از آیت الله بهجت سوال شد؟
آیا منظور آیت الله قاضی از جمله ی
"هرکس نماز اول وقت خواند و به جایی نرسید، مرا لعنت کند"
منظورشان نماز اول وقت با حضور قلب است؟
پاسخ آیت الله بهجت: خیر! به هیچ وجه!
فقط و فقط خواندن نماز اول وقت و تداوم آن و تقید به اوقات نماز-اینکه انسان تقیّد به نماز اول وقت داشته باشد- خودش موجب تکامل نماز انسان خواهد شد و راهگشای مشکلات انسان خواهد شد.



بسم الله الرحمن الرحیم
تهیه وُ تدوین : عـبـــد عـا صـی
ناتورالیسم دو بحث دارد 1- همان مکتب رئالیسم است با این فرق که در ناتورالیسم تکیه بیشتر بر نشان دادن زشتیها است مثل آثار فلوبر و چوبک. 2- عقاید امیل زولا یعنی ناتورالیسم حقیقی که تحت تأثیر نقاش معروف ونگوگ (Vincent van gogh) و نویسنده فرانسوی گوستاو فلوبر (Gustave Flaubert) بوده است. مکتب ناتورالیسم در اصل حاصل اندیشه زیست شناس فراداروینی در قرن نوزدهم بود که معتقد است انسان به طور کامل در نظام حاکم بر طبیعت به حیات خود ادامه میدهد و فاقد هرگونه وابستگی روحی یا شیوه مشارکت به یک دنیای مذهبی و معنوی فراتر از جهان طبیعت است.
نظریه داروین تقریباً پایه های کلیساها را میلرزاند و هم به افکار بقای انسب هربرت اسپنسر معتقد بود که جبری علمی حیات اجتماعی را معین میکند و هم بر فرضیه لیبرالیسم مبتنی بر خرد جان استورات میل تکیه داشت که بر عقل و شعور و آزادی فردی بها میبخشد. بنابراین چنین موجودی صرفاً حیوانی است دارای مرتبه برتر که شخصیت و رفتار او را دو نوع نیرو یعنی وراثت و محیط تعیین میکند.
نقاشان ناتورالیسم قسمتهای تیره و تار رئالیسم را برمیگزیدند. به همین دلیل سراغ فرودستان جامعه میرفتند و فقر و محرومیت آنان را به تصویر میکشیدند. در نگرششان به جبرگرایی نیز معتقد بودند و انسان را در مرتبهای نازل تصویر میکردند. این مکتب با افول دوره خوشباوری به علم پس از دوره کوتاهی افول کرد. در حالی که به بسیاری از کشورها وارد نشد، مثلاً در انگلیس چندان طرفدار نداشت. در آلمان هم تعداد ناتورالیستها کم بود. نقاشی ایرانی یکی از مکاتب بزرگ هنر آسیایی است که معیارهای مشترکی با نقاشی چینی و ژاپنی و هندی دارد اگر مینیاتور را کلمه ای فرانسوی مرکب از دو واژه مینیموم (کوچک) و ناتورال (طبیعت) فرض بگیریم که مجموعاً به معنای طبیعت کوچک است آن را میتوان جزو نقاشیهای ناتورالیسم به شمار آورد ولی از لونی دیگر.
ناتورالیستها با افشای اخلاقیات ریاکارانه و بیدادگریهای اجتماعی، نخستین طلایهداران ادبیات متعهد قرن بیستم بودند. زولا معتقد بود که ادبیات یا باید علمی بشود، یا نابود شود. قهرمان داستانهای ناتورالیستی تمایل به غرایز شدید حیوانی نظیر طمع و هوس جنسی دارند و قربانیان ناتوانی هستند در برابر تشریح هورمونها از درون و فشارهای اجتماعی از بیرون و پایان داستان ناتورالیستی عموماً غم انگیز است اما نه از نوع تراژدی بلکه قهرمان داستان آلت دست نیروهای جبری متعددی است که عاقبت متلاشی یا نابود میگردد.
اصول ناتورالیسم عبارتند از 1.تأثیر علم و روش علمی 2. جبرگرایی 3. ضدیت با اخلاقیات
نویسندگان ناتورالیسم: امیل زولا پیشوای ناتورالیستهای فرانسه دارای آثار معروف ژرمینال، نانا، خانواده ترز راکن. جرج مور از انگلستان. وان لانپ امانتس از هلند. کرتزر، هولتس شلاف، هوپتمان از آلمان. صادق چوبک در ایران و گاهی هم آثار رئالیستی چون صادق هدایت به ناتورالیسم نزدیک می شود.
سینه بگشود از درون فریاد زد
که ای عجوزه بخت من را بسته ای
شیشه عمرم ز غم بشکسته ای
عمر من بگذشت تنها مانده ام
از رحیل دوستان جا مانده ام
بهر چه آوردیم در این سرا
زادی و حبسم نمودی در بلا
گفت مادر که ای نکو فرزند من
ای عزیز ای دلبر و دلبند من
روزگار خوردیت را یاد آر
کی نمودم من غمم را آشکار
آن زمانی که پدر رفت از میان
کودکی بودی ضعیف و ناتوان
جمله میراث پدر بودی پسر
نه زمین وملکی و نه سیم وزر
هیچ در انبان نبود آن روز سرد
غیر تصویر غم واندوه و درد
دائی و عمو و عمت بعد از آن
کی گرفتند از دل زارم نشان
کهنه میشستم برای یک قران
خوشه می چیدم برای قرص نان
گاه آبی می نهادم بر اجاق
تا فضای مطبخی گیرد اتاق
حاجی بازار با آن ریش و پشم
گه نشانم می گرفت از زیرچشم
گربه های بی حیای روزگار
درب دیزی بسته دیدند از قرار
زین سبب وامم ندادن یک قران
تا بسازم بهر شامت قرص نان
نان نبود اما تنور افروختم
پیکر پاکم به نان نفروختم
درد خود را در درون انباشتم
بذر امید تو را می کاشتم
از طبت شبها ز طب می سوختم
چشم بر مرز سحر می دوختم
گریه می کردم یواش و بی صدا
زیر لب بستاندمت باز از خدا
شکر طی شد روزگار تلخ من
قلب مادر را مرنجان از سخن
من تو را با خون دل پرورده ام
در جوارت خون دلها خورده ام
هان پسر نان حلات داده ام
منگر امروز این چنین افتاده ام
درس گیر ای نازنین از مادرت
نه قدم در ره خدایت یاورت
کار کن وانگه در آن اندیشه کن
هر هنر داری همان را پیشه کن
فقر را با کار باید ریشه کند
تنبل بی مایه باشد مستمند
تابستان 1391. روح الله محمودی - رها