هگل فیلسوف آلمانی تاثیر زیادی بر مکتب اگزیستانسیالیسم داشت به همین خاطر هدف اثر هنری از دیدگاه او «این نیست که از طبیعت تقلید کند، محیط اطرافمان را بیاراید، ما را برای شرکت در فعالیت های اخلاقی یا سیاسی برانگیزد یا ما را منقلب سازد تا از آسودگی خاطر به در آییم. هدف اصلی هنر این است که به ما امکان دهد در تصاویر خلق شده از آزادی روح خود، تأمل و تعمق کنیم و از آنها لذت ببریم. تصاویری که دقیقا به این دلیل زیبا هستند که آزادی ما را بیان می کنند. به دیگر سخن، هدف هنر توانا ساختن ماست به نحوی که حقیقت خودمان را به خاطر آوریم، و بدین ترتیب آگاه شویم که به راستی کیستیم. هنر تنها برای هنر نیست که وجود دارد بلکه وجود آن برای زیبایی است، یعنی برای صورت مشخصا حسی ای از خودبیانگری و خودفهمی انسان(زیبا شناسی هگل: 25)» بنابر این ما هرگز نمی توانیم آزادی را در جهان زمان و مکان، بالفعل یا تجسم یافته ببینیم جز به وسیله درک یک اثر هنری اصیل.
یله
بر نازُکای چمن
رها شده باشی
پا در خُنکای شوخِ چشمهیی،
و زنجره
زنجیرهی بلورینِ صدایش را ببافد.
عاشق زنی مشو که فرهیخته است افسونگر،و دیوانه
عاشق زنی مشو که میاندیشد که میداند که داناست، که توانِ پرواز دارد
عاشق زنی مشو که خود را باور دارد که هنگام عشق ورزیدن میخندد یا میگرید
که قادر است جسمش را به روح بدل کند و از آن بیشتر عاشق شعر است (اینان خطرناکترینها هستند)
و یا زنی که میتواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد
زنی که از سیاست سر در می آورد زنی که از بی عدالتی بیزار است
عاشق زنی مشو که بازی های توپی و فوتبال را دوست دارد
زنی که فارغ از ویژگی های صورت و پیکرش، زیباست
عاشق زنی مشو که پُر، مفرح، هشیار، نافرمان و جوابده است
پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی
چرا که وقتی عاشق زنی از این دست میشوی چه با تو بماند یا نه عاشق تو باشد یا نه از اینگونه زن، بازگشت به عقب ممکن نیست هرگز
مارتا ریورا گاریدو شاعر معاصر جمهوری دومینیکن
این یعنی تهاجم فرهنگی انقلاب اسلامی به غرب که فردا هزاران «ادواردو آنیلی» را از دل اروپا و آمریکا به جبهه حق ملحق خواهد کرد.
اگر «ادواردو آنیلی» را جمله «بنام خدایی که از ناوهای آمریکایی قویتر است» از زبان سفیر جمهوری اسلامی در ایتالیا، به جبهه انقلاب اسلامی میکشاند، فردا اشاره امام خامنهای که سرداران شهادت طلب او هیمنه آمریکا را در خطوط جبهه کفر در هم شکستهاند، هزاران ادواردو را به این جبهه خواهد کشاند و مگر نکشانده است؟
قدرت غرب، قدرتی بنیان گرفته بر جهل است و آگاهیهای جمعی که انقلاب زا هستند به یکباره روی میآورند… اکنون در غرب همه چیز با سالهای ۱۹۳۰ تفاوت یافته است؛ مردم با اضطرابی که از یک عدم اطمینان همگانی بر میآید به فردا مینگرند. آنها هر لحظه انتظار میکشند آن دژ اطلاعاتی که موجودیت سیاسی غرب بر آن بنیان گرفته است با یک انفجار مهیب فرو بریزد و آن روی پنهان تمدن آشکار شود.
انفجار اطلاعات، شهید سید مرتضی آوینی
***