وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

شهادت پیامبر(ص) و امام حسن (ع) و امام رضا(ع) تسلیت باد.

http://s5.picofile.com/file/8158443618/%DA%A9%D9%88%D8%AB%D8%B1_%D9%88%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%AA.jpg

http://www.asrupload.ir/tasavir/92/10/emam-reza.jpg

یا رسول الله (ص) ▪

شادی که در عزایِ تو معنا نمی شود
شامِ وفاتِ تو، شـبِ یلــدا نمی شود
آقــا ... تمـامِ مـــردمِ ایـــران مـؤدبنــد
جشنی به احتــرامِ تو برپا نمی شود

امام صادق علیه السلام که فرمودند:
« شیعیان ما در شادی های ما شاد و در حزن و اندوه ما محزون و غمگین هستند »
┘◄ کامل الزیارات. باب 32 . ص 101

خلاصه ای از زندگی امام حسن (ع)

رحلت پیامبر اکرم و شهادت سبط اکبرش امام حسن مجتبی و امام رضا علیهم السلام را به همه شیعیان و محبان اهل البیت تسلیت عرض می کنم

خلاصه ای از زندگی امام حسن علیه السلام

#- قال رسول الله (ص) : من احب الحسن والحسین فقد احبنی ومن ابغضها فقد ابغضنی[1] 

#- قال رسول الله (ص) : الحسن والحسین امامان قاما او قعدا

زندگی امام حسن (ع) را می توان به چهار قسمت تقسیم کرد

1- از ولادت آن حضرت تا رحلت پیامبر اکرم

2- ازرحلت پیامبر تا بعد از شهادت حضرت علی (ع)

3- ازآغاز حکومت تا صلح با معاویه

4- یعد ازصلح تا شهادت

#- اما دوره نخست زندگی امام حسن (ع)

امام حسن (ع) درشب شننبه 15 رمضان سال سوم هجری درمدینه به دنیا آمد با تولد آن حضرت مدینه غرق شادی ونشاط شد حضرت علی  اورا در پارچه زردی پچید وبه خدمت پیامبر آورد پیامبر از اینکه اورا در پارچه زرد دید ناراحت شد ودستورداد آن پارچه زرد را باز کنند واو را در پارچه سفید   به پیچند و بعد بنا به دستور خدا که فرموده بود حضرت علی بمنزله هارون برای شما هست پس   باید نام اورا شُبَرکه به عربی حسن می شود نام بگذار بعد  در گوش راستش اذان ودر گوش چپ آن حضرت اقامه گفتند بعد در روز هفتم گوسفندی را عقیقه کردند و موهای سرش را تراشیدن وبه وزن موهایش صدقه دادند گفته شده که امام حسن ازنظر شباهت مانند جدش بود لذا هروقت حضرت فاطمه لالائی می گفت این شعررا می سرود : انت شبه به ابی      لست شبیها به علی

کُنیَت آن حضرت ابومحمّد است ، و القاب آن بزرگوار: سیّد و سبط و امین و حجت و برّ و نقیّ و زکیّ و مجتبی و زاهد وارد شده است

#-  دوران کودکی امام حسن بهترین دوران بود زیراتا هشت سال   درآغوش پرمهر پیامبر اسلام بسر برد وپیامبر این دو برادررا بسیار دوست می داشت ودائم می فرمود حسن وحسین دو سید جوانان اهل بهشت هستند هر کس آنها را اذیت کند مرا اذیت کرده وهرکس مرا اذیت کند خدا را اذیت کرده

ونیز نقل شده که پیامبر(ص) امام حسن را بردوش خود قرار می داد وگاهی در موقع نماز امام حسن بردوش پیامیر سوار می شد وپیامبر با ملاطفت تمام آن حضرت را به زمین می گذاشت وگاهی وقتها این قدرسجده راطول می داد تا خود آن حضرت بلند می شد .

محمد اسمائیل بخاری از ابی بکره نقل می کند که گفت دیدم پیامبر را که « رایت النبی علی المنبر والحسن بن علی معه وهو یقبل علی الناس مره وینظر الیه مره اخری ویقول ابنی هذا سید » این فرزند من سید وآقا است.

#- نقل داستانی از کودکی امام حسن ع : نقل شده که وقتی پیامبر پنچ یا شش سال داشت اکثر اوقات در پای منبر پیامبر می نشست وبه سخنرانی پیامبر (ص) گوش فرامی داد و وقتی که بر می گشت خانه آنچه را که پیامبر فرموده بود برای مادر نقل می کرد وقتی حضرت علی ع به خانه می آمد حضرت فاطمه (س) آنچه را که درمسجد اتفاق افتاده بود را برای حضرت علی نقل می فرمود حضرت عرض کردند شما که در مسجد نبودید پس چه کسی این مطالب را برای شما نقل کرده است حضرت فاطمه جریان را برای حضرت نقل کرد یک روز حضرت علی مقداری زودتربه خانه می آید تا مشاهده کند فرزندش چگونه سخن می گوید

امام حسن وقتی خواست برروی متکاها بنشیند وسخن بگوید زبانش به لکنت افتاد مادرفرزندش را در آغوش کشید وفرمود تو را چه می شود فرزند گرامیم امام حسن ع فرمود : مادرجان حس می کنم مرد بزرگواری دارد به حرفهای من گوش می دهد که دراین زمان حضرت علی ع بیرون می آید وامام حسن را درآغوش می کشد .

#- دوره زندگی دوم امام حسن ع از بعد از رحلت پیامیراکرم شروع می شود که امام هشت سال بیش نداشت که دوران بسیار سختی بود ولی امام این دوران را با موفقیت وافتخار گذراند در این زمان بود که بنا به گفته مورخانی مانند ابن اثیر ابن خلدون امام حسن به همراه برادرش امام حسین درفتح شمال افریقا شرکت می نماید  که این در زمان حلافت عثمان بود

همچنین ابونعیم اصفهانی می نویسد که امام حسن در فتوحات ایران به گرگان رسید ه بودند

#- دوره سوم زندگی امام حسن بعد از شهادت حضرت علی ع بود که ازسخت ترین دوران زندگی آن امام بزرگوار است امام بعد از شهادت پدربزرگوارش مردم را درمسجد کوفه جمع می کنند و سخنرانی کردند که خیلی مردم تحت تاثیر قرار می گیرند که بلافاصله بعد از سخنرانی عبد الله ابن عباس بلند می شوند ومردم را تشویق به بیعت می کنند ومردم گروه گروه با حضرت بیعت می کنند امام حسن عبدالله ابن عباس را فرماندار بصره و قیس ابن سعد را و سعید ابن قیس وعبیدالله ابن عباس رابه فرماندهی نیروهای مسلح برگزید وبسیاری از والیان را که در زمان پدربزرگوارش در منصب بودند را گذاشت که در همان منصب باقی بمانند .

امام حسن (ع)هنوز نتوانسته بود اوضاع را درست دراختیار بگیرد که شیطنت های معاویه شروع شد لذا جلسه ای را تشکیل داد واز افرادی مانند عمرعاص و قیس ابن اشعث و جمعی از بزرگان دعوت کرد تا نقشه نابودی سپاه  امام حسن را بکشن و تصمیم گرفتن تا این روش ها را برای سرکوبی اجرا کنند :

1- به سرتاسر منطقه تحت تسلط امام حسن جاسوس بفرستند

2- نیروهای ارشد نظامی را با پول بخرند

3- شایعه پراکنی کنند که امام حسن خواهان واگذاری حکومت به معاویه است

4- وحدت کوفیان را نابود کنند وبین آنها اختلاف بیندازند

این جریانات از دید تیزبین امام حسن مخفی نماند وحتی بعضی از جوسوسان معاویه را گرفته واعدام کردند و لذا امام شروع کردند به نوشتن نامه به معاویه و نصیحت کردن ایشان، که کارگرنیفتاد بدین خاطر امام مجبورشدند درآخرین نامه بنویسند که گویا چیزی جز شمشیرنمی تواند بین من وشما حاکم باشد که با این نامه معاویه خود را آماده جنگ کرد ودرمرحله اول 60 هزارسپاه جنگی آماده کرد وبه سوی فرات فرستاد .

امام حسن هم « حجرابن عدی »را فرمود که مردم را به مسجد فراخواند مردم جمع شدند امام آنها را به جهاد فراخواند ولی متاسفانه هیچ کس گوش نداد و دعوت امام را لبیک نگفت.

عدی ابن حاتم ازاین سستی مردم ناراحت شد و اطاعت خویش وقبیله اش را اعلام کرد وبا سپاهیانش به سوی نخلیه حرکت کرد اردوگاه امام حسن ع هم حرکت کرد وبعد از آن دیگران مانند قیس بن سعد , معقل ابن قیس , زیاد ابن صعصه از آن حضرت حمایت کردند و با تلاش فقط 12 هزار نفر سپاه فراهم شد وامام مجتبی تا دیرعبد الرحمن پیش رفت ودردیر عبدالرحمن بخاطرجمع آوری سپاهیان از ایران وبصره توقف کرد وفرماندهی سپاه را به ترتیب به عبیدالله عباس , قیس ابن سعد ,وسعید ابن قیس سپرد وفرمود شماها  راهی مسکن شوید ودر  مقابل معاویه حالت تدافعی بگیرید تامن با سپاه مدائن به شما برسم.

که درآنجاه دشمنان وجاسوسان من جمله تعدادی از خوارج به امام قصد سوء کرده وخیمه آن امام بزرگوار را غارت کردند

لذا امام مجبور شد بدین دلائل صلح کند

1- روحیه ضعیف سپاهیان وتعداد اندک آنها

2- رغبت نداشتن به جنگ وتسلیم فرمانده ارشد سپاه

3- متفرق بودن کوفیان

4- خطرحمله رومیان به حکومت اسلامی

5- برافراشته ماندن پرچم مبارزه با حفظ شیعیان و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام

تاریخ شهادت امام حسن :

در شهادت آن امام مظلوم اختلاف است ، بعضى در هفتم صفر سال پنجاهم هجرى و جمعى در بیست و هشتم آن ماه گفته اند و در مدّت عمر گرامى آن جناب نیز اختلاف است و مشهور چهل و هفت سال است ، چنانچه صاحب(کشف الغمّه ) به روایت ابن خشّاب از حضرت باقر و صادق علیهماالسّلام روایت کرده است که مدّت عمر شریف امام حسن علیه السّلام در وقت شهادت  چهل و هفت سال بود که بنا به دستور معاویه توسط همسرش جعده به وسیله ی زهری که معاویه فرستاده بود صورت می گیرد و مظلومانه مانند جده اش زهرا (س)در قبرستان بقیع دفن می شوند.

 ثواب زیارت

قال رسول الله (ص):

ُ وَ مَنْ زَارَهُ فِی بَقِیعِهِ ثَبَتَتْ قَدَمُهُ عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَام . کسی که فرزندم حسن را در بقیع زیارت کند روی پل صراط قدم هایش نمی لرزد روزی که همه قدمها متزلزل خواهد شد.[2]

منابع مورد استفاده :

1-                     بحار الانوار

2-                     منتهی الامال (فصل چهارم )

3-                     تاریخ طبری

4-                     الطبقات‏الکبری،خامسة1،ص:225



[1] جلد ۴۳ ص ۲۶۴

[2]  بحارالأنوار     28 ص  39    باب 2- إخبار الله تعالى نبیه

دانستنی های ورزشی

مسعود معینی

بخش اوّل:

مسعود معینی بازیکن خوش اخلاق و تحصیلکرده و متعصب تاج در سالهای گذشته بود.وی بازیکن فوتبال بازنشسته اهل ایران است. معینی قبلاً مدیر آکادمی استقلال عضو کمیته فنی فدراسیون فوتبال ایران بوده‌است. وی سابقه بازی در تاج و اکباتان را دارد. معینی زننده گل پیروزی تاج در وقت اضافه به هاپوئل اسرائیل در فینال جام باشگاه‌های آسیا سال ۱۹۷۰ بود؛ او که یک مدافع خوش تکنیک بود که با یک دریبل سر پا و شوت زیبا دروازه هاپوئل را فرو ریخت.او مدتی نیز مربی باشگاه فوتبال پرسپولیس بود.  برادراو فریدون معینی است.

لحظات سخت-ترین امتحانات ...

 



 

 

  لحظات سخت-ترین امتحانات ... 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید

  بسم الله الرحمن الرحیم 

 

 تلفن خانه به صدا در آمد. سیم گوشی را با انگشت شصت گرفتم و به طرف گوش خود کشیدم. مردی، بعد از سلام و احوالپرسی، مودبانه شماره و فامیل صاحب خانه را شناسایی کرد!. توضیح داد که تغییر شماره را از طریق مخابرات پیگیری کرده ام. «گوشی خدمتتون، صحبت کنید!.» مردی دیگر بدون احوالپرسی و معرفی خویش، با صدایی کلفت، معجونی از لهجه شهرضایی با تغییراتی مربوط، گفت: «منزل... در خونه ما به مادرم بگید بیاد پشت تلفن!»
بی اختیار و بدون درنگ؛ ذهنم، فرزند اسیر همسایه کوچه-ی پایینی را تجسم کرد!. صدای کلفت و شری که بارها در کوچه حین دعوا و داد و قال شنیده بودم. پرسیدم ... پسر ...آغایی؟. نام مادرش، را با پسوند آغا که به دلیل سیادت شهره اهل محل بوده و هست. جواب داد: «بله، بی زحمت بهش بگید بیاد پشت تلفن» همین که شروع به توضیح دادم. گفت: «گوشی را میدم، به این آقا بگید.»
برای او توضیح دادم که ما حدود هشت سال است از آن محل به محلی دیگر رفته-ایم. شماره های تلفن چهار رقمی یک دهه-ی پیش با اضافه شدن عدد دو، پنج رقمی شده است. از روی تجسس و حساسیت موضوع از او پرسیدم از ایران یا خارج از ایران تماس می گیرید؟ وقتی جواب داد: «از ایران تماس می گیرم» خطاب به وی گفتم: من جانباز قطع نخاع جنگ و از وضعیت ایشان در حین اسارت اطلاع دارم. جواب داد: «الان در ایران است و در حال بازجویی. اگر برای صحبت با مادرش راهی به نظرتان می رسد اقدام کنید». خطاب به وی گفتم ده دقیقه ی دیگر دوباره زنگ بزنید. همین که تلفن را قطع کردم. مادر پرسید، کی بود؟! گفتم: پسر ...آغا. باورش نمی شد!.
شماره-ی تلفن خانه ی یکی از فامیل را در محل قدیم گرفتم. عمه ام گوشی را برداشت. خطاب به وی گفتم: خیلی زود دو کوچه پایین تر، درب خانه ...آغا بروید و او را به منزل خویش بیاورید. ده پانزده دقیقه دیگر پسرش زنگ می زند تا با او صحبت کند!. گفت: «دروغ نگو!» انگار باورش نمی شد!. عجله و تماس فوری جهت خبر بودن یا نبودن او را سفارش کردم. نزدیک به ده دقیقه بعد تلفن ما به صدا در آمد. نمی توانستم بدانم کدام یک زنگ می زنند. گوشی را برداشتم. عمه خبر داد: «آرام، ...اغا اینجاس. زود با من آمد». انگار نمی-خواست بیشتر توضیح دهد. گفتم، منتظر بنشینید. دقایقی دیگر زنگ می زند.
دو سه دقیقه ای گذشت. باز تلفن ما به صدا درآمد. الو، سلام و احوالپرسی مجدد، عذرخواهی از مزاحمت. به اقای تماس گیرنده توضیح دادم، مادر او اکنون در خانه ای حوالی همان محل، با این شماره ... منتظر تماس است. تشکر فراوان کرد. قول تماس فوری داد.
فکر و ذهنم ادامه ی ماجرا را پیگیری می کرد!. حقیقت اینکه عزم جزم کرده بودم اگر تلفن خانه فامیل جواب نداد، وسیله ای برای آوردن مادر وی از آن محل به خانه ی خودمان تهیه کرده و اقدام نمایم. اما راه اول، دور از پیگیری مستقیم من، جواب داد. عکس العمل مادری با حس مادرانه، نسبت به فرزندانی که تضاد(پارادکس) افتخار و شرمندگی را برایش ایجاد کرده بودند، دیدنی بود!. شهادت یک فرزند و وادادگی فرزند دیگر حین اسارت، برای مادری با حس مادری، بسیار سخت است!.
زمان حضور فرزندان وی در جبهه های جنگ تنها ما و یکی دو خانواده ی ساکن در محل دارای تلفن بودیم. ایشان و برخی از جوانان محل که به جبهه یا خدمت سربازی و چند نفری که برای کار به کشور کویت رفته بودند، از طریق تلفن منزل ما با خانواده های خویش تماس می گرفتند. نکته جالب اینکه وی بعد از نزدیک به نه سال اسارت نام و شماره قدیم ما را به یاد داشته بود. وی در دوران اسارت تاب مقاومت نداشته و به همکاری با نیروهای عراقی پرداخت. با پایان جنگ و مبادله-ی اسرا، او همراه آزادگان به وطن باز نگشت!. زمزمه-ی پناهندگی وی به عراق یا پیوستن به سازمان منافقین شنیده می- شد. تا اینکه شش هفت ماه بعد از ورود آزادگان تلفن خانه ما به صدا در آمد و ...
 حس کنجکاویم، گذران دقایق را برایم سخت می نمود!. نیم ساعتی تحمل کردم. به خانه ی عمه زنگ زدم. تلفن زنگ خورد. گوشی را برداشت. پرسیدم تماس گرفتند؟. با لحنی خوشحال گفت: «بله خدا روشکر با هم حرف زدند. اینجا نشسته اند» صدای آرزوی عاقبت بخیری و التماس دعای وی را از دور می شنیدم. گفتم بعد از رفتنش با من تماس بگیرید.
دقایقی بعد تلفن ما به صدا درآمد. بدون مقدمه از عمه پرسیدم، وقتی درب خانه آنها، به مادرش خبر دادی چه کرد؟ گفت: «امان احولپرسی به او ندادم. همین که گفتم بیا قرار است پسرت زنگ بزنه!. مشت به سینه کوفت، گریه کرد. چادری به سر کشید و با دمپایی همراهم آمد. گریه می کرد و می پرسید؟!. به دنبالش دخترانش نیز همراه شدند!. گریه می کرد و آنها را از آمدن منع می کرد. گریه و درد و دل می کرد تا تلفن به صدا در آمد. همین که گفت با او صحبت کنید گوشی را به ...اغا دادم. لحظاتی فقط اشگ می ریخت و زار می زد!. دقایقی با اشگ و قربان و صدقه از سلامتی وی پرسید؟ قرار شد در روزهای اینده با همین جا تماس بگیرد...».
چند روز بعد به طور اتفاقی به گلستان شهدای شهرمان رفته بودم. تویوتا استیشنی توقف کرد. جند نفر از ان پیاده شدند. یک نفر کیفی به دست داشت. به جز جوان کیف به دست، بقیه سوار شده و رفتند. چشم به وی دوختم. خیلی زود او را شناختم. در کمال ناباوری همان اسیر، همان طرف تماس گیرنده چند روز قبل بود!. سخت تعجب کرده بودم!. به طور حتم او نیز مرا شناخت. اما انگار هیچکدام جسارت گفتگو با هم را نداشتیم. نگاهی کرد و از کنارم گذشت!. زود به طرف محله ی قدیم- مان، محل خانه ی انان رفتم. دو نفر در حال نصب دسته لامپ و پلاکاردی بودند. بدون استقبال عمومی اما بهرمند از همه-ی خدمات و تسهیلات آزادگی به خانواده رجوع کرد ...
 

پی نوشت:
بی ارتباط است، من از این ضرب المثل «شتر خوابیده از خر گنده تره» بسیار خوشم آمده است. 

 

 

  تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی 

 

 

دانلود بازی برخورد پادشاهان برای اندروید – Clash of Lords 2 v1.0.168

امروزه بازی های استراتژیک آنلاین توانسته اند طرفداران بسیار زیادی به دست بیاورند و کاربران بسیار زیادی را به سمت خود بکشانند. این در حالی است که تا پیش از تعداد این بازی ها با همین سبک بسیار محدود بودند و شاهد بازی های بسیار زیادی با این سبک نبودیم. اما در ماه های اخیر شاهد عرضه بازی های استراتژیک آنلاین بسیار زیادی بودیم که سبب افزایش محبوبیت هرچه بیشتر این بازی ها شد.

این بار در تک اندروید یکی از زیباترین و بهترین بازی های همین سبک که مدت زمان زیادی از عرضه آن میگذرد را برایتان اماده کرده ایم. این بازی که Clash of Lords نام دارد، به عنوان یکی از زیباترین و سرگرم کننده ترین بازی های استراتژیک آنلاین اندروید شناخته می شود که می تواند ساعات بسیار زیادی کاربران را سرگرم کند. در این بازی شما باید بتوانید دژ خودتان را ایجاد کنید و با استفاده از آن به دژ و نیروهای دشمن حمله کرده و بتوانید آنها را نابود کنید. شما در Clash of Lords می توانید سربازهای مختلفی خریداری کرده و از انها برای پیش بردن هدف های خودتان استفاده کنید. انواع قهرمان های مختلف نیز در این بازی اندروید قرار گرفته اند که می توانید آنها را برای مبارزه با دشمن استفاده کنید.

Clash of Lords دارای گرافیک HD و محیطی بسیار جذاب و هیجان انگیز است. به صورت کلی بازی های استراتژیک آنلاین دارای گرافیک و محیطی عالی می باشند که Clash of Lords از این قاعده مثتثنی نمی باشد. اگر به دنبال بازی هستید که بتواند ساعات بسیار زیادی شما را سرگرم کند توصیه می کنیم به هیچ وجه این بازی را از دست ندهید.

دانلود بازی برخورد پادشاهان برای اندروید – Clash of Lords 2 v1.0.168

برای دانلود به ادمه مطلب بروید.