شب دوشنبه فرصتی دوباره یافتیم تا جمعی از اعضای موسسه سری بزنیم به طبیعت زیبا و جنگلهای لخت و عریان که اندامهایشان را به باران سپرده اند تا برای میهمانی بزرگ بهار غسل استقبال بکنند و خود را برای ورود شکوفه ها آماده نمایند .
دستهایشان را دیدیم که سوی آسمان بلند کرده بودند ما با گوشهای احساسمان زمزمه هایشان را شنیدیم که در گرما گرم استقبال و آمادگی برای ورود بهار دلهای پراز درد وگله هایشان را با آسمان آبی و روشن همدم میکردند و عقده هایشان را میگشودند شاید برای سال آینده هم که شده دلتنگیهایشان و هراس و دلهره هایشان نقل آدمها شود !
مگر میشود آرام بود وقتی هزارن قتل کوچک و بزرگ در این جنگل رخ داده و من آثار و نشانه ها یشان را ببینم! مگر میشود آرام بود وقتی دستهایی را و تبرهایی را و اره های و جرقه های سوزان آتش را دید و آرام بود و به آرامش رسید؟
شاید ابتدای راه و در سرمای شب های زمستان لحظاتی خوش را در جنگل گذراندیم ولی رسیدیم به جاهایی که زبان قاصر از بیان این نامهربانی هاست که گوشه ای از آن را در تصاویر زیر می بینید...




به مناسبت دهه مبارک فجر و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی مجموعه گلچین ۲۷ آهنگ و سرودهای انقلابی را برای شما دوستان عزیز آماده دانلود کردم. شما هم اکنون می توانید مجموعه موزیک آهنگ و سرودهای انقلابی رادریافت نمایید.

دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میکردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید.

خیلی خوب باشه.
نویسنده یوسف چله نیا
امیدوارم هیچ گاه در این تله نیفتید چون اگر بیفتید در اومدتون با خداست.........
در محوطه اداره آگاهی نیروی انتظامی، دختر و پسر جوانی توسط مأموری به یکی از شعبه های آگاهی
هدایت می شدند. آثار ترس در چهره پسر مشخص بود، و التهاب و شرم در رفتار دخترک دیده می شد. در
حرکات آنان دقیق شدم. دخترک سعی می کرد از جوانک فاصله بگیرد، در حالت او تنفر پیدا بود. ولی پسر
جوان می کوشید خود را بی تفاوت نشان دهد.
چند لحظه در کنار آنها حرکت کردم. فهمیدم که بحث بر سر اختلافی بود که بین دختر و پسر رخ داده است.
وقتی از قضیه پرسیدم؛ دخترک شانزده ساله، داستان زندگی خودش را چنین تعریف نمود:
بقیه در ادامه مطلب