یادداشت شماره 337

گامی شایسته ؛ اما با هزاران « اما و اگر »
محکومیت آقای رحیمی معاون اول ریاست جمهوری در دولت دهم ، گام بی سابقهای در عمر جمهوری اسلامی بود ؛ اما به دلیل مخفیکاری ها ، عدم رسیدگی به موارد گستردهتر فساد ( از جمله در دولت حاضر ) و این که معلوم نشد این فساد کی و کجا اتفاق افتاده است و میزان آن چه اندازه بوده است ، نه تنها بازتاب لازم را در میان تودههای مردم پیدا نکرد ؛ بلکه باعث حرف و حدیثهای بسیار گردید . آقای رحیمی از دوران دولت سازندگی دارای موقعیتهای بالای اداری بودهاند . ایشان در دورهی اصلاحات نیز از مدیران رده بالای کشور بودند و سرانجام در دولت دهم ، در مسند معاون اول رییس جمهوری اسلامی قرار گرفتند .
با توجه به پیشینهی چندین و چند سالهی ایشان در دولتهای گوناگون ، این پرسش مطرح است که جرم در کدام دوره اتفاق افتاده است ؟ آیا در همان زمان وقوع جرم ، پرونده تشکیل شده است یا پس از دولت دهم ؟ اگر پرونده پس از ارتکاب جرم تشکیل گردیده است ، چرا ایشان اجازه پیدا کردند تا در جایگاه « مقام دوم اجرایی » کشور قرار گیرند ؟
مهم این که چرا محاکمهی ایشان نیز مانند دیگر چپاولگران با نام مستعار « م. هـ . » و 000 در خفا انجام گرفت ؟ و چرا مردم در موارد مهم ، نباید در جریان امور باشند ؟
از سوی دیگر محکومیت مالی ایشان در بارهی رد اصل مال یعنی اندکی بیش از 2 میلیارد تومان یا در حد یک خانهی کلنگی کمتر از 200 متر در یکی از کوچه پسکوچههای تهران و یا شهرستانهای بزرگ یا یک مغازهی 20 متری در بازاری که به تازگی شهرداری تهران یک طبقهی بالا و زیرزمین آن را ( البته به جرم تخلف ) خراب کرد ، نشان از یک سواستفاده بسیار اندک دارد و یا خواسته شده که «کوچک نمایی » گردد و بگویند ابعاد فساد در کشور در همین حد است ؟!
این رقم ، در برابر چپاول650 میلیون یورویی اخیر و یا تبدیل سالانه 6500 هکتار ( 65 میلیون متر مربع ) در عرض 20 سال گذشته تا کنون یا چپاول 33 هزار میلیارد تومانی و یا تریلیاردها تومان معوقعههای بانکی ، « پدیده » ، بیمه توسعه « خاوری » و یا دو چپاولگر دیگری که گفته میشود در زندان هستند و « مثنویهای70 منی بسیار» و ... ، رقم بسیار ناچیزی است
اگر هم کاری میکنید و اگر هم شاید صداقت دارید ، آن چنان انجام دهید که مردم باور کنند .
سه شنبه 7 بهمنماه 1393
هوشنگ طالع
بسم الله الرحمن الرحیم
نبرد یکپارچه
منبع:کیهان
سال 1967 بود که انتصابی معنادار در دستگاه اجرایی ایالات متحده رخ داد، انتصابی که شاید تا آن زمان اولین و آشکارترین نمونه از یک «ارتباط آمریکایی» در ساختار پیچیدهای از قدرت بود: ژنرال رابرت مکنامارا وزیر دفاع جانسون –رئیسجمهور دموکرات ایالات متحده- به ریاست بانک جهانی منصوب شد. مکنامارا واضع طرح مفتضحانه بمباران ویتنام شمالی و وزیر جنگ شکستخورده ایالات متحده در ویتنام بود که حالا در منصبی تازه و در ظاهری کاملا متفاوت مشغول به کار میشد. کارشناسان و اقتصاددانان آمریکایی اما تحلیلی دقیق و جالب توجه از این انتصاب داشتند: «به نظر میرسد میتوان ... .
پلکان ورودی تخت جمشید در گوشه ی شمال غربی تختگاه ساخته شده است . 
پلکان دوطرفه بوده و هر پلکان 63 پله دارد . پایان پلکان به پاگردی وسیع ختم می شود و با 180 درجه پیچش در جهت مخالف پلکان اول به سطح تختگاه می رسد ، که این پلکان 48 پله دارد . پس سر هم ، هر پلکان 111 پله دارد . درازی هر پله 6/90 متر و پهنایش 38 و بلندایش 10 سانتی متر است . این پلکانها بیننده را به ساختمانی موسوم به کاخ دروازه رهنمود می شود .
محرمی درباره شوخی احمدرضا عابدزاده در جلسه پیشکسوتان پرسپولیس گفت: خنده های من و احمدرضا برای خاطرات خوش گذشته بود اما او طوری دستم را پیچاند که الان آتل بستم!
محرمی در گفت و گویی اظهار داشت: وقتی تیم ملی نتیجه نمی گیرد همه فقط تا مدتها شعار می دهند که به تیم های پایه توجه کنید. اما در عمل حداقل در سالهای اخیر هیچ اتفاقی نیفتاده است. ما همیشه می گوییم باید به ساختارها بیشتر توجه کنیم. هزینه کردن در رده های پایه می تواند جواب بدهد. اما تا به حال چه زمان دیدید که به این صحبتها بها دهیم و برای آنها برنامه ریزی کنیم.کی روش مربی خوبی است اما او به سیستم دفاعی اعتقاد دارد و این مساله در فوتبال ما جواب نمی دهد. به عقیده من یک مربی نمی تواند به فوتبال ما چیزی اضافه کند. آن هم در مقطع بزرگسال که دیگر فوتبالشان ساخته شده است.
او ادامه داد، در جلسه هیات مدیره پرسپولیس هیچ نتیجه گیری خاصی گرفته نشد. به هر حال پیشکسوتها صحبتهایشان را کردند و در نهایت این وزارت ورزش است که باید شرایط را بپذیرد. اما از آقای هدایتی و عابدینی متشکرم که این جلسات را ترتیب می دهند و پیشکسوتها را دور هم جمع می کنم.
محرمی در مورد کمیته پیشکسوتان گفت؛ در عکسها دیدید که من و احمدرضا عابدزاده به یاد خاطرات قدیم با هم شوخی می کریدم. اما او طوری دستم را پیچاند که الان آتل بستم. وحید قلیچ هم چپ چپ، نگاه نمی کرد. بلکه به یاد حرفها و کری های گذشته افتاده بود.
وی افزود، من دیگر تصمیم گرفته ام در تمرینات پرسپولیس حاضر نمی شوم. چون تکلیف من مشخص نبود و من بین زمین و هوا بودم. برای همین ترجیح دادم که بیشتر به زندگی خودم برسم. باز هم از آقای هدایتی تشکر می کنم که پیشکسوتان را دور هم جمع کرد.