انواع کنترل
1- کنترل پیشگیری یا مقدماتی
2- کنترل همگام یا همزمان
3- کنترل بازخورد یا نهایی
کنترل پیشگیری یامقدماتی:
ازانحرافات در کیفیت و کمیت منابع ، مادی و مالی مورد استفاده سازمان ، پیشاپیش جلوگیری می کند .
کنترل همگام یا همزمان :
وسیله اصلی این کنترل ،فعالیت سرپرستی و هدایت است .مدیران بامشاهده ی مستقیم کارزیردستان پی می برند که آیا کارها وعملیات سازمان طبق خط مشی ها و رویه های پیش بینی شده جیان دارد یا نه
کنترل بازخورد یا نهایی
این کنترل ناظر به نتایج نهایی کاراست . اطلاع از نتایج کارو مقایسه یآن با ملاک ها ،انحرافات احتمالی و اقدامات اصلاحی لازم را مشخص می کند .
ویژگی های کنترل موثر
1- دقت : اطلاعات باید دقیق باشد ، زیرا ارزیابی دقت اطلاعات ، یکی از عمده ترین عناصر در فرآیند کنترل است که مدیران باید به آن توجه داشته باشند.
به موقع بودن :گزارش ها ی عملکرد ، باید هرچه سریع تر در اختیار مدیر قرار گیرد تا بتواند اقدامات اصلاحی را به موقع انجام دهد.
3- مبتنی بر هدف باشد : جهت حصول اطمینان ازاجرای شایسته استراتژی و خط مشی ها و برنامه ها ، کنترل باید مبتنی بر هدف و برنامه باشد
4- کنترل باید معقول وقابل درک باشد : افراد مسئول و افراد ذی ربط باید شناخت کاملی ازهدف ومکانیزم آن داشته باشند .
5- سیستم کنترل باید مقرون به صرفه باشد ، هزینه اجرای کنترل ، باید کمتر یا حداقل برابر با فواید حاصل ازسیستم کنترل باشد .
6- کنتل باید در نقاط استراتژیک باشد :کنترل تمام جنبه های فعالیت های کارکنان ،نه ممکن است ونه ضروری ، پس کنترل باید در نقاط استراتژیک انجام شود ، تا برنتایج تاثیر حیاتی داشته باشد .
7- کنترل باید عینی باشد : کنترل موثر ، به سیستم اندازه گیری عینی و دقیق نیاز دارد.
8- انعطاف پذیر باشد :کنترل باید آن قدر انعطاف داشته باشد که بتواند باتغییرات سازمان ،برنامه ها ،شرایط کاری و محیط خارجی خودرا تطبیق نماید.
9- کنترل باید با تفاوت های فردی قابل انطباق باشد .
10- کشف کنندگی : کنترل ، باید خاصیت کشف انحراف استاندارد هاو اقدام های اصلاحی را داشته باشد ، به عبارت دیگر کنترل باید هدف اصلاحی داشته باشد .
11- کنترل باید متناسب با پست سازمانی باشد : مدیر باشگاه و مدیر استادیوم ، هریک به سیستم کنترل جداگانه ای نیاز دارند .
12- تجدید نظر : سیستم کنترل ، هرچند بار باید مورد تجدید نظر قرار گیرد ،تجدید نظر باید از جنبه های زمانی ، اقتصادی ، عینیت ، به موقع بودن و منعطف بودن ، انجام شود ، تا مشخص شود آنچه را که باید مورد سنچش قرار می گرفت ، انجام یافته یا نه ؟
وی ادامه داد: «قلعه نویی به من گفت به قاضی بگویم با توجه به اینکه بازیکن بزرگی به نام عنایتی در راه استقلال است فرصت کمتری به او می رسد. به همین دلیل ما این بازیکن را در فهرست مازاد قرار دادیم و گفتیم می توانی هر جایی می خواهی بروی. قاضی قرارداد 900 میلیونی با استقلال بسته اما فقط سه گل زده است. آیا واقعا انتظار داشت بماند؟ انتظار ما این بود که این بازیکن مشکلات خط حمله را برطرف کند و انتظارات هواداران را برآورده سازد. وقتی که این اتفاق نیفتاد، باید تغییرات ایجاد می کردیم.»
معاون ورزشی استقلال خاطرنشان کرد: «قاضی باید بداند خودش را نمی تواند با بازیکن بزرگی مثل عنایتی مقایسه کند. توصیه من به او این است که صبورتر باشد و اول در استقلال و پرسپولیس تبدیل به بازیکن بزرگی شود و سپس مصاحبه کند تا حرف هایش خریدار داشته باشد و مصاحبه هایش کلیک بخورد.»
وی گفت: «متاسفانه این عادت قاضی است که از هر تیمی بیرون می رود علیه مدیران قبلی اش حرف می زند. هنوز مصاحبه های قاضی علیه مدیران پرسپولیس در آرشیو هست و می توان با یک سرچ ساده این اظهارات را در اینترنت پیدا کرد. امیدوارم او فرداها که از تیم فولاد جدا شد، چنین رفتاری را در قبال مدیران فولاد انجام ندهد و اگر انتقادی و حرفی دارد در زمان حضورش مطرح کند.»
معاون ورزشی باشگاه استقلال افزود: «دنیای ما کوچک است و آدم ها به هم می رسند. فکر می کنم قاضی می داند وجدان تنها محکمه ای است که نیاز به قاضی ندارد و از او می خواهم به وجدانش رجوع کند.»
وی افزود: «شاید قاضی فراموش کرده من خودم با چند باشگاه صحبت کردم تا شرایط انتقالش فراهم شود. آقای قاضی! مگر من با پدیده در حضور خودت حرف نزدم؟ اگر جز این است بگو. می ماند بحث رفتن از استقلال که بحث فنی است و مسائل فنی هم که مشخص است با قلعه نویی هست و نظری جویباری در این وسط کاره ای نیست. کادر فنی صلاح دانست 8 بازیکن را در فهرست مازاد قرار بدهد و باشگاه پذیرفت.»
نظری گفت: «اگر عنایتی را هم آوردیم دو دلیل داشت. اول اینکه مشکل گلزنی استقلال را حل کنیم و دوم اینکه رضا در همه این سال ها هیچگاه علیه باشگاه موضع نگرفت و اگر دلخوری هم داشت در رسانه ها نگفت. عنایتی به همین دلیل میان هواداران فوق العاده محبوب است. این رفتار نباید اپیدمی شود تا بازیکنی از استقلال جدا شد، همه چیز را بد جلوه بدهد و علیه باشگاه موضع بگیرد. هوادار آگاه است و اینچنین بازیکنی مثل عنایتی را با همه وجود می پذیرد.»
نامه جمعی از شهروندان در حمایت از دکتر م
شاید بارها در ذهن من و شما خطور کرده باشد،چگونه باوجود استعداد های سرشار بومی و خیل عظیم دانش آموختگان جوان و عناصر زبده و کار آزموده لیک در راس هرم برخی مدیریت ها ی اجرایی شهر مان افراد غیر بومی قرار دارند؟
معمولا" در این زمینه خصوصا" در آستانه انتخابات مجلس بسیاری از انتخاب شوندگان برای جلب
آراء شهروندان شعار مذکور را بشکل استفهامی علم می کنند.اما با گذشت اندک مدتی از فضای تبلیغاتی همان افراد نیز برای دستیابی به منافع زودگذر فردی و گروهی بدنبال نیروهای غیربومی می روند.
مدیریت غیربومی فی نفسه مذموم و پدیده ای نامانوس نیست بلکه بسیاری از مردم بر این باورند با وجود عناصر کارآمد و شایسته و تحصیل کرده بومی دیگر نیازی به سپردن مدیریت دستگاههای اجرایی مناطق مختلف به مدیران غیربومی نیست.
مدیران غیربومی آسیبهای فرهنگی اجتماعی منطقه را نمیشناسند و لذا برای رفع آنها نمیتوانند تلاش کنند. و وقتی شناخت نباشد برنامهای برای پیشگیری و درمان هم وجود ندارد و در مدت زمان کوتاهی متوجه میشویم که آسیبها به تهدید تبدیل شدهاند.
مدیران غیربومی در جهت نخبهپروری و استفاده از نیروهای متخصص تلاش چندانی ندارند چرا که میترسند با وجود نیروهای توانمند بومی جایگاه خویش را از دست بدهند. اما این مدیران بــومی هستند که آغوش خود را در جهت تربیت فرزندان خود میگشایند و در حمایت و پشتیبانی آنها از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند.
مدیران غیربومی انگیزه کافی در جهت ارتقای حوزه تحت مسؤولیت خود ندارند در حالی که این انگیزه در مدیران بومی بسیار بالا است.خدای نکرده قصد جسارت به نیروهای زحمت کش غیر بومی را نداریم ولی با اندک تأملی این شائبه به وجود می آید که چرا با وجود داشتن نیروهای مستعد بومی در منطقه شاهد حضور این عزیزان غیر بومی هستیم ؟
*متاسفانه در لابه لای خبرها از گوشه کنار شنیده میشود که برادر فرهیخته و بزرگمان دکتر سید رضا موسوی نیا از اساتید برجسته دانشگاه و رزمنده دوران هشت سال دفاع مقدس در اوج بی مهری مسئولین در استانه عزل قرار دارد.که این خبر باعث ناراحتی ودلسردی بسیاری از دانشجویان و اساتید دانشگاه و جامعه فرهنگی شده است.جالب تر ان است که خبر های رسیده حاکی از گزینه های غیر بومی برای ریاست دانشگاه ازاد می باشد.
شایسته است نماینده عزیزو مسئولین محترم امر نسیت به فرایند تغییر در حوزه مدیران به ویژه دانشگاه ازاد اسلامی که مهمترین و پویا ترین نهاد فرهنگی در این شهرستان می باشد توجه ونظارت دقیق تری داشته باشند.تا رئیس اینده این واحد دانشگاهی برتر از رئیس فعلی باشد،هم به لحاظ درجه علمی و هم به لحاظ وجهات فرهنگی ،مذهبی و سیاسی،که بعید بنظر میرسد مدیر پیشنهادی برای تصدی این پست قابلیتهای جناب دکتر سیدرضا موسوی نیا را داشته باشدو برداشت همگان از این تغییر زیر بار نرفتن دکتر موسوی در راستای انتظارات سیاسی مسئولین باشد.
قابل ذکر است که اقای دکتر موسوی در دانشگاه ازاد اسلامی اندیمشک بستری برای حضور همه نیروهای سیاسی محیا نمودند که تاکنون هیچ رئیسی مثل ایشان در جذب اساتید فراجناحی عمل نکردند ودر واقع دکتر سیدرضا موسوی الگوی مناسبی برای مدیریت سالم واثبات رویه عدالت محوری در حوزه مدیریت شهرستان می باشد. و برای ایشان و همه مدیران عدالت محور ارزوی توفیق و سربلندی در همه زمینه های علمی و فرهنگی را داریم.
از طرف جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامی اندیمشک
جای مس کرمان در لیگ برتر خالی است و شاید مس رفسنجان جای خالی مس را در لیگ بعدی پر کند اما از خود مس کرمان بخاری بلند نمی شود. تیمی که با رقمهای آنچنانی اکبرمیثاقیان و بازیکنان اسمی اما تمام شده لیگ برتر را جذب کرد تا فی الفور به چرخه لیگ برتر باز گردد اما حالا در لیگ 12 تیمی در گروه الف لیگ دسته اول تیم دهم است؛ تیم دهمی که با تیم یازدهم (شهرداری اردبیل) هم امتیاز است و حتی خطر سقوط به لیگ دسته دوم را بشدت احساس می کند. مس تاوان مدیریت غلط و ضعیف مدیران خود را پس می دهد و مردم فوتبالدوست کرمان بشدت آزرده خاطر هستند از حال و هوای این روزهای مس.
***
مس کرمان حدودا یک دهه قبل با مدیریت «نیک نفس» و مربیگری نادر دست نشان پایش به لیگ برتر باز شد که باید از نیک نفس به نیکی یاد کرد که با تصمیمات درست مسبب این اتفاق شد. آنها در ادامه راه در لیگ برتر و به خاطر نتایج ضعیف فرهاد کاظمی را جایگزین دست نشان کردند و ستاره هایی مثل علی مولایی و صابرمیرقربانی دستاورد آن روز مس بودند. در نقل و انتقالات فصل بعد سیدمهدی رحمتی و پولادی و چند ستاره دیگر به این مجموعه اضافه شدند و مدیریت تیم به عبدالرضا برهانی نژاد رسید. مس در زمان مدیریت برهانی نژاد فرهاد کاظمی را به دلایل نتایج ضعیف برکنار کرد. شوک برهانی نژاد،آوردن مظلومی بود و از مس لیگ یکی، تیمی ساخته شد که خودش را به آسیا رساند.حالا «قلعه عقابها» صفتی جدید برای کرمان بود و هیچ تیمی در آنجا رنگ برد را نمی دید. مس با ترفندهای برهانی نژاد یکی از قدرتهای فوتبال ایران شده بود. در ادامه (فصل بعد) مس در سراشیبی قرار گرفته بود و این بار برهانی نژاد با یک تصمیم درست لوکابوناچیچ را به عنوان سرمربی جدید مس معرفی کرد. مس دوباره اوج گرفت و در آسیا به مرحله دوم صعود کرد و حتی در کرمان به تیمهایی مثل الهلال 4 تا4 تاگل می زد. پس از آن دوران با شکوه، برهانی نژاد رفت، لوکا هم رفت و دوران نزول مس استارت خود. مرفاوی با صلاحدید فتح الله نژاد زمانی سرمربی شد و مس نتایج متوسط و بعضا ضعیفی گرفت. مس در آستانه سقوط بود که دوباره لوکا را آوردند. لوکا که نزد کرمانی ها محبوبیت داشت دوباره تیم را نجات داد و پاداش مدیریت به لوکا در پایان فصل عزل او بود! تیم با وجود داشتن منابع مالی بالا اما از حیث مدیریت بسیار ضعیف و نحیف بود و نتیجه آن مدیریت در نهایت مس را به ورطه سقوط کشاند. مس فصل قبل را با تقوی شروع کرد ... با یاوری ادامه داد... با مظلومی طی طریق کرد و وقتی که کار از کار گذشته بود لوکا را آوردند که او هم دیگر کاری از دستش برنمی آمد. اگر چه آنها به فینال حذفی هم رسیدند اما در لیگ شخصیت خود را از دست داده بودند و در نهایت به لیگ یک سقوط کردند.
***
مس که در دوران مربیگری مظلومی، لوکا و مدیریت برهانی نژاد طلا شده بود، فصل قبل حتی با مظلومی ولوکا هم نتوانست از سقوط رهایی یابد و در نهایت با تصمیم اشتباه مدیران از طلا به مفرغ!!! مبدل شد. حالا اوضاع از این هم بدتر شده است. تیمی با این همه امکانات سخت افزاری که در کشور کم نظیر است و تیمهای لیگ برتری حسرت داشتن آن را می خورند با مدیریت نژاد زمانی در حال سقوط به لیگ 2 است. باید کاری کرد و تصمیمی نو در انداخت. مدیران مجموعه مس باید به داد مس کرمان برسند و با تصمیمی درست، تیم را از گرداب سقوط رهایی ببخشند.این بار چه کسی ناجی مس می شود؟ حالا که نژاد زمانی با استعفاء فرار روبه جلو کرده، چه کسی می تواند نسخه شفابخش مس را بنویسد؟