وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

امام من

یکی دو روزه احساس دلتنگی شدید پیدا کردم به امام

دوست دارم قربون صدقش برم

چهره پر جذبش

جذبه ای که خیلی ها رو به جنون کشیده

به قدرتش

به حسش

به باورش

عکس زیر مانیتورم تصویر امام خمینی هست یه برچسب کوچیک که امام به صورت نیم رخه

این برچسب رو تو خونه تکونی اداره پیدا کردم و زدم زیر مانیتور و با عشق نیگاش می کردم تا اینکه...

چند روز پیش دلم شکست

وقتی یکی از همکارا اومد پشت سرم و بهم گفت «چرا امام روش رو ازت برگردونده»

حالم بد شد

تصمیم گرفتم هی کار کنم و کار کنم کاری که امام از دستم راضی شه و برگرده بهم نیگا کنه

انشاالله

دوستت دارم عشقم

 

السلام علیک یا روح الله الموسوی الخمینی

آشنای با بعضی تعاریف و مفاهیم فرودگاهی

آشنای با بعضی تعاریف و مفاهیم فرودگاهی:

  فرودگاه : منطقه ای بر روی زمین یا آب ( شامل کلیه ساختمانها ، تاسیسات و تجهیزات نصب شده ) است که از کل یا بخشی از آنها برای ورود ، خروج ،و جابجایی زمینی انواع وسایل پرنده و تسهیلات بار و مسافر مشخص استفاده میگردد.

لطفا برای مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

افسانه اسماعیل زاده (دانشجوی مدیریت مالی)2

زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست...
زندگی یعنی همین پروازها
صبح ها
لبخندها
آوازها...
زندگی ذره ی کاهیست٬ که کوهش کردیم
زندگی نام نکوییست٬ که خوارش کردیم
زندگی نیست به جز نم نم باران بهار
زندگی نیست به جز دیدن یار
زندگی نیست به جز عشق
به جز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
زندگی تجربه ی تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه و اندازه ی یک عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد در این فرصت کم؟

سهراب سپهری

کوثر ریوندی (دانشجوی علوم کامپیوتر)1

بچه که بودم رفیقی داشتم که خوب نیزه پرتاب می کرد. دستش قوی بود. این رفیق رفت تمام هم و غمش را گذاشت روی تمرین پرتاب نیزه. من رفتم دانشگاه تئاتر خواندم. او باز هم نیزه می انداخت. هیچ کار دیگری نمی کرد. دانشگاه را تمام کردم. او همچنان نیزه پرت می کرد. تا زد و گفت:
- بالاخره وقتش رسید خودمو نشون بدم
با هم رفتیم وسط صحرا. گفت:
- وایسا ببین چیکار می کنم
و تمام جانش را گذاشت توی نیزه و پرت کرد.
نیزه رفت و رفت. اینقدر که در هوا نقطه شد. رفیقم گفت:
- من دیگه کارم تموم شد. یه عمر کار کردم برا همچین روزی. تو رفتی درس خوندی. چیز نوشتی. خیلی چیزا یاد گرفتی.
به او گفتم:
- تو دنبال یه چیز رفتی. بهش رسیدی. من دنبال خیلی چیزا رفتم. به هیچکدمشون نرسیدم.
گفت:
- من دیگه باید برم. خداحافظ.
این را گفت و به صورت افتاد زمین. یک نیزه به پشتش فرو رفته بود. نیزه ای بود که خودش پرت کرده بود. نیزه اش زمین را دور زده بود و به خودش رسیده بود. او برای به خودش رسیدن تمرین کرده بود. گفته بود:
- دورترین نقطه خود منم. من می خوام به خودم برسم.
و به خودش رسید.

علیرضا روشن

دل آرام آزادمهر (دانشجوی مدیریت مالی)1

به مناسبت روز دانشجو
از کتاب فرهنگ واژگان خوب برای دانشجویان خوب
نویسنده :محمود فرجامی 


کسب علم:نام موجودی منقرض شده که گویا سابقا عده ای در دانشگاه ها به دنبال آن بودند و چند دهه است که فقط "مدرک"در زیستگاه آن یافت می شود

غیر قابل تحمل: دست پخت دختران دانشجو ،دست خط پسران دانشجو


سنگ پای قزوین :مهمترین عامل برایرگرفتن دکترای افتخاری بدون داشتن لیسانس،وقاحت با چگالی بالا

زایمان: حالتی دردناک که در شب های امتحان به آدم دست می دهد

خط میخی: دست خط بعضی از استادان که معمولا علاقه ی وافری به حک آن بر روی تخته و یاد کردن اموات خود از طرف دانشجویان دارند

حذف واحد: تعویق عذاب
حذف ترم: خودکشی ابرومندانه از ترس مرگ مفتضحانه

حاج آقا:لفظی برای خطاب مدرسان درس های عمومی، مدح شبیه به ذم