وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

دانلود فیلم ایرانی پسر تهرونی

دانلود فیلم ایرانی پسر تهرونی


 

خلاصه داستان:
سروش تهرانی به تازگی از آمریکا به ایران بازگشته و پدرش اصرار به ازدواج او دارد. اما سروش که در گذشته پنج بار شکست عشقی خورده، حاضر به ازدواج نیست. پدر سروش تصمیم می گیرد با تهدید به اجرا گذاشتن چک و سفته وی را وادار به ازدواج کند. روزی سروش به طور اتفاقی با لیلی آشنا می شود و…

 

بازیگران:
شیلا خداداد، محمدرضا شریفی نیا، سارا خوئینی ها، امین حیایی، طناز طباطبایی، شقایق فراهانی، جواد هاشمی، امیر نوری، نادر سلیمانی، یوسف صیادی، فلامک جنیدی، محمدرضا امیرصادقی

شیرین

هم لحظه های گریه ، هم لبخند شیرین اند 
لب های تو هر وقت می خواهند شیرین اند 

هر میوه فصلی دارد اما گونه های تو 
از اول نوروز تا اسفند شیرین اند 

فرقی ندارد ماه پایین شهر و بالا شهر
لب های تو از شوش تا دربند شیرین اند 

با من که باشی سیب های سرخ می مانند 
بر شاخه ها بی مشتری ، هر چند شیرین اند 

در سرزمین گونه هایت چای می کارند 
این چای ها حتی بدون قند شیرین اند 

دنیای ما سخت است اما ساده می خندیم 
دیوانه ها وقتی که می خندند شیرین اند 

امیر علی سلیمانی

دانشگاه

کاش می شد که عمر این شب ها ، مثل موهای مشکی ات کوتاه ...
به خودم وعده می دهم که برو! ته این جاده می رسد تا ماه!

بیست سال است یک نفر دارد، در دلم انتظارمی کارد
بیست سال است دوستت دارم، از همان عصر دوم دی ماه

که خدا آفرید دستم را بسپارد به دست های خودت
بسپارد به دست های کسی ٬ که ندارد از عاشقی اکراه

شاید از ازدحام دلتنگی ست ،هر کجا می روم همانجایی:
لب ساحل / کرانه های خلیج/ کوچه پس کوچه های کرمانشاه

چندروزی ست با خیالاتم ، خواب تاریخ را به هم زده ام
آه چیزی نمانده کشته شوم مخفیانه به دست نادرشاه

تب؟ ندارم نه! حال من خوب است . باخودم حرف می زنم؟ شاید!
بهتر از این نمی شود حال شاعری که بریده نیمه ی راه

شعر با من بگو مگو دارد ، زندگی بچگانه لج کرده!
نیستی و بهانه گیر شدم ... نیستی و بدون یک همراه ...

دوست دارم که با خودم باشم ، دوست دارم به خانه برگردم،
چندروزی بدون مردم شهر ، فارغ ازهای و هوی دانشگاه

باخودم حرف می زنم ،شاید راه کوتاه تر شود قدری
که به آخر نمی رسد این راه... نه! به آخر نمی رسد این راه!

رویا باقری

سیگار قلابی

وقتش رسیده مثل من امروز برداری

آن قاب عکس کهنه را از کنج انباری

با آستینت خاک هایش را بگیری باز

بر نقطه ضعف خاطراتت دست بگذاری

دستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو !

دستم معطر می شود وقتی که می باری

دیشب به یادت "گریه ها" را خواندم از اول

اصلا کتاب شعر "فاضل" را تو هم داری ؟

دیگر نپرس از فکر من این روزها، قطعا

من هم به آن چیزی می اندیشم که تو ... آری !

ترکت نخواهم کرد من با اینکه می دانم

سیگار قلابی برای ترک سیگاری . . . .

سعید صاحب علم

بی حوصلگی

ای هر سخنت قطره ی باران بهاری
باید که بر این تشنه ی بی تاب بباری

من معدن حرفم پرم از شعر و تغزّل
امّا تو عزیزم به خدا حرف نداری

سیب است و انار است و عسل هست و شکر نیز
واجب شده بر خوان لبت شکرگزاری!

تو قصّه ی "شیرینی" و من شاعر "مجنون"
این گونه بعید است به من دل بسپاری!

سیگار و غزل چاره ی بی حوصلگی هاست
یک شعر بمان پیشم اگر حوصله داری

مصطفی الوندی