وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

وبلاگ تفریحی

دانلود آهنگ، دانلود فیلم، دانلود عکس، اس ام اس

امیدم به دستان پرمهرتان...

شاعر نشست قافیه ها را جدا که کرد

در سیل اشک زاویه ها را سوا که کرد

در بین آیه های خدا خوب سجده کرد

و بیت بیت دیگر خود را رها که کرد


بر دامن مطهر او چنگ می کشید

ذکر کریم آل عبا را که می شنید

می گفت دست خالی من را رها مکن

در اوج بی پناهی خود جامه می درید:


یا ایها الکریم وجودم دخیلتان

این جان خسته ی نگرانم قتیلتان

دستم بگیر و تا به ابد هم رها مکن

ای هستی ام فدای نگاه جمیلتان


گیر است کار بنده ی از ره جدا شده

آن بنده ای که سخت اسیر هوا شده

می خواست از صراط شما راه کج کند

اما کنون اسیر نگاه خدا شده


این اشکهاش نذر غبار خیالهاش

ای کاش آبرو ز سفر داشت، کاش، کاش...

می خواهد از حریم شما بال و پر زند

پرواز سر دهد برسد تا به انتهاش


می خواهم از شما که وساطت کنید باز

یا ایها الکریم، تو ای شاهِ بنده ساز

دستی به روی عافیتِ جان من بکش

ای آنکه رحمتی و منم چشمه ی نیاز.

 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.