فرمانده سپاه قدس 48 ساعت بعد از تجاوز دشمن صهیونیستی به «قنیطره» با دبیر کل حزبالله در بیروت دیدار و علاوه بر حضور در مجلس ختم «جهاد مغنیه» بر سر مزارش حضور پیدا کرد.

به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، سرلشگر «قاسم سلیمانی» فرمانده سپاه قدس 48 ساعت بعد از تجاوز دشمن صهیونیستی به حومه شهرک «قنیطره» سوریه، به بیروت رفت و بلافاصله با «سید حسن نصرالله» دبیر کل حزب الله لبنان و شماری دیگر از مقامات مقاومت اسلامی لبنان دیدار و گفتوگو کرد.
تلویزیون المیادین در برنامه «خط النار» (خط آتش) با اعلام این خبر، افزود: سردار سلیمانی بعد از دیدار با سید نصرالله به منزل شهید «جهاد عماد مغنیه» در ضاحیه جنوبی بیروت رفت که در آنجا مجلس ختمی در حال برگزاری بود، و شهادت عماد را تسلیت گفت. پدر بزرگ جهاد عماد مغنیه و شمار دیگری از اعضای خانواده مغنیه از سردار سلیمانی استقبال کردند.
غسان بن جدو مدیر شبکه المیادین در برنامه «خط النار» که پنجشنبه شب پخش شد در خصوص دیدار سردار سلیمانی با نصرالله گفت: او 48 ساعت پس از حادثه با سید حسن نصرالله دیدار کرد. این دیدار صرفا به بیان تسلیت برای شهدای حزبالله و ایران محدود نشد و در این دیدار درباره مسائل جاری (از جمله حمله قنیطره) صحبت و رایزنی شد.
بر اساس این گزارش سردار سلیمانی بعد از حضور در مراسم ختم شهید عماد مغنیه در منزلش به بارگاه «دو شهید» رفته ضمن قرار دادن تاج گل بر مزار شهیدان عماد و جهاد مغنیه برای آنها فاتحه قرائت کرد.
این گزارش حاکی است که به هنگام حضور سردار سلیمانی در مزار شهدای مغنیه شماری از دوستان شهید عماد مغنیه نیز در بارگاهش حضور داشتند که با فرمانده سپاه قدس احوال پرسی کردند.
شبکه المیادین همچنین اعلام کرد که سردار سلیمانی شب همان روز به تهران بازگشت.
یکشنبه 28 دیماه، یک بالگرد رژیم صهیونیستی شماری از نیروهای مقاومت اسلامی در حومه شهر قنیطره، در جنوب سوریه را هدف قرار داد و با شلیک دو موشک شش رزمنده حزبالله از جمله «جهاد عماد مغنیه» فرزند شهید «عماد مغنیه»، و همچنین سردار «محمدعلی الله دادی» از فرماندهان سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران را به شهادت رساند.
مرگ «عبدالله بن عبدالعزیز» و به قدرت رسیدن «سلمان بن عبدالعزیز» در کنار عزل و نصبهای صورت گرفته در خاندان سعودی تاثیری انکار ناپذیر بر سیاستهای این کشور در عرصههای داخلی، منطقهای و بینالمللی میگذارد.

به گزارش گروه بین المللی خبرگزاری فارس، روزنامه لبنانی «السفیر» در مقالهای به قلم «مصطفى اللباد» به بررسی تغییر و تحولات داخلی، منطقهای و بینالمللی پس از انتقال قدرت در عربستان سعودی میپردازد.
السفیر در اینباره مینویسد: با مرگ «عبد الله بن عبد العزیز»، پادشاه سعودی در سن 91 سالگی، عربستان سعودی از زمان تاسیس خود در سال 1932 میلادی تاکنون در برابر مرحله جدیدی از تاریخ خود قرار میگیرد.
اهمیت بیمانند منطقهای و بین المللی کشور عربستان سعودی در این امر نهفته است که این کشور بزرگترین تولید کننده نفت جهان و پنجمین کشور دارای بیشترین ذخایر نفتی در دنیا بشمار میآید و این موجب میشود، تاثیر بسزایی بر بازارهای بین المللی نفت داشته باشد.
صرف نظر از نفت، وجود مقدسات اسلامی در مکه مکرمه و مدینه منوره به کشور عربستان جایگاه و بُعد روحی و معنوی ویژهای نزد مسلمانان میدهد.
همچنین هدایت و رهبری یکی از محورهای نزاع و درگیری در منطقه و نفوذ آن در عرصه منطقهای به این کشور قدرتی بخشیده که هرگونه تغییر و تحولی در عربستان مورد توجه کشورهای بزرگ جهان و منطقه قرار گیرد، چون این کشورها از میزان تاثیرگذاری عربستان بر پروندههای داخلی، منطقهای و بین المللی اطلاع دارند.
موازنههای داخل خاندان حاکم
بیماری ملک عبد الله، پادشاه سابق عربستان برکسی پوشیده نبود، بلکه به معضلی در زمینه انتقال قدرت در این کشور تبدیل شده بود و در این میان اگرچه شاهزاده سلمان بن عبد العزیز 80 ساله به عنوان ولی عهد و شاهزاده مقرن 70 ساله به عنوان جانشین ولی عهد براساس خواست و ترتیبات اتخاذ شده توسط ملک عبد العزیز انتخاب شده بودند، اما مشکل واقعی در نزاع بین شاهزادگان نسل دوم سعودی یعنی نوادگان ملک عبد العزیز نهفته است، بخصوص نزاع بین شاهزاده «متعب بن عبد الله»، فرزند ملک عبد الله تازه درگذشته و شاهزاده «محمد بن نایف»، فرزند ولی عهد اسبق عربستان سعودی.
در این میان ملک عبد الله در طول حیات خود تلاش بسیار کرد، تا راه رسیدن به سلطنت را برای پسرش شاهزاده متعب هموار کند و در این بین تلاشهایش با یکی از جناحهای قدرتمند حاکم بر خاندان سعودی یعنی شاهزادگان «سدیری» تصادم پیدا میکرد.
سدیریها در واقع فرزندان ملک عبد العزیز، بنیانگذار پادشاهی سعودی از «حصه السدیر»، همسر عبد العزیز بودند که جایگاه مهمی نزد وی داشت و مهمترین آنها ملک فهد، پادشاه اسبق عربستان و شاهزاده سلطان بن عبد العزیز و شاهزاده نایف بن عبد العزیز، ولیعهدهای اسبق این کشور و پادشاه کنونی شاه سلمان بن عبد العزیز هستند.
به همین دلیل عبد الله، «شورای بیعت» را در سال 2007 میلادی ابداع کرد تا مسئولیت انتخاب ولی عهد در صورت وجود هرگونه مانع و یا موانع را برعهده بگیرند و این موضوعی است که با انتخاب شاهزاده سلطان و شاهزاده نایف قابل ملاحظه بود، به گونهای که این شورای بیعت بود که مسئولیت انتخاب ولی عهد پس از آنها را برعهده گرفت.
یک سال قبل ملک عبد الله، شاهزاده مقرن را به جانشینی شاهزاده سلمان برگزید که در آن زمان ولی عهد عربستان بود و با این اقدام شاهزاده «احمد بن عبد العزیز» را که سناً از شاهزاده مقرن بزرگتر بود، اگرچه از شاخه سدیریها شمرده میشد، نادیده گرفت.
به موازات این اقدام ملک عبد الله سلسله تغییراتی را در وزارتخانههای دفاع و اطلاعات عربستان و همچنین معاونان وزراء انجام داد که تضعیف جناح سدیری را در خاندان سعودی درپی داشت و بارزترین این اقدامات برکناری شاهزاده «خالد بن سلطان»، از معاونت وزارت دفاع بود.
از این اقدامات تنها میشد، یک نتیجه گرفت اینکه شاهزاده مقرن که تاکنون دارای نفوذ و قدرتی در خاندان سعودی نبود – مادر وی کنیزی یمنی الاصل بود – یکباره توسط ملک عبد الله دارای قدرت و اقتدار شد و در صورت رسیدن به قدرت شاهزاده متعب بن عبد الله را به عنوان جانشین خود انتخاب خواهد کرد و این همان چیزی بود که ملک عبد الله در پی آن بود.
نکته حائز اهمیت آن بود که پس از مرگ عبد الله دفتر سلطنتی سعودی بیعت با پادشاه جدید این کشور یعنی شاهزاده سلمان را با بیعت با ولی عهد وی یعنی شاهزاده مقرن، به خواست پادشاه سابق عربستان همراه گرداند که موضوع تازه و جدیدی نبود، اما مسئله غافلگیر کننده برای همه دستور ملک سلمان، پادشاه جدید عربستان در انتصاب شاهزاده محمد بن نایف به عنوان جانشین ولی عهد و به موازات آن برکناری «خالد التویجری» از ریاست دفتر سلطنتی و فرماندهی گارد سلطنتی و انتخاب شاهزاده «محمد بن سلمان»، پسرش به جای وی در این سمتها تنها دقایقی پس از مرگ ملک عبد الله بود.
به این ترتیب جسد ملک عبد الله پیش از آنکه در قبر گذاشته شود، تکلیف جانشینی در خاندان سعودی روشن گردید تا کاملا سدیری شود. از این موضوع میتوان دو نتیجه گرفت:
- سخنرانی تلویزیونی شاه سلمان، پادشاه جدید عربستان که در آن ولی عهدی شاهزاده مقرن را به رسمیت میشناسد و باید وی را «جاده صاف کن» شاهزاده متعب بن عبد الله برای رسیدن به قدرت نامید، پیش از مرگ ملک عبد الله به ثبت رسیده و پادشاه تازه درگذشته عربستان از هر اقدامی برای آنکه راه را برای رسیدن پسرش به قدرت هموار کند، فروگذاری نکرد.
- دوم آنکه تسریع در صدور اوامر عزل و نصب جانشین ولی عهد و رئیس دفتر سلطنتی و گارد سلطنتی و اعلام بیانیه منتشره در این خصوص به این جهت بود که همزمان با گرفتن بیعت برای پادشاه و ولی عهد جدید، بیعت برای متصدیان مناصب فوق نیز گرفته و به منصب شاهزاده محمد بن نایف مشروعیت قبیلهای داده شود.
در این بین باقی ماندن شاهزاده مقرن در سمت خود به عنوان ولی عهد یا باقی نماندن وی در این منصب تاثیر چندانی بر موازنه جدید قوا در خاندان سعودی نمیگذارد که تاکید میکند، از این پس قدرت در دست جناح سدیریهاست، حال این قدرت چه توسط شاه سلمان و چه توسط شاهزاده محمد بن نایف پس از سلمان بدست آنها برسد، فرقی نمیکند، آنچه مهم است، بدست گرفتن قدرت توسط این جناح و حفظ آن در خاندان سعودی است تا رویای ملک عبد الله، درگذشته مبنی بر رسیدن فرزندش، شاهزاده متعب به قدرت محقق نشود، اگرچه شاهزاده متعب با وجود دور شدن از ولی عهدی همچنان رئیس گارد ملی عربستان سعودی است.
بازتابهای منطقهای
مرگ ملک عبد الله در زمانی رخ داد که عربستان سعودی با شرایط بسیار حساسی مواجه است. پس از ظهور گروه تروریستی تکفیری «داعش» و توسعه دامنه نفوذ و فعالیت آن در کشورهای سوریه و عراق و ورود حوثیها به «صنعا»، پایتخت یمن موجب شد تا عربستان سعودی و محور هم پیمانش در منطقه در موضع دفاعی قرار گیرند.
از سوی دیگر، ادامه مذاکرات ایران به عنوان کشوری که عربستان آن را رقیب سرسخت خود در منطقه میداند، با آمریکا به عنوان کشوری که عربستان به آن به عنوان ضامن امنیت خود بشمار میآورد، فشار بر ریاض را افزایش داد و این کشور را واداشت تا برگه بازی با قیمت نفت را رو کند و قیمت جهانی نفت را به پایینترین حد آن در عرصه بین المللی برساند.
کارشناسان تاکید میکنند که رسیدن شاهزاده متعب بن عبد الله به قدرت مناسبترین گزینه برای ایران خواهد بود، چون وی را درگیر جنگ قدرت در خاندان سعودی و رویارویی با جناح سدیریها خواهد کرد و این موضوع ریاض را از پرداختن بیش از پیش به پروندههای منطقهای و رقابت با ایران در عرصه منطقه باز میدارد.
همچنین پیش بینی شده که عربستان سعودی سیاستهای منطقهای گذشته خود را ادامه دهد، اما در قبال پروندههای یمن و سوریه و لبنان سرسختی بیشتری از خود نشان دهد.
در پرونده یمن انتظار میرود، ریاض سیاستهای جدیدی اتخاذ کند که در گرد آوردن و متحد کردن بیش از پیش قبایل سنتی هم پیمان عربستان سعودی جهت رویارویی با حوثیها نمود پیدا کند.
همانگونه که در پرونده سوریه پیش بینی میشود، ریاض در قبال هرگونه راه حل مسالمت آمیز در قبال بحران سوریه مقاومت کند.
در پرونده لبنان نیز انتظار میرود، عربستان سعودی با کمک هم پیمانانش در این کشور موقعیت و جایگاه «فواد سنیوره»، رئیس فراکسیون المستقبل در پارلمان لبنان و «نهاد المشنوق»، وزیر لبنانی را جهت رویارویی با «سعد الحریری»، نخست وزیر اسبق این کشور تقویت کند که رابطهاش از چند سال پیش با شاهزاده محمد بن نایف رو به تیرگی نهاده است.
اما در خصوص پرونده هستهای ایران و رابطه تهران – ریاض باید گفت، تا زمانیکه مذاکرات هستهای ایران و آمریکا ادامه داشته باشد، ریاض از این مذاکرات احساس ناامنی خواهد کرد و تمام تلاش خود را برای جلوگیری از دستیابی به هرگونه توافقی در این خصوص انجام خواهد داد.
در عرصه منطقهای نیز به نظر نمیرسد، افق پیش روی دو کشور جهت نزدیکی مواضع و دیدگاهها وجود داشته باشد، بنابراین انتظار میرود، این روابط به همان شکل و صورت دوره ملک عبد الله در زمان شاه سلمان نیز ادامه پیدا میکند، اگرچه برخی تحلیلها از امکان سردتر شدن روابط نیز سخن میگویند و این بالطبع تاثیر خود را بر پروندههای منطقهای آن هم به صورت منفی خواهد گذاشت.
تاثیرات بین المللی
در عرصه بین المللی مهمترین پرونده، پرونده روابط ریاض – واشنگتن است که با توجه به منافع و اهداف مشترک دو جانبه تغییری را در روابط عربستان سعودی و آمریکا شاهد نباشیم، همانگونه که انتظار میرود، سیاستهای نفتی عربستان سعودی بر منوال کاهش جهانی بهای نفت ادامه یابد و ریاض همچنان روابط خود با لابی نفتی آمریکا را که از دههها پیش تاکنون وجود داشته ادامه دهد و حتی بر عمق و گستره آن بیفزاید و از آن به عنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشارش در منطقه و عرصه بین المللی استفاده کند.
خلاصه سخن
با وجود حضور خاندان سعودی در مراسم مرگ ملک عبد الله، پیش از مرگ وی رقابت و نزاع شدید و بسیاری برسر تعیین منصب جانشینی بین شاهزادگان سعودی مشاهده شد.
با مرگ عبد الله و آنگونه که تاکنون از روند امور برمیآید، این جناح سدیری است که نشان داد، جایگاه و موقعیت خود را در خاندان سعودی تقویت کرده تا به این ترتیب رویای شاه سابق سعودی در به قدرت رساندن پسرش شاهزاده متعب و هموار کردن این راه برای وی را بر باد دهد.
پادشاه در عربستان سعودی دارای اختیارات بسیاری است و تمام تصمیم گیریها به وی ختم میشود، به همین دلیل مواضع و دیدگاههای شاه سلمان خیلی زود آثار و نشانههای خود را در عرصه سیاسی عربستان چه داخلی و چه خارجی نمایان خواهد ساخت، به ویژه آنکه تحولات منطقهای به سرعت در جریان است.
سردار آزمون با حضور در «بعضیا» در گفتوگو با سیدعلی ضیاء، درباره شایعاتی چون داشتن پیشنهاد از بارسلونا را تکذیب کرد، سخنانی در دفاع از کارلوس کیروش گفت و به بیان احساساتش از حضور ایران در جام ملتهای آسیا و خاطراتش از فوتبال پرداخت.

به گزارش خبرگزاری فارس، سیدعلی ضیاء شب گذشته نهم بهمن میزبان سردار آزمون فوتبالیست جوان کشور در برنامه زنده «بعضیا» بود.
آزمون در ابتدای این برنامه با بیان اینکه خداراشکر در گنبد استقبال خیلی خوبی از من داشتند، ابراز امیدواری کرد: انشالله خوبیهای مردم را جبران کنم.
محمدی بود که مرا کشف کرد
وی درباره کسانی که ادعا میکنند او را کشف کرده اند، اظهار کرد: آقای قلعه نویی بزرگ ما است و خیلی زحمت کشیده است. اما من تنها یکی دو بازی دوستانه داشتم که در تیم ملی در جام ملتهای آسیا بود. کاشف اصلی بنده آقای محمدی بود که جا دارد از او تشکر کنم که مرا به فوتبال ایران معرفی کرده است.
آزمون تصریح کرد: او بنا به دلایلی برکنار شد و خیلی با او بدرفتاری کردند. آقای کفاشیان میتوانست ملاحظه او را داشته باشد. او جوانان زیادی به فوتبال معرفی کرده است مثل من و جهانبخش. اگر کفاشیان لطف کند و او برگردد خیلی خوب میشود.
بین اینترمیلان و روبین کازان گزینه دوم را انتخاب کردم
این فوتبالیست درباره بازی در روسیه نیز توضیح داد: من با تیم ملی جوانان به روسیه رفته بودم آنجا مرا برای تیم روبین کازان پسندیدند. از طرف اینترمیلان هم مرا پسندیدند اما قرار شد با روبین کازان همکاری کنم.
وی همچنین در پاسخ به ضیاء این موضوع که از بارسلونا پیشنهاد داشته را تکذیب کرد و گفت: من قبل از جام ملتها از آرسنال پیشنهاد داشتم و بحثش پیش آمد. اما من با روسیه قرارداد دارم.
من باید در تیمی باشم که 90 دقیقه بازی کنم
آزمون ادامه داد: باعث افتخار من است که در این تیمهای بزرگ کار کنم اما نمیشد پیشنهاد آرسنال را بپذیرم. من اکنون باید جایی باشم که 90 دقیقه بازی کنم تا دیده شوم. بنابراین تصمیم گرفتم یکی دو سال دیگر در روسیه بمانم.
این بازیکن محبوب درباره گلهایش نیز گفت: برای تیم ملی هرچه بیشتر گل بزنم همه بیشتر خوشحال میشوند. من دوست دارم 90 دقیقه بازی کنم. وقتی حین بازی با قطر مصدوم شدم خیلی اذیت شدم و درد زیادی کشیدم. قبل از بازی با عراق هم گفته بودم تا زمانی که بتوانم بازی میکنم. با این حال هرچه خدا بخواهد پیش میآید. اگر خدا بخواهد مصدوم شوی چه گرم کنی چه نکنی مصدوم میشوی. تمام تلاش من و بچهها این بود که بیشتر کار کنیم.
او درباره احساساتی بودن و گریستنش گفت: ما خیلی زحمت کشیده بودیم و تمام تلاشمان را گذاشته بودیم که نتیجه خیلی خوبی در جام ملتهای آسیا بگیریم اما قسمت نشد. مصدومیت مهم نیست مهم بردنمان بود که میسر نشد.
وی تأکید کرد: بازی با عراق خیلی حساس بود و میتوانست سرنوشت ما را از این رو به آن رو کند. لحظه اخراج یار ما، من پشت توپ بودم و دیدم داور اشتباه کرد به پولادی کارت داد. او حواسش نبود پولادی قبلا یک کارت گرفته و وقتی کارت زرد را به او نشان داد تازه به او این ماجرا را گفتند و او مجبور شد کارت قرمز نشان بدهد. او واقعا اذیتمان کرد. ما همه کار کردیم و ترکی و فارسی و انگلیسی به او ماجرا را گفتیم اما او نفهمید.
کیروش روی ایران غیرت دارد
آزمون درباره ناراحتی کیروش و در پاسخ به اینکه آیا او میخواسته داور را بزند، تصریح کرد: شخصیت او اینگونه نیست که داور را بزند. او فکر میکند از جنس ایرانیها است و واقعا روی تیم و کشور ما غیرت داشت. ساعت مچی او رنگ پرچم ایران است.
وی در پاسخ به این سوال ضیاء که کیروش در رختکن بین دو نیمه چه واکنشی داشته، اظهار کرد: او درباره داوری هیچ چیزی نگفت و فقط درباره تاکتیک حرف میزدیم. ما باید بازی را نگه میداشتیم چون 10 نفره بودیم و نمیتوانستیم حمله کنیم. اگر حمله میکردیم به نفع آنها بود. باید تدافعی بازی میکردیم؛ اما به زودی گل خوردیم و بعد از آن با غیرت بازی کردیم. همه پشت هم بودیم. از آقایان نکونام، تیموریان و حسینی که بزرگان تیم بودند تشکر میکنم.
اگر کیروش بد بود دستیار فرگوسن نمیشد
آزمون در پاسخ به سوال ضیاء درباره حاشیههایی که پیرامون رزومه و کارنامه نداشتن کیروش مطرح شده، تصریح کرد: من به آقایان درخشان و قلعه نویی احترام میگذارم و جوابیهای برایشان ندارم. اما من باید از کیروش تعریف کنم چون من بدی از او ندیدهام. ما هرچه داریم از او داریم. من به رزومه اش کار ندارم تاکتیک او خیلی خوب بود. او اگر بد بود سرمربی رئال مادرید نمیشد یا فرگوسن او را به عنوان دستیار انتخاب نمیکرد. او همه چیز را درباره فوتبال ایران میداند و حتی دارد جوانان را وارد تیم ملی میکند. او میداند دارد چه میکند و بهتر است پشت او بایستیم. اینطوری حرفی برای گفتن خواهیم داشت.
وی درباره رایزنیاش با رییس فدراسیون فوتبال نیز گفت: از آقای کفاشیان خواهش میکنم کیروش بماند. من از همه کوچکتر بودم اما بازیام بهتر میشد چون تمرینات و تاکتیکهایی که کیروش به ما میدهد، خوب است.
این بازیکنان در مقابل تحلیلهای ضیا به او گفت: شما مربی خوبی میشوی. ما روز قبل از بازی قطر با کیروش تمرین میکردیم و همانطور که تمرین داشتیم من ضربه آخر را که منجر به گل شد با او تمرین کردم.
نتیجه گرفتن مهم است نه تدافعی و تهاجمی بازی کردن
آزمون درباره انتقاداتی که به دفاعی بودن تیم میشود، توضیح داد: اسپانیا در جام جهانی قبلی که قهرمان شد، همه بازیها را یک هیچ میبرد و نهایتا 5 گل زده بود. اما قهرمان شد. مهم نتیجه گرفتن است. تدافعی و تهاجمیفرقی نمیکند مهم گرفتن 3 امتیاز است. رضا قوچان نژاد از من جسورتر است. او بازیکن خوبی است و خیلی زحمت کشیده است. اگر او نبود ما جام جهانی نمیرفتیم.
وی درباره حضور نداشتنش در جام جهانی، تصریح کرد: این نظر آقای کیروش بود و من هیچ چیزی نمیتوانم بگویم. حتما درباره من چیزی دیده بود و فکر میکرد من نمیتوانم به تیم ملی کمکی داشته باشم. من به نظر او خیلی احترام میگذارم و اگر جام ملتها نمیرفتم هم به او احترام میگذاشتم. او باعث شد من بیشتر تمرین کنم.
این فوتبالیست همچنین درباره احترام به مربی نیز گفت: پدر من والیبالیست تیم ملی بودند و احترام گذاشتن به مربی را به من یاد داده اند. خیلی بد است آدم که با مربی اش در یک سفره نان و نمک میخورد پشت سر او حرف بزند.
در ادامه آزمون به درخواست ضیاء با زبان ترکمنی اعلام کرد که اکنون برای 4 دقیقه آگهی بازرگانی پخش میشود.
برخی مواقع فارسیام تمام میشود!
با بازگشت به استودیو، آزمون در این باره که چرا آرام حرف میزند و یخش باز نشده، با خنده گفت: من چون ترکمنم برخی مواقع فارسی ام تمام میشود ملایم حرف میزنم.
وی درباره این نکته ضیاءکه چرا بدون گواهینامه پشت ماشین نشسته است، ادامه داد: من از سرهنگ خواهش میکنم یک گواهینامه به ما بدهند. من وقت نمیکنم بروم گواهینامه بگیرم.
سردار آزمون درباره انتخاب اسمش نیز توضیح داد: اسمم را پدربزرگم انتخاب کرده است. خانوادهام میخواستند اسمم را پژمان بگذارند اما پدربزرگم گفتند نه پژمان یعنی پژمرده و باید اسم مرا سردار بگذاریم یعنی سربلند. او حرفش حرف بود و نمیتوانستند روی حرف او چیزی بگویند.
خاطرات آزمون از انگلیسی حرف زدن وحید امیری و خسرو حیدری
آزمون درباره خاطراتش نیز گفت: ما یک بازیکنی به نام وحید امیری داریم که پسر خوبی است اما انگلیسی نمیداند. بازی با عراق بود که به پای او ضربه زدند و او با زبان فارسی از داور میخواست خطا بگیرد و مدام یادش میرفت انگلیسی حرف بزند.
وی ادامه داد: در سپاهان هم آقای خسرو حیدری بود که یکی از خوبهای تیم ملی و سپاهان است. احتمالا بعد از برنامه به من زنگ میزند اما همین جا بگویم من تلفنم را جواب نمیدهم خسرو زنگ نزن! در سپاهان با الهلال بازی داشتیم و دقایق آخر بود. آنجا پشه در چشم مهدی رحمتی رفته بود و او افتاده بود. حیدری داور را صدا کرد اما وقتی آمد هیچ کس حرفی نزد. هر دو یکدیگر را نگاه میکردند. حیدری هم که انگلیسی نمیدانست ادای پشه را درمیآورد و میگفت توی چشمش رفته است. بعد هم ادای برانکارد در می آورد!
این فوتبالیست تأکید کرد: من وقتی در روسیه بودم انگلیسی حرف میزدم اما روسی نه. من آنجا مترجم روسی دارم.
آزمون در پاسخ به اینکه درست است با فامیل بازی به تیم روسیه رفته گفت: نه آنجا هیچ نسبتی با کسی نداریم. اگر بود که بیشتر پول میگرفتم. آنجا اگر خوب بازی کنی خوب پول میدهند.
وی همچنین در پاسخ به مجری برنامه به این نکته اشاره کرد که او مثل برخی دیگر از ترکمنها اسب دارد و سوارکار خوبی هم هست.
دهه هفتادیها یکدانه هستند
زننده دو گل در جام ملتهای آسیا درباره خصوصیات دهه هفتادیها به شوخی گفت: اولا که یک دانه هستند. خیلی آینده دار هستند و در فضاهای مجازی طرفدار دارند مثل من و پورعلی گنجی. ضمن اینکه ما نمیتوانیم با دهه شصتیها معاشرت کنیم چون ما خیلی بالا هستیم.
آزمون درباره کسانی که میخواهند به موفقیتهای او برسند، گفت: وی من که کسی نیستم. انشالله همه صدبرابر بهتر از من باشند و من بتوانم به آنها افتخار کنم. من که هنوز عددی نیستم و هرکاری کردم برای میهنم بوده است.
همچنین قرار بود در برنامه پژمان بازغی گفتگوی تلفنی با آزمون داشته باشد که ممکن نشد. آزمون نیز خطاب به او گفت: ممنون که بازی را نگاه میکردید. ضمن اینکه شما اصلا پژمرده نیستید!
ما فوتبالیستها آبرو میبریم و والیبالیستها آبرو میخرند
این فوتبالیست آیندهدار کشور در پایان سخنانش اظهار کرد: من از شما و همکاران خوبتان تشکر میکنم که مرا به این برنامه دعوت کردید. درست است ما نتیجه نگرفتیم اما انشالله بتوانیم چهار سال دیگر افتخار آفرینی کنیم و اسم ایران را بالا بیاوریم. ما فوتبالیستها آبرو میبریم والیبالیستها آبرو میخرند انشالله ما هم مثل والیبالیستها شویم!
حال بدی است... اعتیاد بدی است...
این که کار روزانه توان ات را گرفته باشد. نا نداشته باشی برای نشستن. کمر درد امان ات را بریده باشد و اجازه ندهد ده دقیقه بیشتر روی صندلی آرام بگیری و با کلمات بازی کنی. این که پلک های ات به سنگینی کوه شده باشند و در میان وسوسه ی خواب و بیداری اسیر باشی. جایی که وسوسه اش طعنه می زند به ستیزه ی زلیخا و یوسف، می خواهی غرق شوی. مغروق در دریای کلمات ... غرق در خواب ...
اما چیزی از درون تو را می کاود. مثل معدنچی پیر و کهنه کاری در دل زمین . پیوسته و مدام می کاود و می کاود تا رگه ای را که یافته از دل تیره ی خاک از دل سنگی سنگ بیرون بکشد.
در آن نوری که رو به مرگ می رود. در آن مغاک که تن و جان در اشتیاق نور و اکسیژن می سوزد کاویدن فعل شاقی است که توانی فرا زمینی می خواهد .
حال بدی دارم معدنچی پیر! می دانم مرا خواهی کشاند در آن حفره ای که به بطن زمین می رود. می دانم کاویدن و بیرون کشیدن دنباله ی آن رگه ی سرخ را به من خواهی سپرد. اما کمی مجال می خواهم . دمی ... خدایا این چیست که از پس گریبان ام آویخته است ؟! ... نه! انگار رهایی ممکن نیست ... غرق می شوم غرق . در میان دریایی نیلی که رگه هایی سرخ در آن دویده است . همچون گیسوانی رها در باد. رها در موج ...

«ظرفها را بشورم یا نه؟» یک جمله سوالی بسیار ساده و متعارف که در اوج سادگی جملهیی است کارآمد و موثر برای شروع رمان. به گونهیی که بدون نیاز به مقدمه، خواننده رمان دود، با خواندن این جمله، به یکباره در داستان قرار خواهد گرفت. در همان ابتدا، با جریان سیال ذهن و تکگوییهای راوی مواجه میشویم.