وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

اسامی دانش آموزان برتر نوبت اول

ردیف

نام و نام خانوادگی پایه رشته معدل
1 مهنا کرمی نیا اول عمومی 19.85
2 معصومه روشنی دوم حسابداری 18.92
3 زینب جابری منش دوم حسابداری 18/44
4 نازنین خبیر دوم حسابداری 18
5 رویا جوهری زاده دوم حسابداری 17/62
6 زهرا قاسمی نژاد دوم حسابداری 17/23
7 زینب حیدری دوم خیاطی 18/83
8 مریم رفیعی دوم خیاطی 17/88
9 مریم عبدی راد دوم خیاطی 17/28
10 فاطمه عزیزی مقدم دوم مدیریت خانواده 18/17
11 کوثرصفرنیا دوم مدیریت خانواده 18/06
12 کلثوم یوسفی سوم مدیریت خانواده 17/86
13 مهسا دشتی سوم مدیریت خانواده 17/42
14 مژگان باپیروند سوم مدیریت خانواده 17/13
15 نیلوفر صحرایی سوم نقشه کشی ساختمان 17/71
16 زینب داوری سوم نقشه کشی ساختمان 17/33
17 سارا شیرکول سوم نقشه کشی ساختمان 17/29

ضمن عرض تبریک به این دانش آموزان عزیز برایشان آرزوی سربلندی وتوفیق درهمه عرصه های زندگی راازخداوندمنان داریم .

پاسخ به سوالات بدون منبع

سوال tooska تهران :

لطفا آدرس ایمیل و یا وبلاگتان را ارسال نمایید 

سوال زهرا :

سلام من 31 سالمه، ...

 در پاسخ به سوال پرسیده شده احتمال اینکه آسیب پرده به این شکل کم است ولی برای اطمینان بیشتر لطفا آدرس ایمیل و یا شماره همراهتان را وارد کنید تا چند سوال بپرسم و شما را مطمئن کنم

سوال مونا :

فشار آب

در پاسخ به سوال پرسیده شده احتمال اینکه آسیب پرده به این شکل کم است ولی برای اطمینان بیشتر لطفا آدرس ایمیل و یا شماره همراهتان را وارد کنید تا چند سوال بپرسم و شما را مطمئن کنم

سوال ناشناس :

من 25 سالمه ...

لطفا آدرس ایمیل و یا شماره همراهتان را وارد کنید تا چند سوال بپرسم و شما را مطمئن کنم

سوال فاطی :

4 ماهه نامزدم ...

این مورد که فرمودید طبیعی است لطفا ایمیلتان را وارد کنید تا راهنماییتان کنم

سوال سارا (رشت) :

سلام.23 سالمه و ...

لطفا آدرس ایمیل و یا شماره همراهتان را وارد کنید تا چند سوال بپرسم و شما را مطمئن کنم

دشت نوردی از تنگه کنجانچم تا تپه چقا آهوان مهران

در مورخه 26دی ماه 1393 گروه کوهنوردی شهدای میشخاص بخش سیوان در یک برنامه یک روزه برابر تقویم اجرایی سه ماهه با استعداد 19نفر از اعضا اجرا گردید این برنامه با پیوستن اعضای گروه در  روستای جعفر آباد و همچنین پلیس راه ایلام _مهران به طرف نقطه شروع دشت نوردی از محل پل قران واقع در ورودی شمالی دره کنجانچم   از ساعت 8 صبح آغازو با عبور از جاده قدیمی مهران و گذر از از مناطق مختلف با نام های محلی  همچون"بان شمس" و "نال اشکنه" و همچنین منطقه رضاآباد مهران و عبور از کنار کانال قدیمی آب رسانی دشت مهران به سمت مقصد نهایی تپه باستانی چقا آهوان به انجام رسید.

شروع برنامه دشت نوردی با تجمع همنوردان و با  راهنمایی آقای صادقی و  با سرپرستی  آقای باولی از محل پل قرآن در دره زیبای کنجانچم و از کنار رودخانه دائمی آفتاب شروع گردید و با طی کردن مسیر جاده قدیمی مهران که در دهه 30 با دست و لوازم ابتدایی راهسازی توسط کارگران زحمت کش محلی ساخته شده آغاز گردید. عبور از تنگه استراتیزیک کنجانچم و مناطق عملیاتی زمان جنگ یادآور خاطراتی بود که از زبان آقای صادقی و برخی دیگر از دوستان پیشکسوت بازگو میشد.

مسیر انتخاب شده توسط گروه برنامه ریزی هیات کوهنوردی از هر نظر قابل تامل بود چه از نظر جغرافیای که واجد  عوارض گوناگون طبیعی(رودخانه، دره، تپه ماهور، دشت ..) می باشد و چه از نظر تاریخی که پیمایش جاده قدیم و اشراف آن بر قلعه تاریخی کنجانچم و خود مقصد گروه که تپه باستانی چغا آهوان است. و اینکه که این منطقه از لحاظ سوق الجیشی از نقاط مهم و حیاتی زمان جنگ به شمار می آمد و تداعی کننده رشادت های رزمندگان در طول هشت سال دفاع مقدس بود.

از عوارض انسانی قابل توجه در مسیر آبنما های جالب و مستحکم جاده قدیم ، مواضع و سنگرهای متروکه زمان جنگ و کانال آبرسانی دشت مهران را  میتوان  نام برد. سیاه چادرهای عشایر میشخاص  در دره کنانچم نیز جلوه باشکوهی به منطقه  داده بودند.

آنچه در جریان این دشت نوردی و کذر از این منطقه  قابل تامل برای من و همنوردانم بود ساخت جاده جدید در کرانه جنوبی دره کنجانچم است که چهره طبیعی این تنگه را به شدت تغییر داده و نیز باعث از بین رفتن زیست بوم طبیعی منطقه شده است.

 

 

 

 

 

                 

برای دیدن بقیه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید

لطفآ نظرات خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

بازسازی قلعه سوارها...

 خیلی وقت بود که صحبتش تو دهان ها افتاده بود که یک فکر اساسی برای این بنای تاریخی که وسط روستاست و یه جورایی نمای روستا را نمایش می دهد گرفته بشود...بعد ازکلی کش و قوس های فراوان که بعد از قضیه انبار مسجد و دری که از بیرون قلعه باز کردند برای استفاده مسجد و گزارش آن به میراث فرهنگی و بی فایده بودن این گزارش و تنها یک تنش بی نتیجه بین بعضی از افراد و شورای مسجد و شورای روستا ایجاد شد ؛ دیگر هیچ فایده ای نداشت .

 

این تصویر برای قبل از باسازی قلعه سوارهاست. همین طور که در عکس مشهود هست بعضی از نمای دیوار قلعه تخریب شده و کاه گل دیوارها ریخته و سوراخ های ناودان ها به صورت یک حفره بزرگ در دیوار خود نمائی می کنند. بعد از اینکه میراث فرهنگی هیچ فکری برای این مشکل نگرفت  و فقط دوستان حرف زدند و عملی از خود نشان نداند. به همت فرمانده جوان پایگاه شهید فراتی روستا و شورای مسجد و شورا و دهیاری روستا و البته جوانان با همت و با غیرت روستا در قالب یک اردوی جهادی و به هزینه خود این عزیزان زحمتکش کار مرمت و باسازی این بنای تاریخی صورت پذیرفت.

این عکس دسته جمعی همه عزیزانی است که در این کار خیرخواهانه و عام المنفعه شرکت کردند.

نکته قابل تامل این بود که دوستان و عزیزان میراث فرهنگی هیچ اقدامی در راستای مرمت و باسازی این بنا انجام ندادند و حتی از لحاظ مالی هم بودجه ای در اختیار شورای روستا قرار ندادند و همه هزینه ها و اقدامات توسط خود اهالی صورت گرفت.

این عکس نمونه ای از همت بلند عزیزان روستای قوشه برای مرمت این بناست.

 

این هم سفره صبحانه ای است در منزل یکی از اهالی پهن شده بود و آروشه های درونبشقابهاست که خیلی بد فرم خود نمائیمی کنند. در این کار از کارمند و باغدار و دامدار و دانشجو و مهندس و محصل و خلاصه هر کسی که خودش رو یه جورائی یک قوشه ای

می دانسته شرکت کرده و به قول خودمون یه دستی رسانده.

نکته قابل توجه این بود که مسئول وبلاگ که از همه پر مدعاتر هست اصلا قوشه پیداش نشد.

کار مرمت و باسازی این بنا در مهر ماه 1393 صورت پذیرفت. تاخیر بنده ناچیز را در بروز رسانی وبلاگ در این مدت طولانی را به بزرگی خود ببخشید .

 

عکس های باسازی و مرمت این بنا توسط آقای محسن امیراحمدی گرفته شد که خودشم در این عکس ژست کار کردن را گرفته است که از خداوند منان برای این عزیز طلب مغفرت و آمرزش و برای بازماندگانش صبر و شکیبائی را مسئلت داریم.

                                        

در آخر هم یک تبریک ویژه خدمت آقای محمد عرب دارم که به میمنت و مبارکی چهارشنبه مراسم ازدواج در پیش دارند.

 

کلیه گروه خونی +O به فروش میرسد

کلیه گروه خونی +O به فروش می رسد

برای اداره یک تعمیرگاه یا باید ثروتمند باشید و از جیب خرج کنید،
یا باید دزد باشید و بتوانید از خودروی مشتری دزدی کنید. مثلا فردی مراجعه کرده و خودرویش باطری خالی کرده و بنده خدا هیچ اطلاعات فنی هم ندارد، کافیست بگویید موتور سوزونده و چند میلیون خرج داره. لازم نیست انقدر انصاف داشته باشید تا یک باطری نو بخرید. همان باطری را شارژ کنید و یک هفته بعد با دریافت چند میلیون تومان خودرو را تحویل دهید.
چند وقت پیش در اخبار شنیدم وزیر کار اعلام کرد ایجاد هر شغل برای هر نفر یکصد و پنجاه میلیون هزینه دارد، یعنی ایجاد اشتغال برای ده نفر یک و نیم میلیارد تومان هزینه دارد.

من با تاسیس تعمیرگاه برای ده نفر اشتغال ایجاد کرده ام. یعنی یک و نیم میلیارد تومان به نفع مملکتم قدم برداشته ام. حال ببینید چه قدردانی باشکوهی از بنده شده است. نه تنها هیچ سازمانی از من حمایت نکرده است، بلکه هر سازمان مانعی شده بر سر راه من.

از آنجایی که ذره ای به حلال و حرام اعتقاد دارم راه اول را انتخاب کردم. یعنی از جیب هزینه بدهم ولی دزدی نکنم. اصلا آمدم و تعمیرگاه را راه انداختم که مثل بقیه نباشم. آمدم که کار با کیفیت انجام بدهم. آمدم که مشتری برای یک کار صد بار مراجعه نکند. آمدم که نشان بدهم میشود درست کار کرد.

ولی امروز اعتراف می کنم نمی شود درست کار کرد. امروز اعتراف می کنم اگر درست باشی هم خراب می شوی. امروز اعتراف می کنم اشتباه کردم. دار و ندار و اعتبارم را در مسیر راه اندازی کسب و کار فنی و ایجاد اشتغال برای هموطنانم هزینه کردم و اینک رئیس بانک مهربان و دلسوز و خدمتگذار در کمال ناباوری نوید وام دو میلیونی را به من می دهد. البته اگر بتوانم دو ضامن کارمند با فیش حقوقی پیدا کنم که برای دو میلیون بنده حقیر را ضامن شوند.

یکسال است درآمد کار صادقانه و مخلصانه نیمی از هزینه ها را هم پوشش نمی دهد. یکسال است درآمدم را از سایر منابع + قرض از تمام کسانی که می شناختم و نمی شناختم را دو دستی تقدیم کسب و کارم کردم و اینک نیز سر همان نقطه اول ایستاده ام.

از آنطرف افرادی که برایشان شغل ایجاد کرده ام گاه چنان دلگرمم می کنند که تصمیم می گیرم ده نفر دیگر را به جمع همکاران اضافه کنم و از هر جا شده هزینه حق الزحمه آنها را نیز تأمین نمایم. به محض خروج از محل کار همه می خوابند و به محض ورود مشغول کار می شوند. یکی تجهیزات دستگاه دوربین مدار بسته را می دزدد و دیگری یک بسته آدامس داخل ماشین مشتری را. چند وقت پیش مکانیک آمده و پیشنهاد می دهد قطعه ای از قطعات خودروی مشتری را باز کرده و بشوید و به نام قطعه نو به خود او بفروشد. وقتی شنیدم باورم نمی شد. مال خود مشتری را به خودش بفروشیم !!!!!!!!!

خدایا صبرم تمام شده. تحملم تمام شده و هر بار که برای مشورت با خدایم قرآن باز می کنم می فرماید یا ایها الذین آمنوا استعینوا بالصبر و الصلواه.

خدایا من یک انسانم. گناهم چیست ؟ گناهم چیست که میان این قوم اسیر آمده ام. خدایا گناهم چیست که هیچ کس حرف مرا نمی فهمد. گناهم چیست که اهل دزدی نیستم. گناهم چیست که مثل خیلی ها نمی توانم بدزدم و مال حرامتر از گوشت سگ را به خانه برده و منت زحماتم را به سر خانواده از دنیا بی خبرم بکوبم که من صبح تا شب زحمت کشیده ام و برای شما کسب درآمد کرده ام.

صادقانه بگویم هرچه داشتم گذاشتم پای هدفم. حتی آبرو و اعتبارم را. دیگر چیزی نمانده. هنوز تعهداتم به مشتری ها مانده. برای انجام تعهدات باقی مانده کلیه ام را می فروشم. گروه خونی +O

نمی دانم جرم است یا نه. نمی دانم ثواب است یا گناه. نمی دانم ... فقط می دانم جوابی ندارم به مشتری ها بدهم. بگویم نتوانستم از شما دزدی کنم و لذا در کار مانده ام؟  یا هر هفته وعده هفته دیگر را بدهم ؟ 

خدایا کجایی !!!!