

خیلی داغـــــــ ــــــونم

نه برای کســــــــــــــــــــــی،

نه برای جایی…

بلکه دلش برای خـــــ ـــــــ ــــــــ ـــودش تنگ شده…



اینکه عشــــــق اولــــــــت است یا آخـــــــــر؛
مانـــــــــــدش را باید بخـــــــــــواهی!
چطور نـــــــــوازشت میکند فرقی نمی کند ...
صدایـــــــــش را باید یــــــــاد بگیری ...
نگاه مردم را بیخیــــــــــــال؛
به سوی آن شهر پشت دریاها که سهراب میگفت...
اومدی شبیه بارون دله من خسته خاکه
نمی دونی ، نمیدونی واسه من چقدر عزیزی
نمی دونم چی رازیه که تو چشمات خونه کرده
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده امو همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!مثل کشیدن کبریت در باددیدنت دشوار است
می کشم
یک نفر نیست
یک نفر نیست که غم های مرا بشناسد
دل ساده ، دل تنهای مرا بشناسد
حجم خاکستری غربت تنهایی من
یک نفر نیست که دنیای مرا بشناسد
یک نفر نیست که از خاموشی چشمانم
شب یلدای غزل های مرا بشناسد
یک نفر نیست که در نیمه شب دلتنگی
غم پنهان مرا بشناسد
دلم آویخته از دار پریشانی هاست.
برای توووووووو ........
برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم
همین از تمام جهان کافیه.. همین که کنارت نفس میکشم .
برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی
منی
تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی
