استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم.
استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است؛ اما چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟ آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟
شاگردان هر کدام جوابهایى دادند اما پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد… سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند؛ هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟ آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلبهایشان بسیار کم است.
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشوند و فقط به یکدیگر نگاه میکنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصلهاى بین قلبهاى آنها باقى نمانده باشد.
اعتماد" واژه ای است که خیلی از محققان معتقدند یکی از مهم ترین پایه های یک ارتباط زناشویی سالم است اما همه ما می دانیم که چقدر داشتن این احساس و نگهداری آن مشکل است. این تست که توسط روان شناسان واترلو در کانادا طراحی شده میزان اعتماد شما به همسرتان را نشان می دهد. فقط سعی کنید به سوالات 15گانه زیر صادقانه پاسخ داده و آنها را یادداشت کنید تا جواب درست تری بیابید.
1. با وجود اینکه نمی دانم عکس العمل همسرم در مورد هر موضوعی چیست با احساس راحتی کامل همه چیز را برایش بازگو می کنم.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
2. مطمئن هستم که همسرم نیازها و اولویت های من را در ذهنش مدنظر قرار می دهد.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
3. کلا در تصمیم گیری های زندگی با هم مشورت می کنیم و به نظر یکدیگر احترام می گذاریم.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
4. احساس نکردم که به بررسی تلفن همراه یا ایمیل های شخصی او نیاز دارم.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
5. در مورد نیازهای جنسی و علاقه مندی هایمان در این زمینه صحبت می کنیم.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
6. اگر در مورد خودم و ویژگی های منفی شخصیتی ام با همسرم صحبت کنم نگران این نیستم که بعدها در مورد این مسائل سوءاستفاده کند.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
7. اگر یک اختلاف اساسی با یکدیگر پیدا کنیم مطمئن هستم آن را حل خواهیم کرد.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
8. وقتی کنار همسرم هستم احساس آرامش دارم.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
9. وقتی از موضوعی ناراحت و نگران هستم، مطمئنم که همسرم متوجه می شود.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
10. هر وقت همسرم قول حل مساله ای را به من می دهد مطمئن هستم که انجام می دهد.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
11. مسائل خصوصی زندگی ما فقط برای خودمان است و به نزدیک ترین افراد خانواده هم گفته نمی شود.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
12. با وجود اینکه هیچ انتظاری ندارم که همسرم تمام مسائلش را با من در میان بگذارد، اما او این کار را انجام می دهد.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
13. من "تکیه گاه همسرم" در مورد خیلی از مسائل و تصمیم گیری ها هستم.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
14. وقتی همسرم کنارم نیست به اینکه ممکن است به من خیانت کند فکر نمی کنم.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
15. ارتباط کاری همسرم با همکارانش برایم کاملا تعریف شده است.
الف. همیشه
ب. برخی اوقات
ج. هیچ وقت
حالا به پاسخ هایی که یادداشت کرده اید به این شیوه امتیاز دهید :همیشه: ۵ امتیاز
برخی اوقات: ۳ امتیاز
هیچ وقت: ۱ امتیاز
- اگر مجموع امتیازهایتان بین ۴۰ تا ۵۰ امتیاز بود، در بالاترین درجه اعتماد به یکدیگر در رابطه تان قرار دارید. شما به همسرتان اعتماد کامل دارید و کنار او احساس امنیت می کنید.
- اگر مجموع امتیازهایتان بین ۳۰ تا ۴۰ امتیاز باشد در رابطه شما اعتماد هست اما گاهی اوقات احساس می کنید ممکن است این فضای اعتماد را از دست بدهید. این مساله خیلی مهم است. باید به فضاها و مسائلی که احتمال دارد این احساس در شما پرورش پیدا کند توجه و آنها را بازسازی کنید.
- اگر مجموع امتیازهایتان بین ۲۰ تا ۳۰ امتیاز است در وضعیت خوبی از نظر اعتماد به یکدیگر نیستید و احتمالا خیلی از مسائل را بدون اینکه دوست داشته باشید تحمل می کنید و در کل از این رابطه راضی و خوشحال نیستید.
- اگر امتیازهایتان کمتر از ۲۰ امتیاز باشد، شما در وضعیت بغرنجی هستید و ظاهرا ذره ای اعتماد بین تان وجود ندارد. بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید.
دین را هرگونه تعریف کنیم، ناگزیریم این نکته را بپذیریم که هر دینى از پیروان خود مىخواهد به هنجارهایى تن در دهند و از ناهنجارىهایى تن زنند. این هنجارها در قالب احکام و ناهنجارىها در قالب ممنوعات قرار مىگیرند. حال تعداد آنها فرقى نمىکند، چه احکام عشره حضرت موسىعلیه السلام باشد و چه دو فرمان حضرت عیسىعلیه السلام. از این منظر دین عبارت است از پارهاى بایدها و نبایدها که مؤمنان باید در چارچوب آن حرکت کنند و بکوشند بایدها را انجام دهند و از نبایدها بپرهیزند. امر به معروف و نهى از منکر نیز عبارت است از درخواست تحقق آن بایدها و کوشش براى پیشگیرى از نبایدها. از این منظر مىتوان هدف دین را تحقق آن بایدها و محو آن نبایدها دانست. این بایدها در قالب معروفها و آن نبایدها در هیئت منکرها معرفى مىشوند.
این نکته هنگامى حساستر مىشود که بپذیریم دین جنبه اجتماعى نیز دارد و در پى تشکیل یک نظام اجتماعى و تنظیم روابط میان افراد آن است. گرچه حضور افراد در کنار یکدیگر و تعامل آنها موجب تسهیل زندگى اجتماعى مىشود، در همان حال نفس تجمع و اجتماع، پدیدآورنده رقابت، تنازع و برخورد و کشاکش است. اینجا است که لزوم قانون و نهادى که مانع تجاوز افراد به یکدیگر شود، آشکار مىگردد. این قانون باید به شکلى نهادینه شود، یا به صورت مکتوب و یا با تعمیق آن در عرف جامعه و تبدیل آن به هنجارهاى اخلاقى و دینى. در هر صورت حفظ جامعه در گرو وجود قانون و مجموعه قواعدى است که بایدها و نبایدها را تعریف کند و براى آن ضامن اجرایى نیز معین سازد. همه اینها در نظام اسلامى به عنوان نهاد امر به معروف و نهى از منکر حضور دارد و آنجا که نیاز به ضمانت اجرایى است، تشکیلات حسبه با وظایف خاص آن شکل مىگیرد و متکفل تنظیم بازار، نرخگذارى، پیشگیرى از گرانفروشى و ... مىگردد. بدینترتیب تصور دینى بدون «باید و نباید» ممکن نیست و هر دینى حداقلى از بایدها و نبایدها را با خود دارد. امام علیه السلام با چنین نگاهى به ماهیت وکارکرد دین، مىفرماید: غایة الدین، الامر بالمعروف والنهى عن المنکر واقامة الحدود؛ «غایت دین، امر به معروف، نهى از منکر و اجراى حدود است.» این رویکرد نیز گواه آن است که امامعلیه السلام به این فریضه، چونان فریضهاى در کنار دیگر فرایض نمىنگرد، بلکه آن را اساس، ریشه، بنیاد همه فرایض و برترین فریضه مىشناسد، و مهمترین کارکرد دین را چیزى جز همین امر و نهى نمىداند.