وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

خوشبختی

وقتى گرسنه اى،یه لقمه نون خوشبختیه ..
وقتى تشنه اى،یه قطره آب خوشبختیه ..
وقتى خوابت میاد،یه چرت کوچیک خوشبختیه …
خوشبختى یه مشتى از لحظاته … یه مشت از نقطه هاى ریز،که وقتى کنار هم قرار مى گیرن،یه خط رو میسازن به اسم زندگى …
.
قدر خوشبختى هاتونو بدونید …..

امید به زندگی

دانلود کتاب سفر به ترنسیلوانیا

 نام کتاب: سفر به ترنسیلوانیا

نوسنده: دارن شان

حجم:100kb

فرمت فایل: PDF

بخشی از داستان: به محض اینکه تلفن زنگ خورد فهمیدم که در دردسر افتاده ام هرگاه دردسری شکل می گیرد من می فهمم زیرا موش آبی که در سرم است از ترس می لرزد ....

دانلود در ادامه ی مطلب

تارک دنیا مورد نیاز است و ده داستان تاسف بار دیگر

دور از ادب است که اتوموبیل های دیگر بوق یا چراغ بزنند تا از نعش کش سبقت بگیرند ، درست همانطور که تنه زدن به خانم های مسن و بلند خندیدن در کتاب خانه دور از ادب است . وقتی نعش کشی را با تابوتی در آن می بینید ، رسم این است که کلاه تان را بردرید و با ادب بایستید تا رد شود. اگر کلاه ندارید ، باید سرتان را خم کنید. این کار ((احترام گذاشتن به مردگان)) تلقی می شود ، اما واقعیت این است چیزی که به آن احترام می گذارید ، در واقع خود ((مرگ)) است. (تارک دنیا مورد نیاز است و ده داستان تاسف بار دیگر – میک جکسون)

مرد در تاریکی

فقط آدمهای خوب به خوبی خود شک دارند٬در وهله اول همین مساله باعث خوب بودنشان است. آدمهای بد می دانند که خوب اند٬ ولی آدمهای خوب هیچ چیز نمی دانند.زندگیشان را صرف بخشودن دیگران می کنند ولی نمی توانند خود را ببخشند . (پل استر – مرد ر تاریکی)

قلعه حیوانات

چند قدم برنداشته بودند که مکث کردند.هیاهویی از ساختمان بلند شد.با عجله برگشتند و دوباره از درزهای پنجره نگاه کردند. نزاع سختی در گرفته بود. فریاد می زدند و روی میز مشت می کوبیدند ، به هم چپ چپ نگاه می کردند و حرف کدیگر را تکذیب می کردند . سرچشمه اختلافات ظاهرا این بود که ناپلئون و پیل کینگتن هر دو در آن واحد تک خال پیک را روکرده بودند.دوازده صدای خشمناک یکسان بلند بود.دیگر اینکه چه چیز در قیافه خوکها تغییر کرده ، مطرح نبود. حیوانات پشت پنجره ، از خوک به آدم از آدم به خوک و باز از خوک به آدم نگاه کردند ولی دیگر امکان نداشت که یکی را از دیگری تمیز دهند.(قلعه حیوانات-جورج اورول)