
مُژی دوشخصیت اصلی، دودخترخاله هم اسم داستانی اندکه ازاطرافیان خودکمبودمحبت وبی توجهی دیده اند و درسفری خانوادگی فرار می کنند.
داستان از زبان شخصیت های فرعی روایت می شود که رفتارها وکارهای گذشته شان را تحلیل می کنند. این شیوه ی روایت باعث می شود داستان از مسیر اصلی اش خارج شود و ذهن را به جاده ی فرعی بکشاند و داستان را طولانی تر می کند.
روایت داستان ساده وخودمانی و گفت وگوهایی که درون قصه، محاوره ای است و همین باعث می شود که اتفاق های داستان واقعی تربه نظربرسد.
نکته ی جالبی این که، نویسنده خود را به عنوان منتقد وارد داستان می کند ویادداشت هایی را برای یکی از راوی های قصه می نویسد. انگار خودش نویسنده ی داستان نیست و فقط داستان نقد می کند
وقتی مُژی گم شد
نویسنده: حمیدرضا شاه آبادی
کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان
چاپ شده در شماره ی 764 هفته نامه ی دوچرخه

عکس: مجتبی مرتجی خبرنگارافتخاری هفته نامه ی دوچرخه
باز هم غرق رؤیاهایم
رؤیاهایی با بوی باران
با حس ابر
رؤیاهایی که مرا از خاک بالا تر می برد
به من معنایی تازه می بخشد
رؤیاهایم
پرنده ای است
در آسمان صاف لاجوردی
به دنبال سر پناهی برای زندگی
گلی ست به زیبایی آفتابگردان
به دنبال نور و روشنایی و امید
در جست و جوی خورشید ...
آتوسا درویشی، 14 ساله
خبرنگارافتخاری هفته نامه ی دوچرخه
چاپ شده در شماره ی 766 هفته نامه ی دوچرخه

لایه باز بنر فلت طراحیون در 3 اندازه مختلف و استاندارد