
سلامتی اون دختری ک موقع عقد به جای اینکه بگه با اجازه بزرگترا،
گفت با اجازه ی عشقم ک نذاشتن بهش برسم...
.
.
.
بعد چشمتون روز بد نبینه دوماد چنان کوبید تو صورتش
که صدا آب هویج داد عقدشم نکرد . . .
مادرشوهر و خواهرشوهرشم گیساشو کندن
چون جلو فامیلا آبروشون رفته بود . . .
و اما بابای عروس با کمربند افتاد به جونش
تا جایی که جا داشت زد سیاه و کبودش کرد . . .
الانم طفلک ترشیده هیچکسم نمیاد بگیرش !
باباشم نمیذاره از خونه بره بیرون !
عشقشم الان دوتا بچه داره و زنشم خعلی دوس داره !!

آیا تصویر منسوب به پیامبر اسلام صحت دارد؟
سال هاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار می یابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح می کنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ می گویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد.
به گزارش افکارنیوز به نقل از شفقنا، سایت کتابخانه تخصصی تاریخ ایران و اسلام در مقاله ای به قلم Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont و ترجمه جعفر هادی جعفریان نوشته است: این مقاله کوششی است برای بازشناسی منبع اصلی این تصویر. نویسنده استدلال های خاص خود را دارد و تلاش کرده تا نشان دهد اصل این تصویر از کجا آمده است. شاید باب بحث در این باره همچنان باز باشد.
(نام اصلی مقاله: The Story of Picture ; Shiite Depictions of Muhammad)

شیعیان ایران سابقه دیرینه ای در به تصویر کشیدن اعضای خاندان حضرت محمد(ص) و خود ایشان دارند. از اواخر دهه نود، پوسترهای پرفروشی منقش به تصویر حضرت محمد(ص) در ایران چاپ شده است که در آنها حضرت محمد به صورت جوانی خوشچهره تصویر گردیده است. این پوسترها امروزه با استفاده ا..................

سبز بودم که به تیغ هرس انداختی ام
سبز بودم که به تیغ هرس انداختی ام
دست و پا بسته به چنگ هوس انداختی ام
خواستم پشت و پناهم بشوی اما حیف
سپرم کردی و در تیر رس انداختی ام
جلد بامت شده بودم ،که تو بالم بدهی
بال و پر بسته به کنج قفس انداختی ام
در قفس گشته ام انقدر که دورت بزنم
دور باطل زدم و از نفس انداختی ام
مثل یک بچه ی نا خواسته زاییده شدم
مثل یک مادر ناچار پس انداختی ام
فواد میرشاه ولد
باید با دست پر میرفت خونه
یکم بیشتر کار کرد...
بعد از کار رفت هندو|ونه بخره
یه اَرزونش رو برداشت...
تو دلش میگفت ایشالا سرخ باشه
رسید خونه...
هندو|نه رو باز کردن
سرخ بود !
صورت پدر از شرمندگی...
__~__×___/_|_\___\_|_/___~__~_×__×_____
کنار همون خیابون همیشگی وایساد
منتظر ماشین
یکم موند تا یه ماشین مدل بالا کنارش ترمز زد
سوار شد...
اسمت چیه خانومی؟
^ یلدا....
بـه بـــه چه اسم قشنگی !
^ خونتون دوره؟
نه همین نزدیکیاس الان میرسیم
گرچه کارش دو ساعت بیشتر طول نمیکشید
ولی امشب هم ( مثل همیشه . براش شب بـلـندی بود
بــه بــــــــــــــــلــــــــــــنـــــــــــــــدی # یلدا ...
3Z1

باید با دست پر میرفت خونه
یکم بیشتر کار کرد...
بعد از کار رفت هندو|ونه بخره
یه اَرزونش رو برداشت...
تو دلش میگفت ایشالا سرخ باشه
رسید خونه...
هندو|نه رو باز کردن
سرخ بود !
صورت پدر از شرمندگی...
__~__×___/_|_\___\_|_/___~__~_×__×_____
کنار همون خیابون همیشگی وایساد
منتظر ماشین
یکم موند تا یه ماشین مدل بالا کنارش ترمز زد
سوار شد...
اسمت چیه خانومی؟
^ یلدا....
بـه بـــه چه اسم قشنگی !
^ خونتون دوره؟
نه همین نزدیکیاس الان میرسیم
گرچه کارش دو ساعت بیشتر طول نمیکشید
ولی امشب هم ( مثل همیشه . براش شب بـلـندی بود
بــه بــــــــــــــــلــــــــــــنـــــــــــــــدی # یلدا ...
3Z1
