدهم اول فقر و درویشی را از وی بردارم و دوم سوال نگیرین ایمن گردانم و سوم از صراط بگذرد و چهارم از مرگ ناگهانی برهانم پنجم دوزخ را بر روی حرام گردانم ششم از تنگی قبر نگهدارم هفتم از غضب سلطان و ظالم حفظ فرمایم
....................................................................................................................................
دعا به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
لا اله الا الله الجلیل الجبار
لا اله الا الله الواحد القهار
لا اله الا الله العزیز الغفار
لا اله الا الله الکریم الستار
لا اله الا الله الکبیر المتعال
لا اله الا الله وحده لا شریک له الها واحدا ربا و شاهدا احدا صمدا و نحن له مسلمون
لا اله الا الله وحده لا شریک له الها واحدا ربا و شاهدا احدا صمدا و نحن له عابدون
لا اله الا الله وحده لا شریک له الها واحدا ربا و شاهدا احدا صمدا و نحن له قانتون
لا اله الا الله وحده لا شریک له الها واحدا ربا و شاهدا احدا صمدا و نحن له صابرون
لا اله الا الله محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم ) علی ولی الله ( ع )
الهم الیک وجهت وجهی والیک فوضت امری و علیک توکلت
یا ارحم الراحمین
در رمان "راز باغ اقدسیه" نیز نویسنده سعی دارد تا به افکار خود نظم بخشد تا آلام و التهابات جامعه را روایت کند.
در رمان یاد شده معمایی دیگر، به همان اندازه ناگشودنی جلوه گر است و فرد را به هر کیفیتی به زندگی فرا می خواند. چرا که راه دیروز بسته است!
در "راز باغ اقدسیه" چشم و گوش نویسنده از بسیار دیدن و بسیار شنیدن پر است، از این رو به انزوا نشسته و از فقر درماتیک، شکوه ها دارد.
پس گسیخته خیالان آن را بخوانند و چنانچه خوانند، بدانند که در خیال خود گم خواهند گشت و به گمانم چون بازوهای ترازو بالا و پایین خواهند شد.
تیرماه 1391 نقطه عطفی در تاریخ باشگاه برق بود . لحظه ای که باشگاه برق به اصطلاح ((خصوصی)) شد . باشگاهی که بالغ بر 65 سال یا دولتی بود یا دولت از آن حمایت می کرد . سال 1391 سالی بود که باشگاه محبوبمان یکه و تنها در دنیای نامردمیهای فوتبال رها شد . فوتبالی که 90 درصد آن ، هنوز دولتی بود .
اولین قرعه های خصوصی شدن به نام باشگاه برق خورد . نه زیرساختی آماده بود و نه برنامه ریزی برای خودکفائی باشگاه شده بود . نه مثل کشور همسایه وامهای کم بهره بلند مدت به باشگاه ها واگذار شد نه مثل سایر کشورها ، قوانین از بخش خصوصی و سرمایه گذار در ورزش حمایت می کرد .
باشگاه ما موش آزمایشگاهی بود . به مثابه نوجوانی بود که تا دیروز پدر و مادر زیر بال و پر او را می گرفتند ولی امروز بدون حامی ، در غربت رها گشته است .
چند روز پیش که مجلس دوباره قانون اجازه به شرکتهای دولتی مبنی بر کمک به باشگاههای ورزشی را تصویب نمود ، آه از نهادم برخاست . چرا در کشور ما همه کارها با آزمون و خطا انجام می گردد ؟ چرا کارها بدون کارشناسی لازم انجام شده و به عاقبت امور نگریسته نمی شود ؟ چرا بعد از اینکه با احساسات خیل عظیم هواداران یک باشگاه اصیل بازی شد و باشگاه محبوبشان رو به نابودی رفت باید این تصمیم اتخاذ می شد ؟
چند روز پیش که مصوبه مجلس را دیدم ، گفتم ای کاش شرکت برق منطقه ای چند سالی صبر کرده بود . ای کاش حاضر نشده بود اولین باشگاه در امر خصوصی سازی باشد . ای کاش مسئولین فارس کمی پیگیر بودند . ای کاش نتیجه پیگیری پیشکسوتان و هواداران نتیجه داده بود.
و در نهایت ای کاش باشگاه برق هنوز دولتی بود تا بتواند از این قانون استفاده کند .
در هر موقعیت به اندازه قوت و نیرومندی دشمن ،من هم به آن اندازه امتیاز می گیرم.
زندگی مومن دائما شیرین و پر هیجان است چون هر لحظه در میدان مبارزه است و با نیروی مخالف در جنگ است تا پیروز شود.
استاد شجاعی
