سایهها از نظر جنس به چند دسته تقسیم میشوند. ۱- سایههای سنگی که با آب ترکیب و استفاده میشوند این سایهها مختص چشمهایی است که پلک چربی دارند.چرب بودن پوست باعث پایین آمدن دوام و ماندگاری آرایش می شود.در حالی که سایه های سنگی می تواند گزینه خوبی برای بالا بردن دوام آرایش چشم این افراد باشد
انواع سایه چشم
2- سایههای یخته و فشرده که هم بصورت مات و هم براق ساخته شدهاند و مناسب چشمهای چروکدار هستند
۳- سایههای اکلیلی درشت،سایه اکلیلی نیمهدرشت و سایه اکلیلی ریز. اکلیلهای درشت بیشتر جهت دیزاین کنار چشم استفاده میشوند اکلیلهای نیمه درشت زیر آرک ابرو بشتر کاربرد دارد و اکلیلهای ریزتر برای شاین خط اول چشم و پشت پلک و پائین چشم استفاده می شود.
سایه اکلیلی
۴- سایههای مخملی که مناسب پلکهای جوان است اما پفهای چشم را بیشتر میکند پس مناسب چشمهای گودرفته میباشد به دلیل حجمدهی زیاد چشم را از گودی خارج میکند. ۵- سایههای چرب مناسب زیرساز سایههای اکلیلی میباشد و به تنهایی استفاده کردن آن باعث خط دار نشان داده شدن پلک میشود
233223
۴ سال پیش حتی نمیدانستیم که شیائومی، موبایل تولید میکند. حالا این استارتاپ چینی به یک غول مهار نشدنی تبدیل شده است. غولی که بیش از ۴۵ میلیارد دلار ارزش دارد و با سرعتی باور نکردنی خود را جزو سه تولیدکنندهی بزرگ گوشیهای هوشمند در دنیا تبدیل کرد. مایل هستید دربارهی این شرکت بیشتر بدانید؟ با ما همراه باشید
احتمالا به خاطر دارید که این کمپانی چینی، یک سال و نیم پیش، هوگو بارا - معاونِ ارشدِ اندرویدِ گوگل را جذب کرد. در آن زمان بسیاری تصمیم هوگو بارا را احمقانه فرض کردند چرا که گوگل را به مقصد کمپانی چینیِ ناشناخته، ترک کرده بود. حالا میتوان او را به خاطر تصمیم آیندهنگرانهاش ستایش کرد؛ چراکه شیائومی به اپلِ دنیای اندروید معرف شده و همه جا صحبت از آن است. این کمپانی این هفته از دو گوشی هوشمند جدید، Mi Note و Mi Note Pro، با سختافزار فوقالعاده قوی و قیمتی رقابتی رونمایی کرد تا به نبرد مستقیم با آیفون ۶ پلاس و گلکسی نوت ۴ برود.
شیائومی همچون شهابسنگی بزرگ بر کشور پهناور خود فرود آمد تا حفرهای عظیم در خیمهی اپل و سامسونگ ایجاد کند. هرچند این کمپانی هنوز آنطور که باید و شاید در بازار جهانی حضور نیافته و مردم در بازارِ بزرگی همچون امریکا، علاقهای به محصولات این کمپانی نشان نمیدهند، اما بعید است که سال آینده نیز شرایط به همین صورت باشد. در حال حاضر شیائومی بیشترین تمرکز را بر روی بازار بسیار بزرگ چین دارد اما سخت در تلاش است تا وارد بازار امریکا و اروپا شود.
با این مقدمه شما را با ۵ موردی که احتمالا در بارهی شیائومی نمیدانید آشنا می کنیم.
Xiaomi یک کلمهی چینی است و به سختی میتوان آن را درست تلفظ کرد. هوگو بارا میگوید نزدیکترین تلفن به اسم این شرکت چیزی شبیه به "Show Me" است که البته شو در آن بیشتر شبیه به SHIAO تلفظ میشود. شبیهترین چیزی که در زبان ما نزدیک به تلفظ صحیح این کلمه است «شیائومی» است. اما وقتی یک چینی این کلمه را تلفظ کند بعید است متوجه شوید که منظورش همان شیائومی است که ما به زبان میآوریم.
شیائومی به معنی Little Rice یا «برنج کوچک» است. شاید دلیل آنها برای انتخاب این نام نشان دادن ارائه محصولات مقرون به صرفه باشد و شاید هم دلیل دیگری داشته باشد.
این کمپانی گوشی هوشمند برای بازارهای چین، تایوان، سنگاپور و برخی از کشورهای آسیای جنوب شرقی ارائه میکند. بخش بزرگی از فروش شیائومی بصورت آنلاین انجام میشود تا محصولات با حداقل هزینههای سربار در اختیار مشتری قرار گیرند. کلیهی قطعات مورد استفاده در محصولات این شرکت نیز توسط تامینکنندگان دیگر تهیه میشوند تا خود شیائومی درگیر تولید آنها نشود. به این ترتیب شیائومی درگیر مشکلاتی که گریبانگیر کمپانیهای بزرگ است، نمیشود؛ مشکلاتی نظیر درگیری پتنتها، رقابت بر سر تولید سختافزار قویتر و ...
این کمپانی به خوبی توانسته است تا برندسازی لازم را مخصوصا در کشور چین انجام دهد. کنفرانسهای معرفی این شرکت، مملو از مخاطب است و همچون کنسرتهای بزرگ موسیقی سر و صدا بر پا میکنند. شیائومی ارتباط بسیار خوبی با رسانهها دارد و فعالیتهای قابل ملاحظهای را در شبکههای اجتماعی انجام میدهد.
شیائومی در زمینهی کسب رضایتِ مشتری نیز عالی عمل میکند و مشتریان را در شرایط مختلف تنها نمیگذارد. مثلا وقتی اعلام شد که شیائومی اطلاعات مربوط به آدرس کاربران خود را جمع میکند در پاسخ به جای اینکه دوپهلو صحبت کند، بصورت مستقیم از مخاطب خود معذرت خواهی کرد و دسترسیهای اولیه را تغییر داد.
شیائومی برخلاف دیگر تولیدکنندگان چینی، توجه خاصی به بخش نرمافزار دارد و مدام در حال بروز رسانی نرمافزار محصولات خود است. در واقع شیائومی پس از فروش محصول نیز مخاطب خود را تنها نمیگذارد درست مانند شرکتهای مطرح تولید کننده موبایل. به این ترتیب این کمپانی امکانات مشابه تولیدکنندگان بزرگ گوشیهوشمند را در اختیار مشتری قرار میدهد با این تفاوت که قیمت محصول نهایی آن به مراتب پایینتر از دیگران است. شاید این مهمترین دلیل محبوبیت شیائومی و موفقیت آن باشد.
هرچند مدیرعامل شیائومی از این مقایسه متنفر است. اما شباهتهایی بین این دو برند وجود دارد. محصولات شیائومی شباهت زیادی به معادلهای اپلی دارند. به عنوان مثال Mi Pad این شرکت بسیار شبیه به iPad Mini است و Mi Note ها نیز مستقیما برای رقابت با آیفون ۶ پلاس عرضه شدهاند. نرمافزار این شرکت از نظر ترکیببندی، شکل و شمایل آیکونها و موارد دیگر شبیه به iOS اپل است. اما از نظر قیمت محصولات شیائومی به مراتب ارزانتر هستند برای مقایسه Mi Note با قیمت ۳۷۰ دلار و Mi Note Pro با قیمت ۵۲۰ دلار را با آیفون ۶ پلاسِ ۷۰۰ دلاری مقایسه کنید.
گوشی Mi Note Pro از هر نظر به قویترین سختافزار حال حاضر بازار مجهز شده است و از نظر طراحی ظاهری نیز چیزی کم ندارد. بدنهی آن در قسمت پشت و جلو شیشهای است و بدنهی ۶.۹۵ میلیمتری آن از آیفون ۶ پلاس یا گلکسی نوت ۴ باریکتر است. پس شیائومی موفق به ارائهی سختافزاری شده که از هر نظر قادر به رقابت با بهترینهای بازار است.
Mi Note فصل آینده به بازار تایوان عرضه شده و پس از آن وارد بازارهای دیگر به جز امریکا میشود. شیائومی به بازار امریکا علاقه دارد و قصد دارد امسال محصولات خود را وارد این بازار بزرگ و پر رونق کند. اما ورود به بازار امریکا نیاز به برنامهریزی دقیق، تولید انبوه، پشتیبانی از شبکهی LTE و توافق با اپراتورها دارد که هنوز شیائومی برای انجام آنها نیاز به زمان دارد.
از طرفی ورود به بازار امریکا احتمالا با نبردهای پتنتی همراه خواهد شد و از آنجایی که شیائومی یک کمپانی نوپا است هنوز پتنتهای بسیار کمی در اختیار دارد. این در حالی است که در بازار امریکا قوانین کپیرایت به شدت رعایت میشوند و کمپانیهای مانند اپل با هزاران پتنت اجازهی کار به شیائومی را نخواهند داد. پس شیائومی پیش از ورود به بازار امریکا یا اروپا باید محصولات خود را عاری از پتنتهای نقض شدهی دیگر کمپانیها کند.
شیائومی در کنفرانس اخیر خود نشان داد که تنها به بازار گوشیهای هوشمند چشم ندوخته و در تلاش برای ورود به حوزههایی همچون هوشمند سازی خانهها، گجتهای پوشیدنی و ابزارهای مرتبط با سرگرمی است. شیائومی زنگ خطری برای کمپانیهای فعال در حوزهی موبایل است و روز به روز بخش بزرگتری از بازار را تحت کنترل خود میگیرد.
مــن اینجا را دوست دارم؛ به چند دلیل: یکی اینکه اینجا با «کلمه» با شما صحبت میکنم. در واقع، اینجا واسطه بین من و شما، الزاما «کلمه» است. کافه چای کوفسکی، فوتوبلاگ نیست. فیسبوک نیست، توئیتر نیست، یک صفحه ساده است -مثلا شکل یک فایل Word- برای آنکه چیزکی بنویسم و شما آن را بخوانید. در واقع اینجا، «خواندن» است که اصالت دارد، نه «دیدن».
دوم اینکه اینجا را به خون جگر سر پا نگه داشتهام. بسیاری شده که حوصله نوشتن نداشتهام، انگیزه نداشتهام، اصلا دل و دماغی نبوده که بخواهم چیزی بنویسم و دست آخر، کسی کامنت گذاشته که: «آپدیت نمیکنید؟» در چنین شرایطی، کوشیدهام بر فراخناکی روحم فائق آیم. غالبا دست بردهام به کیبورد و چیزکی -ولو کوتاه- نوشتهام و گذاشتهاماش روی این صفحه.
دیگر آنکه اینجا را افرادی میخوانند که دوستشان دارم. دوستانی دیده و نادیده دارم که پیگیر مطالب این صفحهاند و آن را در فیدریدرهاشان وارد کردهاند و گاهی وقتها، در شبکههای اجتماعیشان، به مطالب اینجا لینک میدهند. دوستانی که گاهی وقتها، بیرحمانه شلاق نقد آخته میکنند و گاهی وقتها به لطف، این صفحه و نویسندهاش را مینوازند. دست هر دو گروه را میبوسم.
پس، اینجا باید به همین شکل باقی بماند؛ اقلا برای من. میکوشم که همچنان سرپا نگاه دارمش و گاهی، خردهیادداشتی بنویسم و بگذارمش اینجا. جدای از این صفحه، گاهی وقتها در اینستاگرام هم عکسی میگذارم. عکسهایی که همچنان در زمان انتشار، پیوندش را با «کلمه» حفظ میکند. آنجا، هیچ ارتباطی به اینجا ندارد، گرچه نقاط مشترکی دارند هر دو -از جمله اینکه هر دو را من به روز میکنم- اما در هر دوی این صفحات، عناصر منحصر به فردی وجود دارد: یکی با «کلمه» میکوشد مخاطب داشته باشد و از عکس هم به ضرورت بهره میگیرد، دیگری با «عکس» سخن میگوید و از کلمه، به ضرورت استفاده میکند. توضیح اضافه بس است؛ میتوانید اینستاگرام من را، در این آدرس ببینید:
به ماههای سرد سال رسیدهایم، به زمانی که تعداد زیادی از افراد دچار بیحوصلگی و افسردگی فصلی میشوند و دیگر خودشان را نمیشناسند.
مطب روانشناسها و روانپزشکها پر میشود از بیماران بیحالی که از زندگیشان شکایت دارند و علاقهای به انجام دادن کارهایشان ندارند. به جای آنکه ابتدا دست به کار نوشتن قرصهای متعدد شوید، این 10 کاری که میتوان برای درمان افسردگی انجام داد، بخوانید. چه بسا بتوانید بدون درمان دارویی به بیماران خود کمک کنید.
1. برنامه ثابت بچینید: زمانی که فردی به شما مراجعه میکند و از غم و ناراحتی مینالد، پیش از آنکه دست به نوشتن نسخه بزنید، حواستان باشد که او نیاز به برنامهای ثابت برای زندگیاش دارد. دکتر ایان کوک که روانپزشکی در موسسه تحقیقاتی افسردگی در دانشگاه یوسیالای است درباره این موقعیت میگوید:« ابتدا برنامهاش را از نظر میگذرانم چون بعضیوقتها فقط کافیست برنامهای ثابت برای زندگی افراد بچینی و از افسردگی نجاتشان دهی.» در این مواقع موثرترین عنصر زمان است که باید بدون فکر و خیال بگذرد. به همین خاطر برنامهای که بتواند به صورت مقطعی به زندگی بیمار نظم دارد و کاری کند که روزهایش یکی پس از دیگری سپری شوند، در مدت زمانی مشخص به او کمک میکند تا دوباره روی پا شود.
2. تعیین هدف: وقتی که بیمار افسردهای به شما مراجعه میکند، بیشترین تصوری که دارد؛ ناتوانی در رسیدن به خواستهها و اهدافش است. حسی که باعث میشود احساس بد بیشتری داشته باشد. برای گذر از این موقعیت به او کمک کنید تا هدفهای کوتاهمدت و روزانهای برای خود تعیین کند و خودش را با آنها بشناسد. دکتر کوک میگوید:« ما از مراجعان میخواهیم تا در آغاز قدمهای خیلی کوچکی بردارند. هدفهای کوچکی که مطمئن هستند در آنها به موفقیت میرسند. مثلا به آنها میگوییم تا ظرفهای کثیف خانهشان را به صورت روزانه بشویند.» همانطور که به او کمک میکنیم هدفهای کوچکی داشته باشد، او را به سمت هدفهای مهمتر و بزرگتر سوق میدهیم.
3. ورزش کردن: اجازه بدهید اندورفین کار خودش را انجام دهد. ممکن است سود بلندمدتی نیز عاید بیمار شما شود. دکتر کوک میگوید:« هیچوقت فراموش نکنید که ورزش روزانه مغز را تقویت میکند، تا نگاهی مثبتاندیش به اتفاقها و وقایع داشته باشد.» اما در آن لحظه مراقب باشید که بیماران شما ممکن است به صورتی دیوانهوار به ورزش بپردازند و فکر میکنند باید تبدیل به قهرمان دوی ماراتن شوند. به آنها یادآوری کنید که همان ساعتهای کوتاه پیادهروی در طول هفته برای آنها مفید است.
4. سالم بخورید: یکی از دلایل ثابتی که باعث میشود تا افراد نسبت به بیماری خود آگاه شوند، غذاخوردن عصبی و اضافهوزن ناشی از آن است. شما میدانید که هیچ رژیم غذایی معجزهآسایی برای درمان افسردگی وجود ندارد، اما بیمار شما چنین علمی ندارد. خوب است اگر او را تشویق کنید تا مراقب غذا خوردنش باشد و جلوی غذاخوردن عصبی را بگیرد. یادتان باشد که طبق تازهترین تحقیقات، شواهدی وجود دارد که غذاهای با امگا 3 فراوان، شبیه به ماهی سالمون (ماهی آزاد) یا تون، و غذاهایی با اسید فولیک، شبیه به اسفناج یا آووکادو، به کاهش افسردگی کمک میکنند.
5. خواب کافی: خواب کم یکی از چرخههای معیوب در افسردگی است، و سئوالی که شما باید در همان ابتدا از بیمار بپرسید. کم شدن فرصت خواب باعث میشود تا بیمار دچار افسردگی بیشتری شود. از بیمار بخواهید تا داستان یک روز زندگیاش را برای شما تعریف کند. در همان مرحله اول به او پیشنهاد بدهید تا تغییری در سبکزندگی روزمرهاش ایجاد کند. در ساعت معینی به رختخواب برود و در ساعت معینی از رختخواب بیرون بیاید. از او بخواهید در طول روز چرت نزند. به او بگویید؛ تمام عواملی که ذهنش را مغشوش میکنند، از رختخوابش بیرون بیاورد. نه کامپیوتر آنجا باشد، نه تلویزیون و نه تلفن همراه.
6. مسئولیتگریزی: زمانی که یک بیمار به شما مراجعه میکند، ممکن است به سادگی برای شما توضیح دهد؛ میخواهم مسئولیتهایم را در خانه و در محیطکار کم کنم. این تصمیم معمولا از سوی خانواده و دوستان و آشنایان فرد تقویت میشود که ما پزشکان اسمش را دوستی خاله خرسه میگذاریم. مراقبت باشید که آنها دست به چنین کاری نزنند. باقی ماندن در فعالیتهای ثابت و مسئولیتهای روزانه میتواند شبیه به طبیعیترین درمان افسردگی عمل کند. این فعالیتهای ثابت به افراد کمک میکند تا احساس خوشایندی از به انجام رساندن کارهایشان داشته باشند.
7. مقابله با افکار منفی: بخش مهمی از مقابله با افسردگی در مغز اتفاق میافتد و مبارزه جانانهای که میان افکار منفی با ذهن در جریان است. بهتر است راهی پیدا کنید تا به چرخه اصلی ذهن بیمار نزدیک شوید، و آن چرخدندهها را دستکاری کنید. با اضافه کردن منطق به تفکر بیمار میتوانید از راه درمان طبیعی وارد شوید. به او کمک کنید تا تمرین ذهن مثبت را انجام دهد. مغز او نیاز دارد تا هرچه سریعتر راه نجاتی برای خودش پیدا کند. شما نیز به او کمک کنید.
8. بیماران بینسخه: یکی از خطرهایی که بیماران شما را تهدید میکند و کمتر به آن توجه میشود، استفاده از داروها بدون تجویز پزشک است. بهتر است از همان ابتدا وضعیت خود و بیمارتان را مشخص کنید، و به صورتی صریح از او در این باره بپرسید. دکتر کوک میگوید:« از او بپرسید چه غذاهایی میخورد و چه داروهایی مصرف میکند و جلوی دردسرهای آیندهتان را بگیرید.»
9. کارهای تازه: مغز شما به عنوان پزشک باید سرشار از ایدههای تازه برای گذران زمان باشد. کسی که به سراغ شما میآید، گاهی اوقات انگیزهای برای رفتن به موزه ندارد، انگیزهای برای رفتن به سینما ندارد و هیچ گزینهای به ذهنش نمیرسد تا فعالیت تازهای انجام دهد. وظیفه شماست که راهکارهای تازهای به او نشان دهید و برای مثال به او پیشنهاد کنید تا کتابش را بردارد و به پارک برود و روی نیمکت پارک شروع به خواندن کتاب کند. به او پیشنهاد بدهید کلاس زبان برود. اگر بیمار شما نسبت به این کار واکنش منفی نشان داد، به صورتی صادقانه با او برخورد کنید و دلیل اصلی را به او بگویید. دکتر کوک میگوید:« وقتی که ما خودمان را مجبور میکنیم تا کارهای متفاوت انجام دهیم، در مغز ما فعل و انفعالات شیمیایی اتفاق میافتد. وقتی وضعیت همیشگی را تغییر میدهی، سطح دوپامین موجود در مغز تغییر میکند که منجر به احساس لذت و آموزش توامان میشود.»
10. شاد باشید: فراموش نکنید کسی که به سراغ شما میآید از افسردگی رنج میبرد و شاد بودن را فراموش کرده است. به نظر او هیچچیز در دنیا ارزش خوشآمدن ندارد. به او کمک کنید تا احساس سرزندگیاش را با استفاده از فعالیتهای مفرح به دست آورد. در این موقعیت مجبور نیستید از کارهای خوشایندی که به خودتان احساس خوبی میدهد، استفاده کنید. همین اندازه که به او بگویید به کارهایی بپردازد که پیش از این میپرداخته و از آنها لذت میبرده است، کفایت میکند.
منبع: روزنامه سپید/سلامت نیوز